در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ZanaKordistani: استاد حمید روزبهانی درگذشت ● استاد "حمید روزبهانی" شاعر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 19:19:23
۰۶ آبان ساعت ۰۰:۵۳
استاد حمید روزبهانی درگذشت


● استاد "حمید روزبهانی" شاعر و نویسنده‌ی لرستانی، عصر روز سه‌شنبه ۵ آبان‌ماه ۱۴۰۵ خورشیدی، درگذشت.

● استاد روزبهانی زاده‌ی ۳ فروردین ماه ۱۳۲۵ خورشیدی، در روستای دره‌گرگ بروجرد بود.
منتخب اشعار ایشان در مجموعه‌ای به نام "مستوره‌" در ۱۰۲ صفحه‌ی قطع وزیری در سال ۱۳۹۰ خورشیدی، چاپ و منتشر شده است.

● همچنین چند مجموعه‌ی منتشر نشده هم آماده داشتند که بنا به دلایل مختلفی چاپ و منتشر نشده است، از جمله مجموعه‌های زیر:
- عشق و فریب ... دیدن ادامه ›› (رمان)
- گرگ‌های زاگرس (مجموعه داستان)
- معجزه‌ی عشق (رمان)
- فانوس امید (نوسروده‌ها یا اشعار اروپائی)
- و دیگر هیچ (نمایشنامه)
- داستان‌هایی برای کودکان و نوجوانان
- مثنوی بلند سعید و خاتون (داستان عشقی، عرفانی)
- کلیات قصاید و غزلیات
- دیوان مثنوی‌ها و رباعیات و دوبیتی‌ها
- مثنوی حمید و اشرف (داستان)
- کلید توانایی انسان (علمی)
- گرگ‌های زاگرس (رمان)
- مرگ عشق و مرگ فریب (رمان)
- نوشته‌های  پراکنده (قطعات ادبی)
- فانوس امید اشعار اروپایی (نو سروده)
و...

● با هم بخوانیم شعری از زنده‌یاد روزبهانی را:
مرا در سینه‌ام روشن دلی بود
حکیم و کاردان کاملی بود
سخن‌دان و فصیح و محفل آرا
به درس آموزگار قابلی بود
به من در زندگی امید می‌داد
اگر در کارهایم کاهلی بود
سیه چشمی نشست اندر کلاسم
 که طرّار ره دین و دلی بود
نگه کرد و ربود از سینه آین دل
نگاهش آتش هر منزلی بود
چو مجنون کرد و شیدا بازش آورد
از آن آوردنش کی حاصلی بود
زدش زخم و سپس در سینه جا داد
و خود بگریخت ظلم کاملی بود
بدست دل عنان خویش دادن
ز کم عقلی است نه از عاقلی بود
دل دنیا بحالم سوخت ز آن‌روز
که عشقم نقل در هر محفلی بود
چو عشق آید "حمید" عقلت گریزد
و آن عشق زمینی جاهلی بود.


● و در شعری دیگر با نام "قصه‌ی عشق" از ایشان می‌خوانیم:
عمرم گذشت و ماند دلم همچو بخت خواب
غافل از اوج لذت افسانه‌ی شباب
شد خیره دیده‌ام به‌ خم زلف چون شبش
افسوس برد حال دلم را به پیچ و تاب
اکنون رسیده پیری و عقل آمده خروش
لیکن چه سود؟ نیست دگر وقت انتخاب
چشمی پر آب مانده ز هجران برای من
و اکنون ندامت است مرا می‌دهد جواب
کرد او وداع و رفت حمیدا به‌ذوق و شوق
عشق من است مانده شده قصه‌ی کتاب.


حسام؟ این را خواند
ZanaKordistani و حامد سعیدفعال این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید