«صادِ چشم و جیمِ گوش» عجایبنامهای متحرک در مرزِ انیمیشن تجربی و سینمای آرشیوی است، که از پیوندِ شعر و نگارگری ایرانی و فیلمنامه ای به سبک متون کهن فارسی ساخته شده است.
راوی، حکایتِ شهری افسونزده را بازمیگوید که چشمِ شومِ دیوی در آسمانش ظاهر شده و مردمانش برای باطل کردن طلسمِ او، باید یک شبانهروز، بیآنکه پلک بزنند، در چشمش خیره شوند؛ در سفری که با ورود به ظلمتِ شب آغاز میشود و با پایانِ روز به سرانجام میرسد.