«باغ وحش شیشهای» روایت زندگی خانوادهایست گرفتار در خاطره، آرزو و ناتوانی از روبهرو شدن با واقعیت.
آماندا، مادری دلبسته گذشته، میکوشد آیندهای امن برای فرزندانش بسازد.
تام، پسری خسته و در آرزوی رهایی، میان مسئولیت و میل به گریختن سرگردان است.
و لورا، دختری آرام، شکننده و منزوی، پناه خود را در دنیای کوچک و ظریف مجسمههای شیشهایاش پیدا میکند.
ورود یک مهمان، روزنهای از امید را به زندگی این خانواده باز میکند.
اما این امید، خیلی زود به مواجههای تلخ با تنهایی، رویا و حقیقت زندگی بدل میشود.