در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال سینمای جهان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:21:37
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
۱۱ ساعت پیش
فیلم بوگونیا با بازی آلیسیا سیلور استون
میشل فولر، مدیر اجرایی شرکت داروسازی بزرگ «آکسولیت»، توسط تدی گاتز، نظریه‌پرداز توطئه، و پسرعموی او دون، که اوتیسم دارد، ربوده می‌شود. تدی باور دارد میشل عضوی از گونه‌ای بیگانه به نام «آندرومدان‌ها» است که با نابود کردن زنبورهای عسل و کنترل انسان‌ها، زمین را تحت سلطه خود قرار می‌دهند. این ایده از تجربه شخصی خانواده او نشأت می‌گیرد؛ مادر تدی، سندی، پس از شرکت در یک آزمایش دارویی آکسولیت، به کما رفته بود و تدی معتقد است دلیل آن دخالت آندرومدان‌هاست.

میشل در زیرزمین خانه تدی حبس می‌شود. سرش تراشیده شده و بدنش با کرم آنتی‌هیستامین پوشانده می‌شود تا نتواند سیگنال کمک به موجودات بیگانه بفرستد. تدی به او می‌گوید چهار روز فرصت دارد تا قبل از کسوف ماهی، با امپراتور آندرومدان‌ها ملاقات کند؛ زیرا این کسوف اجازه می‌دهد سفینه مادر آندرومدان‌ها بدون دیده شدن وارد جو ... دیدن ادامه ›› زمین شود.

در طول شکنجه با شوک الکتریکی، تدی متوجه تحمل بالای میشل می‌شود و آن را نشانه‌ای از جایگاه بالای او در سلسله‌مراتب آندرومدان‌ها می‌داند. میشل برای نجات جان خود به بالای خانه برده می‌شود تا در یک وعده غذایی شرکت کند. اما شام با کشمکش و درگیری فیزیکی به اوج می‌رسد و با ورود کیسی، معاون کلانتر و پرستار کودکی تدی که به دنبال میشل است، قطع می‌شود. دون پس از بیهوش کردن میشل او را دوباره به زیرزمین می‌برد، در حالی که تدی با نمایش زنبورستان خود کیسی را مشغول می‌کند.

پس از به هوش آمدن، میشل به دون پیشنهاد می‌دهد که اگر تدی را به پلیس معرفی کند، به او کمک خواهد کرد. دون می‌گوید تنها آرزویش این است که با میشل به فضا برود و وقتی میشل این وعده را می‌دهد، خودش را با شلیک به سر می‌کشد. تدی با دیدن این صحنه، کیسی را با بیل می‌کشد و دوباره به زیرزمین بازمی‌گردد. میشل با هوشمندی تدی را فریب می‌دهد و او را متقاعد می‌کند که بطری ضدیخ موجود در ماشینش در واقع پادزهری آندرومدانی است که مادرش را درمان خواهد کرد. تدی پس از ضربه زدن به میشل و آسیب زانوی او، به بیمارستان می‌شتابد و ضدیخ را به سندی تزریق می‌کند و او می‌میرد. میشل از این فرصت استفاده می‌کند، کلیدها را از بدن دون برمی‌دارد و خود را آزاد می‌کند. در زیرزمین، او شیشه‌هایی از اعضای قطع‌شده بدن انسان و یک پوشه شامل عکس‌هایی از دیگر قربانیان پیدا می‌کند که تدی آنها را مظنون به آندرومدانی بودن می‌دانست.

تدی که از فریب خوردن خشمگین است، به دفتر میشل بازمی‌گردد و با او روبه‌رو می‌شود. میشل با تسلط کامل، او را تا حد اشک می‌ترساند و روایت جایگزینی از توطئه آندرومدان‌ها ارائه می‌دهد: آندرومدان‌ها به دلیل احساس گناه از انقراض دایناسورها، انسان‌ها را خلق کرده و هزاران سال با نیت خیر سعی در هدایت بشر از خشونت و نقص ذاتی‌اش داشته‌اند. او می‌گوید اطلاعات نجات بشر در سفینه مادر اوست و موافقت می‌کند جلسه‌ای بین تدی و آندرومدان‌ها در دفتر مرکزی آکسولیت ترتیب دهد.

در دفتر، تدی نشان می‌دهد که جلیقه انتحاری دست‌ساز پوشیده است. میشل او را به کمدی هدایت می‌کند که به ادعای او یک تلپورت به سفینه است. وقتی تدی وارد کمد می‌شود، جلیقه منفجر می‌شود و او کشته می‌شود، در حالی که میشل بیهوش می‌شود. او در آمبولانس به هوش می‌آید، اما فرار می‌کند و به دفتر بازمی‌گردد، وارد کمد شده و به سفینه مادر آندرومدان‌ها تلپورت می‌کند.

