در مالاتا، همیشه یک اتاق هست که کمی بیشتر نفس میکشد، امشب آن اتاق طبقه اول، واحد سوم است. حسین میرکریمی آنجاست نه در انتظار کسی، بلکه در انتظار لحظهای که «ترانه عاشقانه» از دل تاریکی بیرون بیاید. در شهری که عشق مثل دود از میان انگشتها میگذرد و اعترافها همیشه دیر گفته میشوند، او صداییست که میان تردید و تمنا گیر کرده. در «آزمایشگاه تئاتر نبض» و با کارگردانی محمد تات، حسین قرار است ترانهای را اجرا کند که عاشقانه است، اما نه برای عاشقها، برای آنهایی که هیچوقت جرئت نکردند عشقشان را زندگی کنند. اگر گذرتان به مالاتا افتاد، کافیست گوش بسپارید، گاهی یک ترانه از یک واحد کوچک، تمام شهر را میلرزاند.