اصغر نوری را سالهاست میشناسم
هنرمند محجوب و بیحاشیه و بسیار سختکوش
با دغدغههای مهم فرهنگی
این بار در قامت نویسنده و کارگردان یک اثر اقتباسی
که تماشایش برای من لذت بخش بود
اثری محترم که کوشیده لحظههای دلنشینی برای تماشاگر تئاتربین فراهم کند که ضمن ایجاد موقعیتهای خندهآور روایت سادهاش را پیش ببرد
نمایشی که با احتیاط میکوشد به ورطهی خنداندن مخاطب به هر قیمتی نیفتد
رویدادهای مخمصهواری که یکی پس از دیگری بر خانهی موسیو تانر رخ میدهد در عین سادگی و بیپیرایگی اما بسیار پرمایه است
رفت و آمد افراد
... دیدن ادامه ››
مختلف به این خانه موقعیتهای نمایشی را شکل میدهد که در رویارویی با شخصیت اصلی آن یعنی موسیو تانر موجب شکلگیری درام میشود
فقط ای کاش برخی صحنهها آنقدر کوتاه نبود که به تندی باعث تغییر صحنه شود اگرچه که واقفم به وجود ایجاز در آن موقعیتها که ناگزیر از تغییر صحنه به صحنهی بعدی بود
قصه تا لحظهی آخر کشش دارد و تماشاگر را با خود همراه میکند
متن نمایشنامه روان و گویاست
کارگردانی اثر بیتکلف و صمیمی است
بازیها دلنشین و ساده
البته که تماشای احمد ساعتچیان بر روی صحنه باعث میشود خیلی از خاطرات خوش تئاترهای دههی هشتاد برایت تکرار شود
و همین طور رضا مولایی باتجربه که در کنار مرتضی حسینزاده موقعیتها را پیش میبرند
و ای کاش بعدی برای شخصیت آقای همسایه که میتوانست مستقلتر باشد و در همراهی با شخصیت اصلی یا همان موسیو تانر همراهی بیشتر و اثرگذارتری داشته باشد
شاید بد نمیشد آقای همسایه و موسیو تانر را در قابهای دو نفرهی بیشتری ببینیم که به روند پیشرفت قصه کمک دیگری کند از جنس دیگری که نمیدانم چطور میشد
طراحی صحنه مینیمال و بسیار در خدمت اثر و محتوای قصه است
ریتم اثر تا لحظهی آخر نمیافتد و نمایش از تپش وا نمیماند
اصغر نوری و گروهش برای آفرینش این اثر شایستهی ستایش هستند
تئاتری روان و سیال که ضمن احترام به تماشاگرش او را تا پایان با خود همراه میکند
تماشایش را بسیار بسیار پیشنهاد میکنم
تئاتری که استاندارهای یک اثر نمایشی خوب را داراست