میشل اکنون به عنوان رهبر واقعی آندرومدان‌ها آشکار می‌شود. او با همکارانش مشورت می‌کند و نتیجه می‌گیرد که آزمایش انسانی شکست خورده است. با قرار دادن یک گنبد شفاف روی مدل زمین تخت، تمامی انسان‌ها فوراً کشته می‌شوند. زمین حالا عاری از انسان است، اما پرندگان پرواز می‌کنند و زنبورها به آرامی به زنبورستان تدی بازمی‌گردند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۴ روز پیش، چهارشنبه ساعت ۱۳:۲۹
اولش که فیلم رو دیدم اصلا دوست نداشتم فکر کردم فون‌تریه کم مونده با کارگردان wrong turn همکاری کنه😅 البته هنوز هم به نظر من بخش زیادی از خشونت نمایش داده شده تو این فیلم به راحتی قابل حذفه تازه زمان فیلم هم مناسب تر میشه. اما بعدها که اثر خشونت رفت بهتر متوجه محتوا شدم🤔
آیا ممکنه استفاده از خشونت و شر توجیه داشته باشه؟ اگر بله تا کجا؟!
امکان اسپویل: جک یه سایکوپات خودشیفته ست که در طول فیلم داره خودش رو برای شخصی به نام "ورج" توجیه میکنه که خشونت و جنایت رو به خدمت گرفته که هنر و فلسفه جدیدی خلق کنه😐 در انتها متوجه میشیم "ورج" تقریبا همون "ورژیل" کمدی الهی دانته ست (راهنمای جهنم). در نهایت هم جواب فون‌تریه به سوال خودش: هیچ توجیهی وجود نداره و نمیشه از پیامد اعمال فرار کرد. اما من همچنان ذهنم درگیره اگر جک تو همین دنیا قرار بود مجازات بشه، خشونت در راستای مجازات قابل پذیرش بود؟ حالا جک که گرفتار عدالت این دنیا نشد به قول خیام:
تا چند زنم به روی دریاها خشت
بیزار شدم ز بت‌پرستان کنشت
خیام، که گفت دوزخی خواهد بود؟
که رفت به دوزخ و که آمد ز بهشت؟!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۵ روز پیش، سه‌شنبه ساعت ۱۳:۲۸
به اختلال "هویت تجزیه‌ای" که کوین بهش مبتلاست خیلی اصولی پرداخته نشده یعنی اونطور که ادعا میشه فیلم روان شناختی نیست اما خیلی خوش ساخت و هیجان انگیزه😊 بازی مک‌آووی فوق العاده ست🤩
۲۶ مهر ساعت ۱۴:۴۷
تو ترجمه عنوان فیلم خراب شده. تو ژاپنی اسم فیلم معنی "بدرقه کننده" رو داره. اولین بار که به فیلم برخوردم با اسم departures فکر کردم به فرودگاه ربط داره. از همه بدتر ترجمه فارسیشه🤦🏻‍♀️
قاب بندی صحنه ها خیلی قشنگه و در کنار موسیقی فوق العاده یه جاهایی کاملا مشخصه تو دام سانتیمانتالیسم افتاده. بار اول که دیدم برام یه فیلم خوب معمولی بود😊 بار بعدی اتفاقی دیدم و اصلا حواسم نبود چیزی تو زندگی من تغییر کرده، به شدت برام تاثیرگذار بود دچار حالتی شدم که بعدا فهمیدم بهش میگن "کاتارسیس"🤔
