در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال نمایش‌نامه‌خوانی
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 15:29:43
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
با کمی تاخیر ولی خیلی نمایش رو دوست داشتم
بازی هم دانشگاهی های عزیزم
ابولفضل و عرشیا
عرشیا صدری که غوغا کرد توی دانشگاه انقدر جدی کار نمیکنه یعنی زیاد توجه نمیکنه ولی اینجا فوق العاده بود نکنه دستمزد خوب گرفته بود که با مون و دل بازی میکرد عرشیا صدری نقش مصیبت لات بود و تمام لحظات رو من فیلم گرفتم اخر سر هم‌تو سالن بیشتر از همه تشویق شد
به جز عرشیا بازی دژبان رو هم دوست داشتم
و بازی نوشابه با دماغش رو
پیرمرد هم ابولفضل شریفی بود خندیدم مخصوصا چک هاش عرشیا تو دانشگاه ... دیدن ادامه ›› هنوز قرمزه
ولی استعداد طنز ۱۰۰ عالی مرسی از تیم خوبتون بابت ساخت این کار
اول نمیخواستم بلیط بخرم ولی انقدر عرشیا استوری گذاشت مجبور شدم ولی پشیمون نیشتم
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
رایان زندی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فاطمه عرب نژاد (u.10wb6n)
درباره نمایشنامه‌خوانی خانواده جراح i
نمایش خوبی بود بازی مفتول خانم دکتر رو دوست داشتم
وکیل خیلی طنز بود تیپ اش واسه یه وکیل
فتنه خوب بود
مصیب لات رو خیلی دوست داشتم شوخی هاش واقعا خیلی منو خنداند تیکه هایی که مینداخت صدای بامزه ای هم داشت . بازیگرش رو دوست داشتم
و بازی منشی هم دوست داشتم خیلی گیج میزد
امیدوارم موفق باشید بازم کار جدید بسازید گروه خفن
شاهین محمدی، محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
رایان زندی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عباس زاهد (zahed.a)
درباره نمایشنامه‌خوانی ایستگاه آخر i
بسیار عالی خسته نباشید
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عباس زاهد (zahed.a)
درباره نمایشنامه‌خوانی ایستگاه آخر i
بسیار عالی خسته نباشید
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مهر افسون (u.ksr6c2mehr7777777777)
درباره نمایشنامه‌خوانی خانواده جراح i
به نظرم دوتا ایراد داشت یک تعداد بازیگر زیاد بود
۲ پیرمرد معلوم نبود اصلا خوابیده بود
و یکم خسته کننده بود اوایل به دلیل دیالوگ زیاد دکتر و زنش
حضور معلم ابدارچی یکم باعث شد بازی بهتر شه و تیکه طنز میورد تو بازی و بعدش هم بازی اقای شماره ۷۶ که شخصیت یه ادم علاف و مردم ازار رو بازی میکرد که زنجیر میچرخوند طنزش خوب بود افتادن های زمینش چک خوردنش موز خوردنش خیلی طنز بود صحنه سیب رو دوست داشتم و حتی تو معرفی بازیگر هم از نقشش خارج نشده بود لاتی بود که بود😅 . اسمش رو نمیدونم ولی استعدادش تو طنز خوبه به نظرم
ولی همه خوب بودند یه سری ایراد جزعی داشت که ایشالا برطرف شه تو کار های جدیدتون
محمد فروزنده و علیرضا سعادتی این را خواندند
رایان زندی و کوثر محمدزمانی این را دوست دارند
نظرتون در مورد پیرمرد محترمه و درست تا حدودی
ولی برای سلیقه شما که محاوره زیاد بین دو نفر باعث خسته شدنه حضور شخصیت بیشتر باعث میشه که از حوصله سر بر بودن کاسته بشه
ولی خب شما هم مخالف محاوره زیاد بین شخصیت های کمتر هستین و هم مخالف شخصیت های زیاد ولی خب این نقص تو سری های دوم رفع شده . در کل ممنون از نظر دهیتون
۲۶ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ahmad faridi (ahmad.faridi8164)
درباره نمایشنامه‌خوانی ایستگاه آخر i
عالی و بی نظیر
محمد فروزنده این را خواند
سپاس از شما
۲۷ اسفند ۱۴۰۳
بسیار عالی خسته نباشید
۲۸ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کار خوبی بود
از مترو خریدم بلیط این کار یه دونفر بهم پیشنهاد دادن

