در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:56:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
این نظر رو با حدود یک سال تأخیر می‌نویسم، پس بیشتر درباره‌ی چیزهاییه که هنوز از اجرا توی ذهنم مونده.

«مغازه خودکشی» فضای بصری جذابی داشت؛ گریم، لباس، حرکت‌ها و بازی‌های هماهنگ گروه خیلی خوب دنیای نمایش رو ساخته بودند. حضور و گردش بازیگرها قبل از شروع اجرا و معاشرتشون با تماشاگرها رو هم خیلی دوست داشتم؛ باعث می‌شد از همون لحظه‌ی ورود وارد فضای نمایش بشیم.

اجرا سرگرم‌کننده و فانتزی بود، ولی حس کردم به‌اندازه‌ی داستان اصلی عمق و تلخی نداشت. بااین‌حال، انرژی بازیگرها و فضای متفاوتش هنوز برام موندگاره.

بدرخشید 🍀
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ریتم تئاتر اولش کنده یکم...اما بازی ها خیلی خوبن
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امکان تمدید سانس های جدید وجود دارد؟
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«در انتظار گودو» از آن اجراهایی بود که بعد از پایانش، هنوز حس می‌کنی در انتظار چیزی مانده‌ای. بازی‌های روان، کارگردانی دقیق و فضایی که هم خنده داشت و هم تأمل، تجربه‌ای ساخت که تا مدت‌ها در ذهنم خواهد ماند. برای من جذاب‌ترین بخش اجرا این بود که «انتظار» فقط روایت نمی‌شد، بلکه به تماشاگر نیز منتقل می‌شد و همین، تجربه‌ی نمایش را ماندگارتر کرد. خسته نباشید به تمام گروه اجرا.
یاسین پازکیان و حسین چیانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم نمایشنامه خیلی قوی نبود. یه سری جاها حوصله سر بر بود. و مثل خیلی از نمایش های تئاتر دیگه دنبال گنجوندن آواز خوندن به هر قیمتی شده وسط نمایش بود. به نظرم نقطه قوت نمایش سبک خاص همیشگی خانم صامتی بود که باعث میشد حوصله سر بر بودن رو ازش دورتر بشیم.
یاسین پازکیان و حسین چیانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشنامه به نظرم ضعیف بود. همینطور نمایش خیلی فاخر نبود. و کمی از دید و سلیقه شخصی من بیش از حد با عرف محیط تئاتر تداخل داشت.
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای 15 مرداد، ساعت 8 ردیف 1 صندلی 10 یک عدد بلیط دارم
در صورتی که تمایل به خرید داشتید اطلاع بدین
09124871311
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با سلام
دیشب میهمان شما بودم
بسیار لذت بردم
با اینکه اولین اجرای نمایش بود و همه می دونیم که اجراهای یک نمایش،رفته رفته جان بیشتری میگیره؛اما بازی هنرمندان به شکلی بود که تماشاگر متوجه نمیشد که اجرای اول هست