همیشه خیلی اهمیت میدادم به اخرین تصاویرم از ادم ها، تو خاکسپاری ها اصلا شرکت نمیکنم یا اگر مجبور باشم خیلی دور از جریان، فرد فوت شده که نیست دیگه، در مورد بازماندگان هم واقعا بعیده دیدن منِ تحفه برای کسی تسکینی باشه. دقیقا به همین دلیل بیمارستان هم نمیرم عیادت🙈 به نظرم لازمه بازنگری کنیم تو یه سری کارها که از قدیم میکردیم🤔
فیلم قشنگیه آرامش خاصی رو به آدم تزریق میکنه
مهزاد
درود و ارادت😊 پس من خیلی دیر تجربه کردم، مدتی روی مرز ویرانی سپری کردم و بعدش چیزی که ظرف ۲ سال تلاش باهاش به صلح نرسیده بودم، پذیرفتم🙂 برگمان که واقعا خوبه🤩 ولی نمیدونم چرا با فلینی ارتباط ...
8½ فلینی برای من شاه کلید درک و فهم ارجاعات فلسفی و روانشناختی فیلمهای سایر کارگردانهای بزرگ دنیاست، چند وقت پیش چند خط راجع بهش نوشتم.
https://www.tiwall.com/wall/post/216374 فرصت کردید مطالعه کنید.
۶ روز پیش، دوشنبه
هر دو فیلم رو خیلی قبل دیدم. باز "جاده" صمیمی تر بود در حد خودم متوجه شدم ولی با ۸ و ۱/۲ هیچ ارتباطی نگرفتم🤦🏻‍♀️ ممنونم که یادم انداختید فکر کنم الآن ببینم برام متفاوت باشه🙏
۶ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۳ مهر ساعت ۰۲:۴۲
فیلم خوبیه هرچند به پای رقیبش از نظر من (خانه به دوش) نمیرسه البته به جز منظره های فوق العاده زیبای طبیعی.
امکان اسپویل: تو فیلم "خانه به دوش" اول مرگ "مونا" رو نشون میده بعد مونا رو از نگاه شخصیت هایی که قبل از مرگش باهاش برخورد داشتن تعریف میکنه، ولی تو into the wild بیشتر "کریستوفر" رو میشناسیم. با اینکه "کریستوفر" از "مونا" فراتر میره و حتی ارتباطش با سایر انسان ها رو هم قطع میکنه، من همچنان امیدوار بودم... 😢 فکر کنم علاقه ی کودکیم به تارزان باعث اون امید میشد🤔😅😔
من فیلم رو دوست داشتم . با توجه به اینکه اقتباس هم بود ولی کار رو جذاب دراورده بود شان پن. واقعا نمره قابل قبولی میگیره👌👌👌👌🌹🌹🌹
روزبه سراج
کتاب قول رو هم‌ اگه خونده باشید واقعا جذابه. نشر ماهی چاپ کرده
نخوندم! مرسی معرفی کردید میخونم🙏 متاسفانه اخیرا زیاد مطالعه نمیکنم🤦🏻‍♀️ فکر میکنم مطالعه و ورزش رو میتونم جای دیگه هم بکنم، کارهایی که ازادی لازم داره برام در اولویت قرار گرفتن😔
مهزاد
نخوندم! مرسی معرفی کردید میخونم🙏 متاسفانه اخیرا زیاد مطالعه نمیکنم🤦🏻‍♀️ فکر میکنم مطالعه و ورزش رو میتونم جای دیگه هم بکنم، کارهایی که ازادی لازم داره برام در اولویت قرار گرفتن😔
خوبه .مهم اولویت بندی خودتونه . فرصت کردین کتابش کم حجم و خوش خوان و لذت بخشه . پشیمون نمیشین از مطالعه اش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۱ مهر ساعت ۱۷:۱۶
اثر راشومون چیزی شبیه درک این آدم‌های چشم بسته از این فیل است.