خیلی خیلی تشکر میکنم بابت این نمایش که پیشنهاد دادن

بازی شخصیت لات اقا مصیبت رو خیلی دوست داشتم
یه طنز خیلی جالبی داشت و حس میکنم بیشتر دیالوگ هاش تو متن نبود و بداهه گویی می‌کرد ولی خیلی طنز بود
صحنه که میزد تو سرش برای خواهرش من ترکیدم از خنده
دکتر فتنه و یتیم هم عالی بودند
ولی شخصیت مصیبت و شخصیت آبدارچی طنز داشت
علیرضا سعادتی این را خواند
رایان زندی و کوثر محمدزمانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از نمایش نامه خوانی هایی بود که خوابم نبرد
یکم ناراحت بودم که اون شخصیت لات اون که لباسش شماره دار بود وارد صحنه شد
و یهو شوک به صحنه داد و خنده خیلی رو لبم آورد ممنون از بازیگرش که با بازی خوبش باعث شد خیلی از ناراحتی های اونشب من به یه سری از دلایل رفع شود
شخصیت لات بی نظیر بود
و آبدارچی هم باحال بود
شخصیت لات یه جورایی انگار اومده بود که بازی یکنواخت رو قطع کنه
تشکر از کارگردان این کار بابت این ساخت درجه یک
من از مترو این بلیط رو خریده بودم ولی واقعا عالی بود
محمد فروزنده و علیرضا سعادتی این را خواندند
رایان زندی و کوثر محمدزمانی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
محمدجواد نجفی (mohammad_nn)
درباره نمایشنامه‌خوانی خانواده جراح i
من که واقعا دوست داشتم این اجرا رو
مخصوصا شخصیت لات و پیرمرد
واقعا خسته نباشید.....
زهراحسین آبادی (mrs.hossrinabadi)
درباره نمایشنامه‌خوانی خانواده جراح i
جا داره اول یه خسته نباشید بگم به دوستان اجرای خیلی خوبی بود من خودم به شخصه خیلی خوشم اومد این اجرا تونست لبخند بر لب من بیاره همه عزیزان عالی بی نظیر بودن
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
یکی از بهترین نمایش نامه خوانی هایی بود که دیدم
شخصیت لات رو خیلی دوس داشتم
تمام حرکاتش طنز بود خدایی دم همتون گرم
مرسی از نویسنده بابت متن خوبش
فکر کنم مصیبت بود اسم لات
ولی واقعا خندیدم
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Negin Kzmii (neginkzmii79)
درباره نمایشنامه‌خوانی دستمال یزدی i
اجرا دستمال یزدی یکی از اجرا های کمدی درام بود که بعد از چند وقت دید من را نسبت به تاتر عوض کرد و از بازیگری نقش دو جنسه و در آخر که جدی می شود و کاراکترش عوض می شود خیلی خوب این تضاد را نشان داد و یکی از نثش هایی بود که هم من هم دوستانم دوست داشتیم.
Negin Kzmii (neginkzmii79)
درباره نمایشنامه‌خوانی ۱۲ زن خشمگین i
اجرای عالی ریتم خوب خط داستانی سرگرم کننده و بازی مرد آقای رستمی که خیلی خوب نقششون و ایفا کردند.
مینا (u.e4gw02minaarsin90070018009sgjio)
درباره نمایشنامه‌خوانی خانواده جراح i
عرشیا صدری یکی از کسانی که بازیش رو دوست دارم