برای همگی آرزوی موفقیت دارم
حسام?، یاسین پازکیان و حسین چیانی این را خواندند
سحر کمالی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به امید موفقیت های بیشتر🫠
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امکان باز شدن سانس جدید برای بعد از روز دوشنبه هست؟
حسین چیانی، حسام? و یاسین پازکیان این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای امشب پنجشنبه سانس ساعت ۲۰ یا جمعه شب ساعت ۲۰ دو تا بلیت میخوام اگه کسی داره و نمیتونه بره لطفا به این شماره پیام بدین:
۰۹۳۵۵۳۷۴۰۷۳
دیشب به دیدن این نمایش درجه یک و دشوار نشستم.
جا داره تبریک و تشکر کنم از مهرداد هنرمند عزیز برای این که چراغ این هنر و این جوان‌گرایی رو در رشت روشن نگاه داشته است
حسین چیانی، حسام? و یاسین پازکیان این را خواندند
محمد قاسمی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خیلی قشنگ وهمه چی به جابود.بازی خوب.محتوا ونور پردازی.از اون نمایش هایی که تامدت ها درذهن میمونه،برای کسانی که دنبال تئاتر حرفه ای ومحتوای پرمعنا وژرف هستند پیشنهاد میکنم
نمایش دوغ .
بوتیک هنر ایران
۹ مرداد لغایت ۱۹ مرداد
این کار حرفه ای با تیم حرفه ای را از دست ندید
نمایش را دیدم.
اول از همه اینکه هر شب مینویسید اجرای پایانی و تمدید نخواهد شد کار زیبایی نیست.
شما نوشته بودید اجرای چهارشنبه اجرای پایانی خواهد بود و به هیچ عنوان تمدید نخواهد شد.
درباره تیاتر هم عرض کنم در سبک کار قید بفرمایید ابزورد تا تماشاگر گمراه نشود،داستان درام یک اصول مشخص دارد نمیشود از وسط افکار خودتان داستان را شروع کنید و انتظار داشته باشید تماشاگر متوجه روند داستان بشود،بنظر من تنها برای پول بلیط روی سن میروید.
نه شخصیت ها برای تماشاگران باز میشوند و نه داستان بهم دوخته شده.
اون عصای شنی هم برای سرخپوستان آمریکای جنوبی بود نه ژاپن.
حداقل بار طنز را بالا ببرید تا پول بلیط حلال شود.
در روزهای اول به تماشای این اجرا رفتم ؛ اجرای گرمی بود بدون تصنع و تکلف که مد این روزهای تاتره ؛ بازی ها خیلی خوب بود بخصوص بازی خانم مهین ترابی بسیار دلنشین بود ؛ نکته ی مهم و مثبت اجرا به نظرم پرداختن به مفاهیم ریشه ای و عمیق اجتماعی و تاریخی در پشت ظاهر کمدی نمایش بود ؛ اینطور که از برخی از دوستانم شنیدم و همچنین از خواندن کامنت ها دریافتم به نظرم رسید این مفاهیم پررنگ تر و جدی تر شده در تداوم اجراها ؛ به همین دلیل برای امروز ( پنجشنبه ساعت ۶ ) دوباره بلیط گرفتم که اچرا رو ببینم .حتما نظر تکمیلی ام رو خواهم نوشت
برای امروز ساعت ۵ دو عدد بلیط موجود هست . در صورت تمایل به شماره 09384127172 پیام دهید.
حسام? و حسین چیانی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یادداشت‌هایی بر تابوت عهد از نیل لبیوت (سید حسین رسولی)

نمایش‌نامه‌ی تک‌پرده‌ای The Mercy Seat نوشته‌ی نیل لبیوت -که می‌توان آن را «جایگاه آمرزش» یا «تابوت عهد» ترجمه کرد، در یک پرده‌ی ممتد با دو شخصیت، در مکانی واحد و زمانی واقعی در نیویورک رخ می‌دهد. این یک ساختار کلاسیک ارسطویی اما کوتاه است. این اثر از نخستین واکنش‌های نمایشی به حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر است؛ با‌این‌حال، متن درباره‌ی خود فاجعه نیست، زیرا آن رویداد صرفاً نقش موتور دراماتیک را دارد. درون‌مایه‌ی محوری اثر رویکردی اخلاقی-مذهبی و انتقادی به زندگی مدرن دارد؛ از عنوان نمایش نیز پیداست که نویسنده بر زندگی گناه‌آلود امروز می‌تازد و خودخواهی فردی را نشانه می‌گیرد؛ خودخواهی‌ای که حتی می‌کوشد از دل فاجعه برای مقاصد شخصی و فاسد بهره ببرد.

مردی سی‌وچندساله به نام «بن» روی کاناپه‌ی آپارتمانی در نیویورک نشسته است و زنی چهل‌وچندساله به نام «اَبی» وارد می‌شود. گفت‌وگو با مسئله‌ی یک تماس تلفنی آغاز می‌شود: مرد باید به جایی زنگ بزند اما نزده است. زن تأکید می‌کند: «باید بتونی... زنگ بزن.» سپس روشن می‌شود بن از این کار طفره می‌رود و زن در نهایت به او می‌گوید: «این یک آزمایش بود.» ماجرا از میانه آغاز می‌شود و معلوم نیست چرا بن باید به به جایی تلفن بزند.

از بیرون، صدای آژیر ماشین‌های ... دیدن ادامه ›› دولتی به گوش می‌رسد و بن از «حادثه‌ای» سخن می‌گوید که به آینده‌ی او و اَبی مربوط است. اما به‌تدریج روشن می‌شود که «تمام کشور» درگیر این حادثه‌ی مرموز شده است. بنابراین آن‌ها در دل یک «فاجعه‌ی ملی» قرار دارند؛ فاجعه‌ای که هنوز برای مخاطب آشکار نشده است.