موضوع فیلم برمیگرده به روایت یک رویداد واحد از چند زاویه متناقض که در آن، حقیقت عینی جای خود را به تفسیرهای ذهنی، خرافات، حافظه غیرقابل اعتماد کاراکتر ها و منافع شخصی می‌دهد.

فیلم کلاسیکه کیفیت دوربین پایین، اما این آقای کوروساوا هر بار من رو میخکوب میکنه! این اگر الان میخواست بسازه چیکار میکرد...

این ایده خیلی برام مهم بود. در رشته ما هنوز برای بسیاری از پرسش های علمی هیچ توضیحی وجود ندارد. مقاله پشت مقاله، اما دریغ از یک ذره معنا. هر کسی هم معروفه کارش مهم میشه فارغ از اینکه ممکنه دیدش گاملا اشتباه باشه و یا با پیش برداشت خاصی تعبیرش رو میگه. دیدن فیلم بسیار برام جالب بود. چون وقت نمیکنم الان تئاترش رو ببینم به همین بسنده کردم. و پیشنهاد میکنم تماشا کنید.👍
اگر فیلم یعنی متن رو دوست داشتید پس فرم یعنی نوآوری این اجرا رو دیگه قطعا میپسندید، حیفه از دست ندیدنش، تجربه تکرار نشدنی در تئاتر ایران هست.
سارا مطلبی
سلام و عرض ادب. امروز جورم رفتم راشومون رو دیدم. خیلی خیلی خوشم اومد 😃 کلی کیف کردم از خلاقیت اجرا. سپاسگزارم از شما ☺️🙏
چقدر خوشحال شدم که نوشته‌ام مورد قبولتون واقع شد. باز هم می‌گم متأسفانه هجمه‌ی عجیبی علیه این نمایش شکل گرفته که به‌نظرم واقعاً ناعادلانه‌ست؛ هجمه‌ای که فارغ از نقدهای منصفانه، داره باعث می‌شه عده‌ی زیادی از تماشای این اثر خاص و استثنایی محروم بشن و فرصتی رو برای تجربه‌ی یک اتفاق متفاوت هنری از دست بدن. واقعاً حیفه که چنین نمایشی، به‌جای دیده‌شدن و قضاوت منصفانه، زیر سایه‌ی این فضا قرار بگیره. 😢
۴ روز پیش، چهارشنبه
محمد کارآمد
چقدر خوشحال شدم که نوشته‌ام مورد قبولتون واقع شد. باز هم می‌گم متأسفانه هجمه‌ی عجیبی علیه این نمایش شکل گرفته که به‌نظرم واقعاً ناعادلانه‌ست؛ هجمه‌ای که فارغ از نقدهای منصفانه، داره باعث می‌شه ...
کاملا درست می فرمائید. واقعا مشخص بود چقدر زحمت کشیدند... بی انصافیه. البته سلیقه ای هستش. در کل امتیاز نمایش به نظر خوب میاد. حتما تبلیغش رو انجام میدم تا انشالله برای هفته باقیمانده فروش خوبی داشته باشن 🌷
سپاس و احترام ☺️🙏
۴ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۲۰ مهر ساعت ۰۹:۰۲
فیلم ریتم خیلی کندی داره و در طول 130 دقیقه اتفاقات زیادی نمیافته ولی موضوعش که عشق و آشپزی بود برایم من جذاب بود و فیلمبرداری و کارگردانیش رو خیلی دوست داشتم.
۱۹ مهر ساعت ۲۱:۱۹
به نظر من "خانه‌ی خالی" دومین فیلم عالی کیم کی دوک هست🤩
یه صحبتی بود راجع به تفاوت مالکیت و تعهد، خیلی قشنگ تو این فیلم این تفاوت مشخصه. شخصیت اصلی تو خونه‌هایی زندگی میکنه که هیچ ربطی بهش ندارن اما بهتر از صاحبانشون از خونه مراقبت میکنه😊 سوال اینه وقتی به چیزی یا کسی تعلق داریم که مالکش هستیم یا وقتی باهاش رابطه ی مسئولیت پذیرانه ای داریم؟
امکان اسپویل: همین سوال در مورد رابطه مرد و زن دقیقا دوباره مطرح میشه🤔
تغییر نرم فیلم از فضای رئال به سورئال و پایان عجیبش رو خیلی دوست داشتم🥰 انگار دونفر یاد میگیرن در دنیایی که جایی براشون وجود نداره و به جایی یا کسی متعلق نیستن، بدون دیده شدن زندگی کنن🤗
بعضی از ابیات این شعر مولانا برای من خیلی قشنگ روی این فیلم نشست هرچند که قطعا منظور ایشون این نبوده😅
عاشق شده‌ای ای دل، سودات مبارک باد
از جا و مکان رستی، آن جات مبارک باد
ای عاشق پنهانی، آن یار قرینت باد
ای طالب بالایی، بالات مبارک باد
ای جان پسندیده، جوییده و کوشیده
پرهات ... دیدن ادامه ›› بروییده، پرهات مبارک باد
خامش کن و پنهان کن، بازار نکو کردی
کالای عجب بردی، کالات مبارک باد
پ.ن ۱: اول نمایش pov یاد صحنه ای افتادم که شخصیت اصلی فیلم بدون توپ گلف بازی میکنه! نمیفهمم چرا فیلم در کره با اسم "خانه‌ی خالی" و خارج از کره با اسم "چوب گلف شماره ۳" معرفی شد🤔
پ.ن ۲: اینجا هم باز نگاه کیم کی دوک به زن رو دوست نداشتم😐
کیم کی دوک کارگردان توانمندیه ؛ فیلم بهار ؛ تابستان اش هم خیلی فضاسازی و تصویر سازیش عالیه.‌ چه خوب که دوباره با معرفی فیلم یاد آوری کردین دوباره مرور کنم آثارشون‌ رو👌
عجب فیلم خوبی بود با اون موسیقیِ زیباش

