«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواریاست برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفتوگو درباره زمینههای علاقهمندی مشترک، خبررسانی برنامههای جالب به همدیگر و پیشنهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
اجرای خوبی بود
قیمتش نسبت به کار یه مقداری بالا بود
ولی بچها ضعیف عمل نکردن،باز جا برای بهتر شدن هست
گروه موسیقی فوقالعاده بود هم نوازنده ها هم خواننده
گروه موسیقی نسبتا بهتر عمل کرد
نور کمی ضعیف بود
بازیگرا خوب بودن ولی باز جای بهتر شدن هست
امیدوارم اجراهای قوی تری از این گروه ببینم
ممنونم
ممنون از اینکه با دقت اجرا را دیدید و نظرتان را با ما به اشتراک گذاشتید. خوشحالیم که در کنار نکات مثبت، نقاط قابل بهبود را هم صادقانه مطرح کردید. تمام این بازخوردها برای ما ارزشمند است و تلاش میکنیم در ادامه اجراها کیفیت اثر را هر شب بهتر کنیم. امیدواریم در اجراهای آینده هم همراه ما باشید و نتیجه این تلاش را از نزدیک ببینید. سپاس از حمایت و نگاه منصفانهتان.🌹
با سلام و احترام
خسته نباشید میگم به استاد فرهادی پور عزیز برای خلق این اثر اصل و درجه یک، به شخص ایده کلی داستان بسیار دوس داشتم و ریتم نمایشنامه خوانی تا انتها مخاطب درگیر خودش نگه میدارد به طوری که شما متوجه گذر زمان نخواهید شد. به صورت کلی میتونم بگم تقریبا بازی همه بازیگران عزیز هم دوس داشتم. صرف نظر از اون قسمتی که یکی از عزیزان حدود 15 ثانیه متن خود را گم کرد، به جز این مورد نقصی ندیدم. که البته از ارزشمند بودن کار هنری دوستان چیزی کم نمیکند و قطعا ارزش دیدن و زمان گذاشتن را دارد.
پرتوان و موفق باشید.
امشب این اجرارو دیدم
نور سالن افتضاح نظم اجرا افتضاح
تنها نقطه مثبت نوازنده حرفه ای بود که هم تار نواخت هم گیتار در لحظه ورود تا انتهای کار نوازنده خانم جمعیت رو مجاب کرد که تا انتها از سالن خارج نشن
اهالی تیاتر باید بفهمن دوران لاپوشانی کردن نواقص اجرا با لباسهای باز و موسیقی و رقص گذشته
بازیگر آماندا صد جا تپق زد و اضطراب مشهود بود
بازیگر لورا صداش شنیده نمیشد
بازیگر تام تا حدودی بهتر عمل میکرد
حس میکنم ۳۳۰ تومن هزینه بابت تماشای اجرای موسیقی کردم کاش به جای ساخت چنین تیم آماتوری از ابتدا تحت عنوان کنسرت موسیقی گیشه صحنه آبی فروش بلیت رو آغاز میکرد
به امید دیدن اجرای بهتر از این تیم۰۰۰
سلام گرم خدمت شما مخاطب گرامی
از شما ممنونم که به تماشای ما نشستید
و متاسفم که نتوانستیم انتظارات شما را بر اورده کنیم
تلاش شبانه روزی تیم ما برای بهبود کیفیت اجرا در شبهای اتی ادامه دار خواهد شد❤️من به عنوان نوازنده ی کار خوشحالم که توانستم بخشی از تجربه ی شمارا دلپذیر کنم
ممنون از وقتی که برای دیدن اجرا گذاشتید. و متأسفیم که نتوانستیم رضایت شمارو از این اجرا جلب کنیم. اجرای زنده ذاتاً تجربهای است که هر شب میتواند پختهتر و دقیقتر شود و ما نیز تمام تلاشمان را میکنیم که کیفیت اجرا هر شب بهتر از شب قبل باشد. و خوشبختانه سلیقه مخاطبان یکسان نیست و همین تئاتر را زنده نگه میدارد. ما مسئول کیفیت کارمان هستیم و هر شب برای بهتر شدن تلاش میکنیم؛ قضاوت نهایی را به مخاطبانی میسپاریم که خودشان نمایش را تجربه میکنند.
در پایان اجرا هم گفتیم که این اثر حاصل هفته ها تمرین، تلاش و عشق یک گروه مستقل است؛ گروهی که تصمیم گرفته مسیرش را با صداقت ادامه دهد و هر شب کیفیت اجرا را بالاتر ببرد. از نقد استقبال میکنیم، اما امیدواریم نقدها به گونهای باشند که به رشد یک اثر کمک کنند، نه اینکه زحمات یک تیم را نادیده بگیرند.
با عرض سلام و خسته نباشید به همه ی عوامل و بازیگران و کارگردان این کار سر کار خانوم کمند کمندی این کار بسیار کار خوبی بود فقط یکمی طولانی بود از لحاظ زمانی در بعضی جاها کشش من مخاطب را از دست میداد ولی در کل این ایده که بازیگران متن را از روی یک کتاب میخواندند جالب بود امیر سعید خیلی خوب بود همین طور بازیگر نقش مادر از بقیه کمی بهتر بودند برای کار اول کمند به نظرم قدم محکمی بود هرچند نواقصی داشت از جمله اینکه بازیگران در چند جا تپق می زدند
درود.