نیل لبیوت تلاش می‌کند با استفاده از جزئیاتِ ناچیز فضای نمایش را در اتاق آپارتمان بسازد و از اسم‌های بی‌ربط -مثل اُدی مورفی بازیگر هالیوود در دهه‌ی ۱۹۵۰- بهره می‌گیرد. این جزئیات باعث افشای درماندگیِ شخصیت‌ها می‌شود. آن‌ها قهرمان نیستند؛ بلکه با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. نویسنده تلاش می‌کند در وسط این جزئیاتِ ناچیز، اطلاعات مهمی هم ارائه دهد: اَبی، چند سال از بن بزرگ‌تر است و درآمد بیشتری دارد؛ سواد فرهنگی بیشتری دارد و می‌تواند مسائل را بهتر تحلیل کند.

نیل لبیوت می‌کوشد اطلاعات مهم را زیر انبوهی از خاطرات و حرف‌های ظاهراً بی‌اهمیت پنهان کند. شخصیت‌ها در یادآوری زمستانی در ورمونت غرق می‌شوند و به مسائل پیش‌پاافتاده می‌پردازند. در ادامه، ناگهان با مونولوگی طولانی و نامعمول از بن روبه‌رو می‌شویم.مونولوگی که در میان زنجیره‌ی جملات کوتاه پیشین، کاملاً غریب به نظر می‌رسد. این همان تکنیکی است که نمایش‌نامه‌نویسانی چون هرولد پینتر و دیوید ممت به‌خوبی از آن بهره می‌برند؛ مونولوگی که معمولاً هسته‌ی اصلی ماجرا یا گذشته‌ی پنهان شخصیت را آشکار می‌کند.

بن می‌کوشد درباره‌ی خانواده، فرزندان و رابطه‌اش با دوست‌دخترش سخن بگوید؛ این‌که در این «آخرالزمانِ لعنتی» فرصتی طلایی به دست آورده است تا گذشته‌ی گناه‌آلود و خطاهایش را «پاک» کند. اَبی به او یادآوری می‌کند که خوش‌شانس بوده که آن حادثه درست زمانی رخ داده که او این‌جا بوده است. در همین‌جا، یکی از نکات مهم متن به‌گونه‌ای نامحسوس روشن می‌شود.

در این قسمت، بخش بزرگی از ماجرا مشخص شده و اکنون با تصمیم اخلاقی بن روبه‌رو هستیم. مردی که، به گفته‌ی اَبی، همواره میل به رابطه با رئیسش داشته است. اکنون تصمیمِ او این است که با خانواده‌اش تماس بگیرد و خبر زنده‌ماندنش را بدهد؛ اما در عین حال، گمان می‌کند «فرصتی طلایی» یافته تا گذشته‌ی آلوده و گناهان «کثیف» خود را پاک کند.

مشکل اساسی این است که بن نه‌تنها به خانواده‌ی خود خیانت کرده، بلکه با رئیس خود، اَبی، در رابطه‌ای عاشقانه گرفتار شده است؛ رابطه‌ای که از نظر قانونی نوعی رابطه‌ی سلطه‌گرانه محسوب می‌شود و آشکار شدن آن، به اخراج هر دو می‌انجامد. در این میان، تمثیل‌های مذهبی به‌روشنی خودنمایی می‌کنند: بن سودای «پاک» شدن دارد و اَبی خود را «کثیف؛ مثل یهودا» می‌نامد. آن‌ها حتی در مورد سنگ قبر بن نیز صحبت می‌کنند.

در نقطه‌ی اوج کوتاه نمایش، اَبی از بن می‌خواهد اگر واقعاً دوستش دارد، به زن و فرزندانش تلفن بزند و حقیقت را اعتراف کند. ولی هر دو اذعان می‌کنند که قادر به انجام خواسته‌ی دیگری نیستند. در این لحظه، درام اخلاقی لبیوت به تمامیت خود می‌رسد: دو انسان درگیر گناه، اسیر تردید و ناتوان از هر تصمیمی که بتواند نجات‌آور باشد.