اولش از رو اسمی که بود نفهمیدم چه فیلمی هست و خواندم رو زدم، بعد که پوستر رو دیدم...
امیر ناصری
عجب فیلم خوبی بود با اون موسیقیِ زیباش اولش از رو اسمی که بود نفهمیدم چه فیلمی هست و خواندم رو زدم، بعد که پوستر رو دیدم...
😅 درسته اخه پوستر اصلی فیلم هم قابل انتشار نبود اسمش هم چندین مدل هست، حتی شنیدم سه آهن هم میگن!
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۸ مهر ساعت ۱۴:۰۲
فیلم فوق العاده قشنگیه هم از نظر زیبایی قاب ها🥰 هم از نظر دیدگاهش به زندگی. تاکیدش به اینکه رشد یه روند خطی نیست.
فیلم در تصویرسازی، استفاده از سکوت و ساختار دایره‌ای بسیار موفق عمل می‌کنه اما از نظر فلسفی خیلی تکیه ش به رنج و ریاضیه به عنوان راهی برای رستگاری مجرم، اصلا نمیپردازه به اینکه قربانی حالا چطور التیام پیدا کنه؟!🤔 از نظر نگاهش هم به زنان خیلی ضعیفه.
بارزترین پیام بوداییش برای من کارما بود و اینکه در نهایت هیچ‌کس از پیامد اعمالش رهایی پیدا نمیکنه.
خیلی خوشم میاد همهٔ این فیلم‌هایی که اینجا معرفی میشه رو تو هاردم دارم😊😊😊
البته حالا کی قسمت بشه ببینم اون یه بحث دیگه است😅😅😅
شقایق مطیع
من خیلی وقتا قسمت میشه ببینم ولی خب چندوقته تصمیم گرفتم تسلیمِ قسمت و تقدیر نشم ، واسه همین نمیبینم😅
آخه من هر شب تئاترم، دورهٔ فیلم دیدنم موقع‌هاییه که تئاتر تعطیله.
امیرمسعود فدائی
خیلی خوشم میاد همهٔ این فیلم‌هایی که اینجا معرفی میشه رو تو هاردم دارم😊😊😊 البته حالا کی قسمت بشه ببینم اون یه بحث دیگه است😅😅😅
یه حکایت بامزه ای هست که البته تو روانشناسی در مورد ازدواج بیشتر کاربرد داره ولی به نظر من قابل تعمیم هست به خیلی چیزها از جمله همین تعریف شما: پدربزرگی برای تولد نوه ش یه کتاب بهش هدیه میده و کلی تعریفش رو میکنه. بعدها هر بار که از نوه میپرسه کتاب رو خوندی؟ نوه میگه نه و یه دلایلی میاره. یه روز نوه خونه پدربزرگ بوده، پدر بزرگ میاد با یه کتاب و میگه کتاب مال دوستشه و شب میاد که پسش بگیره. نوه کتاب رو برمیداره نه حرف میزنه نه غذا میخوره و تا شب کتاب رو تموم میکنه😊 این تفاوت حس تملک و تعهده.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۲۲:۴۷
در ژانویه ۲۰۲۳، شهر داکسبری در ماساچوست شاهد جنایتی هولناک بود؛ لیندزی کلنسی، مادری است که سه فرزند خود کورای ۵ ساله، داوسون ۳ ساله و کالان ۸ ماهه را با طناب خفه کرد!

وکلای او استدلال می‌کنند که کلنسی ماه‌ها با افسردگی شدید پس از زایمان دست‌وپنجه نرم میکرده و در زمان جنایت دچار روانپریشی و گسست از واقعیت بوده؛ اختلالی نادر که تنها یک تا دو نفر از هر هزار مادر را درگیر می‌کند و با توهم و هذیان همراه است.

اما دادستان‌ها نظر دیگری دارند؛ آنها می‌گویند کلنسی قتل‌ها را با دقت برنامه‌ریزی کرده، همسرش را با بهانه از خانه بیرون فرستاده و کودکان را یکی‌یکی به قتل رسانده است. از نگاه دادستانی، این سطح از برنامه‌ریزی نشان‌دهنده قصد مجرمانه و عقل سالم است، نه جنون.
حالا سؤال دادگاه این است که آیا کلنسی در آن لحظات توانایی تشخیص درست از غلط را داشته یا بیماری روانی‌اش او را به ... دیدن ادامه ›› جنون رسانده؟
اگر دادگاه دفاعیات جنون را بپذیرد، کلنسی به جای زندان به بیمارستان روانپزشکی منتقل میشود؛ در غیر این صورت با حبس ابد روبه‌رو خواهد شد.

وقتی این ها را می‌شنیدم یاد این فیلم و جریانش افتادم. قضیه دشوار قضاوت کردن و مواردی که باعث پیش داوری میشود.

اما اگر من عضو هیئت داوری بودم اصلا برام قضیه افسردگی و این استدلال که می‌توانسته ادراک او از واقعیت رو دچار اختلال کنه کوچکترین اهمیتی نداشت. همین که پررو با حالی حتی به ظاهر معقول نشسته اونجا استدلال کنه یا توضیح بده حالم رو به هم میزد. اگر واقعا افسردگی و جنون داشته بعدا فهمیده چطوری، چطوری... حالش قدری خوبه نشسته اونجا 😵‍💫 چطور نخواسته به شدیدترین حالت ممکنه مجازات بشه؟!