نمایشنامه صداها رو دوست داشتم. با توجه به اخباری که از این نمایشنامه خوندم، فکر میکنم ترجمه متعهد به متن بود. از موسیقی، خیلی خوب در اجرا استفاده شده بود. ای کاش در طول اجرا بیشتر از موسیقی استفاده میشد. من اینطوری بودم که وقتی در بخشی از نمایش موسیقی تموم میشد انگار از تماشای اون بخش پرت میشدم بیرون. موسیقی باعث میشد در فضای نمایش بیشتر بمونم. بازی ها خوب و روان بود. دو تا نکته قابل توجه وجود داشت از نظر من : یک- سالن اگر سه سویه نبود، بازیگران ارتباط بیشتر و بهتری با تماشاچی می گرفتند. دو- آخر نمایش جایی که بازیگر این دیالوگ رو میگه: "واقعیت زندگی اینه؟ " فکر میکنم من و بقیه منتظر بودیم ادامه نمایش رو ببینیم. انگار معلق موند اون جمله تاثیرگذار. متوجه پایان نمایش نشدم. به نظرم بهتر بود با لحن دیگری ادا میشد تا تماشاچی متوجه بشه نمایش تموم شده. تا 20 الی 25 ثانیه همه منتظر بودیم بفهمیم چه شد آخر .
درنهایت برای گروه آرزوی موفقیت و درخشش دارم.
ماریکا: وقتی ترس جزئی از وجودت بشه... کم کم معناشو برات از دست میده... مثل درد میمونه هر چقد عمق دردهات بیشتر باشه کمتر اذیت میشی.
پدر روحانی: وقتی خودت رو به نیروی قدرتمند تر از خودت بسپاری... نه تنها آرامش بلکه امیدت به زندگی بیشتر میشه.
پدر روحانی: هیچکس به تو کاری نداره دخترم... خدا همیشه حامی بنده هاشه
ریموند: نه نه نه پدر... خدا همیشه حامی طرف قوی تره.
گابریل: من فقط میخوام زندگی رو آسون تر بگیرم.
لوگان: و چطور ممکنه زندگی با وجود اثبات خدا آسون به نظر برسه؟
گابریل: وقتی که مسئولیت تمام کارهامون رو گردنش بندازیم.
لورا: فقط شما نیستید... این وضعیت همه مرد هاست که زن ها رو توی قالب خواسته های مورد نظر خودشون میخوان.
«مورچهها» برای من نماد تلاش جمعی بود؛ جایی که طراحی، نویسندگی و کارگردانی در کنار مدیریت و برنامهریزی، به یک زبان واحد تبدیل شدند. در طول اجرا، حس میکردم که هر حرکت روی صحنه، هر نور و هر سکوت، بخشی از گفتوگوی بزرگتری است میان انسان و جامعهاش. تماشاگران با دقت و هیجان، این گفتوگو را دنبال کردند و واکنشهایشان نشان داد که اثر توانسته است مرز میان تئاتر و واقعیت را کمرنگ کند.
نمایشنامههایی رو که در اون به استعدادها و پتانسیل نوجوانان امکان بروز و شکوفایی داده بشه، بسیار میپسندم. این نمایشنامه هم یکی از همین دسته کارها بود. بسیار عالی، با آرزوی موفقیت برای تمام دستاندرکاران این نمایش
با سلام و احترام
مورخ 1405/05/03 به تماشا این اثر نشستم. اول از همه دوس دارم راجب اثر مرغ دریایی از آنتوان چخوف صحبت کنم که واقعا نمایشنامه بی نظیری است و جز آثاری می باشد که مخاطب را به شدت درگیر داستان گیرا خودش می کند. مثلا بنده زمانی که شروع به خواندن کردم نتوانستم تا پایان، کتاب را کنار بگذارم، اما برسیم به نمایشنامه خوانی هنرمندان عزیز قطعا انتظار بنده کاملا برآورده شد و چیزی که می خواستم ببینم را دیدم (تلاش و کوشش در مدت زمان کوتاه و محدود، اعتماد به نفس، تسلط روی متن و استفاده به جا از زبان بدن به صورت محدود) با توجه به این مطلب که این اثر تجربه اول بعضی از هنرمندان حاضر در این اجرا می باشد. بایستی این نکته را متذکر شوم که شما به عنوان مخاطب اصلا متوجه این مسئله به خاطر تسلط کافی هنرمندان عزیز نخواهید شد.
مجددا خسته نباشید عرض میکنم خدمت کلیه عوامل سازنده از جمله کارگردان اثر سرکار خانم کریمی و مسئول انتخاب بازیگران جناب مسعودیان.
چقدر این نمایشنامه رو دوست دارم
اجراهای مختلفی ازش دیدم
نمایشنامه خوانی شاید برای خیلی ها مخصوصا عموم جذابیتی نداشته باشه اما کارگردان سعی کرد با میزان سن های درست
فضای خیلی خوبی رو خلق کنه حرکات کاملا به جا بود و اکت زیادی که تو ذوق بزنه ندیدیم
نقش خوانان هم سوار بر نقش بودند اکثرا
یکی دو نقش رو هم که خیلی دوست داشتم و عالی بودند
سلام و خدا قوت به تمامی عوامل نمایش زیبای "در دیزی"، دمتون گرم، عالی بودید،
شوخی های نمایش بسیار هوشمندانه انتخاب شده بود و از همه تماشاگران خنده می گرفت، بداهه گویی های جناب ملکی و جناب قربانزاده در پاسخ عکس العمل تماشاگران فوق العاده بود، انرژی بسیار خوبی از اجرای تک تک بازیگران دریافت می شد،
فضای نمایش بسیار شاد بود و اجراها فراتر از نمایشنامه خوانی بود،
شخصا منتظر اجراهای بعدیتون هستم
به امید موفقیتهای روزافزون برای شما عزیزان