در ژوئن ۲۰۲۱، دانشآموز سال اول دبیرستان، هوداکا موریشیما، برای رهایی از زندگی آشفتهاش در کوزو-شیما به توکیو فرار کند. وقتی کشتی او با طوفان باران برخورد میکند، کیسوکه سوگا او را نجات میدهد. در حالی که هوداکا از کار افتاده و در تلاش برای یافتن کار است، با هینا آمانو، کارمند یک رستوران مک دونالد ملاقات میکند. هینا به او رحم میکند و به او غذا میدهد. هداکا بعداً یک اسلحه دستی رها شده Makarov PM پیدا میکند. سوگا او را به عنوان دستیار خود در یک شرکت کوچک انتشار مجلات مخفی استخدام میکند و در آنجا افسانههای شهری مربوط به آب و هوای غیرمعمول بارانی توکیو را بررسی میکنند. آنها افسانه «دختران آفتابی» را میشنوند که میتوانند آب و هوا را کنترل کنند. هداکا میبیند که دو نفر در حال اغفال هینا برای کار در یک کلاب هستند. او با شلیک اسلحه به هوا، صاحبان باشگاه را میترساند. هینا او را به یویوگی کایکان، یک ساختمان متروکه با زیارتگاهی روی پشت بام میبرد و در آنجا اسلحه را دور میاندازد