این فیلم فوق العاده است به نظرم. تو ذهن نقش می‌بنده داستانش. 💗
سلام و ارادت . اگه فیلم father(2025) محصول اسلواکی رو ندیدین پیشنهاد میدم اون رو هم تماشا کنید جالبه . تقریبا مشابهت موضوعی دارن اما با نگاه و زاویه دید متفاوت
روزبه سراج
سلام و ارادت . اگه فیلم father(2025) محصول اسلواکی رو ندیدین پیشنهاد میدم اون رو هم تماشا کنید جالبه . تقریبا مشابهت موضوعی دارن اما با نگاه و زاویه دید متفاوت
سلام، عرض ادب. چه عالی 🌷 چشم، حتما میبینمش. بسیار سپاسگزارم 🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۲۱:۰۱
این فیلم رو دوست دارم🤩 خیلی واقع گرا، مینیمال و به دور از شعاره. سه اپیزود داره هر کدوم تو یه کشور اتفاق میفته، با یه نگاه متفاوت به خانواده. این پیام رو منتقل میکنه که اعضای یک خانواده علی رغم چیزی که تو محیط های سنتی تبلیغ میشه لزوما نزدیک ترین افراد بهم نیستن🤔 و اتفاقا میتونن رازهای زیادی داشته باشن.
امکان اسپویل: تو اپیزود اول یه مشکل رایج رو نشون میده که من فکر میکردم فقط تو ایران اتفاق میفته! پدر خودخواهی تو آمریکا خودش رو برای بچه هاش از اونچه واقعا هست ضعیف تر، فقیرتر و منزوی تر نشون میده.
اپیزود دوم تو ایرلنده، اینبار بچه هایی که خودشون رو برای مادر کنترلگرشون موفق تر و نزدیک تر به انتظارات اون نشون میدن که تاییدی رو بگیرن که واقعا تاثیری تو زندگشون نداره.
اپیزود سوم از دوتای دیگه برای من احساسی تر بود یه خواهر و برادر دوقلو بعد از فوت والدینشون میرن به آپارتمان والدینشون تو پاریس و چیزهایی رو یادآوری و چیزهایی رو کشف میکنن. من غش کردم برای رابطه ی خواهر و برادریشون و دلم برای برادرم خودم که سالهاست اینجا زندگی نمیکنه عمیقا تنگ شد🥺
سلام ارادت. فیلم persian lessons رو دیدین؟
روزبه سراج
دقیقا. چقدر انسانی و زیبا بود. قصد داشتم حسابی معرفیش کنم و نقد و تحلیل کنم
https://www.tiwall.com/p/persian.lessons
صفحه داره فیلم خوشحال میشم بخونم😊
اغلب فیلم های مورد توجه من صفحه ندارن چند روز طول میکشه تا بسازم و تیوال تایید کنه🙄
مهزاد
https://www.tiwall.com/p/persian.lessons صفحه داره فیلم خوشحال میشم بخونم😊 اغلب فیلم های مورد توجه من صفحه ندارن چند روز طول میکشه تا بسازم و تیوال تایید کنه🙄
اره زمان میبره تا تیوال تایید کنه. مرسی که لینکش رو فرستادین🌹🙏
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۷ مهر ساعت ۱۹:۳۵
این فیلم را دوست نداشتم. علت اصلی آن انتخاب بازیگر بود. دنزل واشنگتن سیاه پوسته و برای این نقش مناسب نیست. چون مکبث سردار اسکاتلندی است چهره اروپایی مسلما بهتر جواب میداد. مثلا راسل کرو. خانم مکدورموند هم واقعا شکسته و پیره و مناسب این نقش نیست. هر کدام به صورت مجزا خوب هستن اما در مجموع ترکیب بازیگران اصلا خوب نبود به نظرم و به هم نمیخوردن. نکته دیگه سیاه سفید بودن فیلمه. من چیزی که از مکبث متوجه شدم خونِ. با توجه به ترکیب رنگی اگر خون رو رنگش رو میاوردن واضح میزاشتن قرمز نمایش داده بشه خیلی بهتر میشد. نکته دیگه و مهم چرخش یکباره شخصیت مکبث بود. به نظرم یعنی خوب شخصیت پردازی نشده بود. خیلی راحت کاراکتر مکبث تغییر کرد با یه حرف و به یکباره مرتکب خیانت و جنایت شد. بعدش بهتر پرداختن که دچار توهم و عذاب وجدان شد اما قبلش رو نه. سکانس ورود برگ ها به کاخ هم دوست نداشتم.
تنها مورد فوق العاده فیلم بازیگر نقش جادوگره. عالی بازی کرد. قشنگ حس کلاغ رو میده تو یه سکانس. نمیدونم تعریف بگم یا حرف خوبی نیست اما چهره اش خیلی به خبیثی نقشش میخورد. در کل جالب بود دیدن این فیلم و آموزنده. ولی چشم نواز نبود.

