شب های اول اجرا رو دیدم و چند روزه که دارم کلنجار میرم که ایا نظرم رو بنویسم یا خیر ، راستش برای اولین بار معنی متن خوب و اجرا ضعیف رو فهمیدم ، از صدای سالن و خود بازیگرها تا تغییر دادن رنگ لباس کاراکتر ها که رکن اصلی نمایشنامه چهارصندوق رنگ لباس کاراکترهاست که نشان از اقشار جامعه هست ، تا زننده بودن لباس بازیگر مترسک ، اون جوراب شلواری کرم رنگ و چاک دامن که تا فاق ادامه داشت و فرم ایستادن و ژست هایی که بازیگر سعی داشت حتما پاهاش کاملا از دامن بیرون بیوفته ، تا جنس بسیار نازک و بدن نمای پیراهن مشکی بازیگر دیگر ، اخه چرا ؟ چرا باید همچین لباسی رو برای چنین متن فاخر و ارزشمندی استفاده کرد؟ ایا نداشتن علم طراحی لباس ؟ یا نه سعی در دیده شدن به هر قیمتی ؟ این متن و نویسنده اصلا نیازی به عشوه گری و اغواگری دم دستی ندارن اخه ، کاراکتر مترسک کلا سعی در اغواگری داشتن به قدری که اصلا نمیشد فهمید که ایا ایشون مترسک رو بازی میکنه یا یک زن که سعی در تحریک پارتنرش داره 🤕😤
دخل تصرفی که در متن ایجاد شده بود به معنای واقعی کلمه متن رو حیف کرده بود.
اون قابلمه ی لعنتی که بی دلیل یه گوشه افتاده بود هنوز تصویرش جلوی چشمم
انتخاب موسیقی 🤦🏻♀️
و بازهم میگم اینکه رنگ کاراکتر ها برداشته شده بود واقعا درک نمیکنم و بدتر اینکه به جای اون رنگ ها همه لباس مشکی و دستکش قرمز
... دیدن ادامه ››
داشتن 🤦🏻♀️
این نمایشنامه برگرفته از اثاری چون تعذیه و نقالی و ... رنگ ها پر از مفهوم هستن موسیقی سنتی و تخته حوضی رو شاید بشه تغییر داد اما اخه رنگ کاراکترها ؟
باید بگم اولین اجرایی هست که تا این حد من رو به فکر فرو برده و هر زمان که یادم میوفته عصبی میشم