در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | صبا صالحیان درباره اکران فیلم‌تئاتر احتمالات: [ آخرِ دنیا کجاست؟ آخرِ دنیا جاییه که یه خَر حرف بزنه و کسی تعجب نکنه
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 20:38:30
[ آخرِ دنیا کجاست؟
آخرِ دنیا جاییه که یه خَر حرف بزنه و کسی تعجب نکنه... ]
.
.
.
اجرایِ "احتمالات" توی دوره‌ای بود که هنوز مشغولِ رعایتِ پروتکل‌های کرونایی بودم و با مقدارِ زیادی افسوس و کنجکاوی، دیدنش رو از دست دادم... تا امشب که فرصت شد فیلم‌تئاترش رو دیدم و به‌هرحال، نصف‌العیش هم بهتر ... دیدن ادامه ›› از هیچیه :)

کارهای علیِ شمس اونقدری سخت‌فهم و پردیالوگ هست که معمولاً هر چند بار که ببینی بازم می‌تونی فهم و درکِ جدیدتر و کامل‌تری ازش پیدا کنی... ولی از طرفی اون‌قدری هم خلاقیت و جذابیت توی اجرا اضافه می‌کنه که حتی وقتی حس می‌کنی نفهمیدی چی شد و چی گفت بازم احتمالش هست که بتونی از تماشاش لذت ببری...

"وقتی خروس غلط می‌خواند" رو دو بار دیدم و بسیار لذت بردم...
"بر زمین می‌زندش" رو سه بار دیدم و هر بار با هیجان تماشاش کردم...

"احتمالات" رو فقط یک‌ بار دیدم، امشب، به صورتِ ضبط‌شده...
و به خاطرِ کیفیتِ ضبط/پخش و صدای موسیقی که توی بعضی صحنه‌ها زیاد بود بعضی دیالوگ‌ها رو واضح نشنیدم و چون فرصتِ دوباره‌ دیدنش رو هم ندارم، نمی‌تونم مثلِ بقیه‌ی کارها مرورش کنم و ارتباطِ داستان‌ها و جزئیاتِ صحنه‌ها رو کشف کنم و نمی‌تونم بگم دیدنش به اندازه‌ی کارهای قبلی لذت‌بخش بود... ولی از طرفی دیدنِ دنیایِ اجراهای علی شمس برای من جذابه و هر بار فقط به این فکر می‌کنم که چی توی سرش می‌گذره که حاصلش میشه این‌ متن‌هایِ شبهِ‌هذیان :)

و جدا از تماشایِ فیلم، بخشِ جذاب‌ترِ امشب جلسه‌ی پرسش‌وپاسخِ بعد از اجرا بود که همونم با توجه به شناختِ کلیِ من خیلی خارج از چارچوب و عرفِ این نوع جلسه‌ها بود... که تقریباً بهمون فهموند چی در سرش می‌گذره که نتیجه‌ی اجراهاش میشه این :))


در نهایت...
بعد از چند ماه دوری از تئاتر، امشب دوباره رفتم نشستم توی سالن... تئاتر دیدم... لذت بردم... و چند دقیقه‌ای یادم رفت که چه‌ها بر ما گذشته و چه‌ها در انتظارمونه...
و یادم رفت خرهایی حرف‌می‌زنند و هزار کارِ دیگر... و ما دیگه هرگز تعجب نمی‌کنیم.
.
.
.
[ زندگی کردنِ من
مُردنِ تدریجی بود
و آنچه جان کَند تَنم...
عمر حسابش کردم

و عکسها افسرده‌اند اسماعیل
گویا چشم‌هایِ زمان
بر آنها گریسته‌اند

چه الدنگ‌هایی اسماعیل
می‌بینی
چه الدنگ‌هایی...]
درود
احتمالات برای من ، بعد از نمایش بانو آئویی از بیضایی عزیز و مجلس نامه رحمانیان و بر زمین میزندش خود علی شمس،چهارمین نمایش عمر است
۲۷ اردیبهشت
نوید عسکری فراهانی
درود احتمالات برای من ، بعد از نمایش بانو آئویی از بیضایی عزیز و مجلس نامه رحمانیان و بر زمین میزندش خود علی شمس،چهارمین نمایش عمر است
در کل کاراش پتانسیلِ ماندگار شدن در ذهن رو داره، به شرطی که ارتباطِ مخاطب [به هر نوعی] با اثر برقرار بشه... فارغ از سبکِ اجرا، مشخصه که برای اجراهاش زحمتِ زیادی می‌کشه و به اجزای مختلفش فکر می‌کنه و در درجه‌ی اول همین برای منِ بیننده ماندگار می‌کنه اون اثر رو.
۲۷ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید