در دل یک عمارت قجری، جایی که دیوارها گوش دارند و حافظهی خانه از ساکنانش زندهتر است، ورود یک مأمور سرشماری همهچیز را بههم میریزد.
«فراموشخانه» روایتی رازآلود، تلخ و وهمآلود از قدرت، سرکوب، عشق و زخمهاییست که تاریخ هرگز فراموششان نمیکند.
این نمایش، مخاطب را به اندرونیِ خانهای میبرد که در آن حقیقت مدام پنهان میشود، گذشته از نو جان میگیرد و فراموشی، خود به شکلی از نفرین بدل میشود.
فراموشخانه تجربهای تماشایی از تعلیق، هراس، شعر، و تکرار تاریخ است؛ روایتی از چرخهای که تا به یاد آورده نشود، پایان نمییابد