دیالوگ ماندگار: "فردا و فردا و فردا، می خَزَد با گام های کوچک از روزی به روزی تا که بسپارد به پایان رشته ی طومارِ هر دوران. و دیروزان و دیروزان کجا بوده است ما دیوانگان را جز نشانی از غباراندوده راهِ مرگ. فرو میر آی، اِی شَمعک، فرو میر، آی، که نباشد زندگانی هیچ اِلّا سایه ای لغزان و بازی هایِ بازی پیشه ای نادان که بازَد چندگاهی پُرخروش و جوش نقشی اَندرین میدان و آنگه هیچ. زندگی افسانه ای است کز لبِ شوریده مغزی گفته آید سر به سر خشم و خروش و غُرِّش و غوغا، لیک بی معنا."
باهاتون در مورد بازیگران سیاه‌پوست موافقم برای من هم اولش کمی عجیب بود. در مورد تغییر شخصیت مکبث تو نمایشنامه هم همینطوریه دقیقا، یعنی ضعف فیلم نیست. اتفاقا فیلم به طرز جذابی حتی به حالت منظوم دیالوگ های نمایشنامه پایبنده🤩 طراحی فضای مینیمال رو هم من به شخصه خیلی دوست داشتم🥰 کارگردان با تغییر شخصیت "راس" نسبت به نمایشنامه یه مفهوم جدید رو وارد داستان کرده که خیلی قابل توجهه: "فرصت طلبی"
فیلم رو چند سال پیش دیدم. وسوسه شدم باز ببینمش ولی ترجیح میدم بعد دیدن "پیامبر بدی‌ها" باشه تاثیر نذاره رو برداشتم.
علیرضا جعفرزاده
ولی جدای از فیلم و فیلم نامه چه دوبله ی جذابی داره.کاملا متن دوبله و صدای دوبلورها رو فیلم نشسته
بله دقیقا. والا تو تئاترش هم اگه همون جملات خود شکسپیر رو به صورتی ادبی و زیبا میگفتن خیلی بهتر بود به نظرم.
سارا مطلبی
بله دقیقا. والا تو تئاترش هم اگه همون جملات خود شکسپیر رو به صورتی ادبی و زیبا میگفتن خیلی بهتر بود به نظرم.
این روزها ایجاد ابهام و نفهمیده شدن شما رو خاص میکنه و کلاس داره.این رو تو نوشتار هم میشه دید.
بی هنر باش که هنرهاست در این بی هنری
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۱۶ مهر ساعت ۱۶:۳۷
این فیلم رو دوست دارم با اینکه به خصوص نیمه ی دومش به سمت سانتیمانتالیسم میره🙄 از نمایش "پلی لیست ابی" و "همه ی چیزهای خفن" یاد این فیلم افتادم.
یکی از جمله های انتهای نمایش "قصاب"، کتاب "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" از اوریانا فالاچی رو برام یادآوری کرد. این کتاب کمک میکنه ادم کسی رو بدبخت نکنه😂😉 حالا ما که موجودیم و دکمه بک نداره😐 برای تحمل زندگی کتاب "دختر پرتقالی" گوردر خوبه. پیام این فیلم و اون کتاب خیلی نزدیکه.
من خردادی ام کاملا پاندولی ام🙈 در یک سمتش فکر میکنم من که اینقدر تجربه گرا هستم شاید واقعا اگر حق انتخاب داشتم، بین رنج زیستن و در عدم بودن، تجربه زیستن رو انتخاب میکردم🤔 و امان از اون یکی سمتش...
گاهی که بهم خیلی خوش میگذره با خودم میگم حالا یه روح خنگی میاد این صحنه رو میبینه گول میخوره😂
۱۱ مهر ساعت ۲۰:۲۲
فیلم خیلی خوبیه به نظر من، همه اپیزود ها یه موتیف مشترک دارند: "انتقام"! داستان هایی از ادم های معمولی که هرکدومشون به نحوی قربانی تحقیر، بی عدالتی، بروکراسی، خیانت و ... شدن و بلاخره خشمشون اونها رو به انفجار میرسونه😔 خشمی که در نهایت منطق و اخلاق رو کاملا کنار میزنه🤔 جالبی فیلم اینه که در عین اینکه موقعیت‌ها ناراحت کننده و یه جاهایی منزجر کننده ست ولی همزمان از شدت ابزود بودن خنده دار میشن.
درخشانه این فیلم... من اساساً فیلم خیلی کم می‌بینم، سریال که کلاً نمی‌بینم، این فیلم رو هم چند سال پیش خونهٔ یکی از بهترین دوستانم دیدم. و از دقت و درستی لحظه به لحظهٔ فیلم بسیار لذت بردم.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ مهر ساعت ۲۱:۵۳
بلوچ
۰۸ مهر ساعت ۱۱:۲۲

