خداقوت.
لذت بردم از تماشای تابوت عهد. از قرار گرفتن در اتمسفر اجرا، از تماشا و لمس نسبتها، رابطهها و موقعیتهایی که در این فضای متمرکز و در عین حال سیال قرار گرفته و جریان داشتند، و احساس دلنشینی را متبادر میکردند. سادگی صحنه و نورپردازی همراستا با فضا و بدون هیچ اضافهکاریای در راستای بازنمایی مفاهیم مورد انتقال، از نقاط مثبت و قوت این اجراست که بنظرم پایه ساخت اتمسفر را شکل میدادند. در ادامه بازی درخشان صادق برقعی، آن سکوت و ایستایی های فعال که سرشار از احساس بودند. کاشتهای احساسی که باعث میشد در زمانهای سکوت کاراکترها، فضای خالی میان آنها به خوبی جلوهگر شود. و تنشی که بشکلی بخصوص، نرم و آرام ایجاد شد و ادامه یافت. همهی اینها برای درگیر کردن مخاطب و سهیم کردن او در رخداد جاری و تجربهی اجرا کافی و مناسب بود. با این وصف یعنی سهیم شدن در تجربهی اجرا، میتوان گفت که تابوت عهد فقط راجعبه یک شکل خاص از رابطه صحبت نمیکند؛ تابوت عهد دربارهی نقاط تلاقی زندگیست، تلاقی احساس و وظیفه، مسئولیت و غریضه، اجبار و انتخاب، و موقعیتهای اینچنینی که گاهی از شدت درگیری انسان با آنها، به ناگاه در ظاهر زنگمیبازند و کم اهمیت جلوه میکنند.