بلافاصله پس از درخواست اَبی، بن اعتراف می‌کند که در روز حادثه قصد داشته به او تلفن بزند و اعتراف کند دیگر تابِ پنهان‌کاری ندارد. او از اَبی می‌خواهد اکنون با هم به شهری دیگر بروند و همه‌چیز را پشت سر بگذارند.

اما نکته‌ی طلایی و تراژیکِ پایان نمایش همین‌جاست: بن هیچ تصمیمی نمی‌گیرد. در تردید و ناتوانیِ اخلاقی و عاطفیِ خود متوقف می‌ماند و نمایش در همین بلاتکلیفی به پایان می‌رسد؛ گویی نتیجه‌ی نهایی نه انتخاب، بلکه ناتوانی از انتخاب است؛ همان زندگی گناه‌آلود مدرن که نیل لبیوت طی تمام اثر به نقدش می‌نشیند. زندگی‌ای که در آن توبه، کفاره و رستگاری ممکن نیست.

H.M.kiani2، حسین چیانی و یاسین پازکیان این را خواندند
حسام? این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کاش قبل از اینکه دیر شود، به فرهنگ تماشای تئاتر برگردیم.

این روزها متأسفانه برخی گروه‌های نمایشی برای دیده شدن، از تولیدکنندگان محتوا می‌خواهند هنگام اجرا از نمایش فیلم بگیرند و ریل منتشر کنند.
سالن تئاتر جایی است که تماشاگر باید با تمرکز کامل اجرا را دنبال کند، نه اینکه نور صفحه موبایل، بالا گرفتن گوشی و فیلم‌برداری، تمرکز سایر تماشاگران را بر هم بزند. اگر قرار باشد هر اجرا به محلی برای تولید محتوا تبدیل شود، آرام‌آرام احترام به فضای سالن از بین می‌رود.
امیدوارم گروه‌های تئاتری، سالن‌ها و برگزارکنندگان، قبل از اینکه این رفتار به یک عرف تبدیل شود، برای حفظ فرهنگ تماشای تئاتر، فیلم‌برداری حین اجرای عمومی را ، بدون هیچ استثنا و امتیاز ویژه‌ای ممنوع کنند.
*در گفت‌وگویی با یکی از تولیدکنندگان محتوای تئاتر، گفته شد که با هماهنگی گروه این کار انجام شده است. اگر چنین رویه‌ای در حال رواج است، به نظرم خودِ گروه‌ها باید نسبت به پیامدهای فرهنگی آن تجدیدنظر کنند.

متاسفانه اینستاگرام پر شده از بلاگرهایى که تبلیغ تئاتر میکنند و پر از فیلمبردارى حین اجرا.
فیلمبردارى هنگام اجراى نمایش به شدت دور از آداب تئاتر دیدن است و باعث بهم خوردن تمرکز.
مسلما گروههاى اجرایى اجازه چنین کارى را به برخى میدهند که مایه تاسف است.
براى من که این تبلیغها در اینستاگرام توسط بلاگرهایى که درک درستى نه از تئاتر دارند و نه از آداب آن، بیشتر بازدارنده ست و حس خوبى براى دیدن آن نمایش در من ایجاد نمیکند.
.
فیلمبردارى و عکاسى ممنوع است.
حتى براى شما دوست عزیز.
۱ ساعت پیش
صبا صالحیان
قدیما که عکسِ تئاتر برای تبلیغات استفاده می‌شد روزِ ویژه‌‌ی خبرنگاران و عکاسان گذاشتن بعضی از تئاترها. می‌تونن بلاگرها رو هم توی همون روز دعوت کنن.
اجرای ژنرال 🙌
۱ ساعت پیش
به شخصه این اجراها رو هیچ وقت نمیرم ببینم، برای من بازدارنده است
۴۸ دقیقه پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فقط خواستم بگم دیشب واقعاً از دیدن نمایشتون لذت بردم.😍
همه‌چی عالی بود ، از بازی‌ها گرفته تا فضای اجرا انقدر خنده‌دار و پرانرژی بود که اصلاً نفهمیدم زمان چطور گذشت.
ممنون از زحمتی که برای این کار کشیدید و این حال خوب رو به ما منتقل کردید. خسته نباشید، واقعاً فوق‌العاده بودید.🫶🏼♥️