اشعار زیبای زیب النسا بیگم ملقب به مخفی

زب‌النسا یا زیب‌النسا مخفی (۱۵ فوریه ۱۶۳۸–۲۶ مه ۱۷۰۲)[۲] یک شاهدخت گورکانی و فرزند ارشد امپراتور اورنگ‌زیب و همسر ارشد وی دلرس بانو بیگم بود. او یکی از خوشنویسان هند و از شاعران سبک هندی و تصوف بود و با تخلص «مخفی» شعر می‌سرود
کژال این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
۰۸ مهر ساعت ۰۲:۲۷
فیلم خیلی خوبیه🥰 بازیگر خانم اسکار گرفته به خاطر این فیلم. حالا تئاترش داره اجرا میره. از طرفی کنجکاوم که ببینم با محدودیت های تئاتر چطور میشه با چنین فیلم معروف خوبی رقابت کرد، از طرف دیگه به خودم قول دادم دیگه نرم نمایشی ببینم که به هر ترتیبی نمایشنامه ش رو میدونم🤔
۰۷ مهر ساعت ۰۴:۱۸
سال ها پیش دنبال فیلم ایکیرو (زیستن) کوروساوا بودم اشتباهی به این فیلم برخوردم دیدم امتیازاتش خوبه تماشا کردم. تاثیر تحولات سیاسی چین رو در زمان مائو روی یه خانواده ساده نشون میده🤔
حالا چرا یهو یادش افتادم؟! شغل پدر خانواده نمایش خیابونی با سایه ست و تو صحنه های زیادی اینو نشون میده، نمایش "بستور" رو دیدم یاد این فیلم افتادم🙂
۰۴ مهر ساعت ۱۷:۰۲
یه رمان قدیمی هست the war of the roses سال ۱۹۸۹ یه فیلم به همین نام از روش ساختن. این فیلم the roses بازنویسی شده ی کمدی و در واقع کلیشه برعکس اون اثر قدیمی هست.
خیلی فیلم خاصی نیست اما ارزش یکبار دیدن رو داره. برای من بازی اغلب هنرپیشه های انگلیسی از جمله کامبربچ و کلمن جذابه. فقط یکم به نظرم سنشون برای این فیلم متناسب نبود که اونم میتونه تصمیم کارگردان در راستای همون کلیشه برعکس باشه🤔
۰۴ مهر ساعت ۰۹:۲۰
پس از مرگ یزدگرد، پسرش پیروز تلاش بسیاری برای جلب حمایت دربار تانگ برای مقابله با اعراب نمود. پیروز توانست برای مدتی در شهر «پی لینگ» حکومتی ایرانی بر پا نماید.

پس از پیروز، پسرش نرسه نیز به تلاشها برای بازپس گیری ایران از اعراب ادامه داد که همه به شکست منجر شد.

شاهزادگان ساسانی پس از تلاش های فراونی که همگی منجر به شکست می شود راهی دورترین سرزمین ها همچون ژاپن می شوند.

از جمله «دارا» فرمانروای تخارستان که پس از فرار از ایران در نهایت ساکن ژاپن شده و در آنجا دختر او یعنی «دارای دخت» به ... دیدن ادامه ›› دنیا می آید.

دختری که نه تنها شاعر بوده بلکه اشرافی عمیق بر جنبه های تفکری نیز داشته است.

گیکیو ایتو Gikyō Itō ایران شناس ژاپنی در مجموعه شعر مان یوشو Man’yōshū که قدیمی ترین مجموعه شعر ژاپنی است به دو قطعه شعر بر خورده که ساختار آنها با سایر اشعار متفاوت بوده و بر گرفته از مضامین و واژه های زرتشتی و اوستایی بوده است

او این دو شعر را منسوب به دارای دخت از شاهزادگان ساسانی می داند که پس از فرار از ایران راهی ژاپن شده اند

ترجمه دو قطعه شعر از دارای دخت
حتی آتش فروزان

پیام اندیشه انگیز نیکان را (مانسرَدَهمَ)

رباید و پنهان کند در انبان

آیا چنین نگویند؟

……….

ابر آبی رنگ

شاید بالاتر رود

همان ابری که

بر فراز کوه شمال

گسترده است

از ستارگان گذر کند،از ماه بگذرد

تا بالاترین آسمان

تا بالاترین آسمان