کار های قبلی منو خیلی خنداند

یه کار به نام طهران تهران بود با حضور کمش خنده آورد رو لب من

دم همگی گرم فردا میبنمتون 3 تا بلیط گرفتم من
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
Baresh af (baresh1af)
درباره نمایشنامه‌خوانی معاشر i
نمایشنامه‌خوانی معاشر روایتی زنده و نفس‌گیر از پیچیدگی‌های روابط انسانی بود. اجرا به‌گونه‌ای پیش رفت که مرز بین خوانش و اجرا را محو کرد، و بازیگران حتی آن‌هایی که اولین تجربه خود را داشتند با درک عمیق از شخصیت‌ها و موقعیت‌های نمایش، لحظاتی بی‌بدیل خلق کردند. تأکید نمایش بر روابط خانوادگی، بحران‌های اخلاقی و شکستن تابوها، در لحن بازیگران و ریتم اجرا چنان هنرمندانه پرداخت شد که مخاطب را درگیر تأمل و چالش می‌کرد. معاشر نه‌فقط یک نمایشنامه، بلکه تصویری زنده از واقعیت‌هایی بود که گاهی نادیده گرفته می‌شوند.
برای همه آرزوی موفقیت و سربلندی دارم به خصوص خانم سمیرا مقصودی و فریده میرزایی.
حسین چیانی، محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
سمیرا مقصودی این را دوست دارد
سمیرا مقصودی (samira.maghsoudi)
ممنون بابت حضورتون
باعث افتخار ماست که هنرمندی با این نثر زیبا کار ما رو تحلیل کرد
۲۲ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ویدیو
درباره نمایشنامه‌خوانی خرس i
امیر مسعود و عرفان ضرغامی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
پویاپورمعانی (cinemagaranepouya)
درباره نمایشنامه‌خوانی شایعات i
درود بر همگی
بسیار لذت بردم بازیها همگی روان و مسلط و انتخاب متن هوشمندانه و کارگردانی هم برجسته تنها ضعف انتخاب سالن بود که آن هم چیزی از ارزش هنری کار کاسته نشد
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
معصومه عسگرپور (mastiwall.com)
درباره نمایشنامه‌خوانی معاشر i
درخشانید همه‌ گروه.

خانم سمیرا مقصودی، خانم فریده میرزایی عالی هستید
محمد فروزنده و امیر مسعود این را خواندند
سمیرا مقصودی این را دوست دارد
سمیرا مقصودی (samira.maghsoudi)
ممنون از حضورتون
اینکه بانوی هنرمندی چون شما ما رو تماشا کنه بهمون انگیزه میده🌹
۲۲ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشنامه‌خوانیِ « سایبان زخم‌ها »، حدیثی بود از جان، برآمده از دلی که در تلاطمِ امواجِ بی‌قرارِ خویش می‌خروشید، گاه پیش‌می‌تاخت و گاه پس می‌نشست، لیک هرچه بود، زلال و صادق بود و مگر نه آنکه آنچه از دل برآید، لاجرم بر دل نشیند؟
کارگردانِ محترم، به فراست و هنر، نغمه ‌هایِ نهفته در کلام را بازشناخته، آهنگِ اصوات را به جان دریافته و ضرب‌آهنگِ دل هایِ دردمند را با چیدمانِ اکت ‌ها در هم آمیخته، چنانکه هر بازیخوان، در قامتِ خویش استوار ایستاد و هر واژه، در ذهنِ مخاطب، تصویری شد که از پسِ سکوت نیز فریاد برمی‌کشید.
این روایت، گرچه بر خوانش استوار بود، اما جان داشت، حس داشت، زخمی نهان در دلِ سطرها و اشکی که در پایان، بی‌اختیار از گوشه‌یِ چشمِ بازیگرِ ایستاده در مقابل لغزید، گواهی بود بر صدقِ احساسی که در تار و پودِ این اثر تنیده شده بود.
نورها، چیدمان، صداها، همه و همه، یاری‌گرِ خیالِ مخاطب شدند، تا به چشمِ دل، صحنه‌ای را نظاره کند که فراتر از واژگان، قصه‌ یِ زخم‌ ها را روایت می‌کرد.
به همه‌ ی هنرمندانِ گرامی و کارگردانِ محترم که به راستی، چراغی در این « سایبانِ زخم ‌ها » برافروخت، خسته نباشید می گویم...!
خرسندم که چشم و گوش و جانم را مهمانِ این اجرا ساختم.
با احترام
از دل نوشتید و به دل نشست… سپاس برای نگاه دقیق، احساس عمیق و کلام پرمهرتان. افتخار ما بود که همراه این قصه بودید و آن را با جان شنیدید. حضورتان، دلگرمی و روشنی راه ماست. با احترام و قدردانی
۱۹ اسفند ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
قدردانی بازیگران و عوامل نمایش طهران تهران و تشویق حضار
https://www.aparat.com/v/cplim2s
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش بسیار زیبایی بود .واقعا لذت بردم.گفتگوی راننده و مسافر شاپور عالی بود .خسته نباشید