چند روزیست که از تماشای (( میکروچیپ )) می گذرد و از همان شب ِتماشا، یقه ام را گرفته و ول نمی کند . مدتی بود که به یک نتیجه و شاید نظریۀ شخصی رسیده بودم که انگار از دوران (( محتوا )) و (( فرم )) گذشته ایم و در دورۀ (( ریتم )) هستیم . چون در آپاری که به تماشا می نشستم، نه حرف و محتوای جدیدی در من می نشست و نه فرم جدیدی که مرا سر ذوق بیاورد . (( میکروچیپ )) اما پنبۀ نظریه شخصی مرا زد چون عطا عمرانی عامدانه و البته شجاعانه فرمی را برای اجرای نمایش برگزیده که علاوه بر تازگی اش انگار بسیار مناسب این روزگار است .
عطا عمرانی و مجید خانلری مقدم بر اساس طرحی از عطا، نمایشنامه را مشترکاً نوشته اند و در قالب درامی خانوادگی به واکاوی مشکلات انسان معاصر در روزگار استیلای مدرنیته پرداخته اند . برایم در حال و هوا و یا متاثر از آثار (( یاسمینا رضا )) بخصوص (( خدای کشتار )) همچنین دغدغه های موجود در آثار (( داریوفو )) بنظر رسید اما جسورتر و البته مینی مال تر و بسیار امروزی تر . حتی در مواردی می توان گفت متن علاوه بر تحلیل روزگار حاضر، اخطاری نیز در خصوص آیندۀ بشر امروزی، می دهد .
اما فرمی که عطا شجاعانه برای اجرای نمایش برگزیده، بسیار متناسب حرفی است که نمایشنامه شان می خواهد بزند و همین (( میکروچیپ )) را برایم بسیار خاص و متفاوت می کند . در روزگاری که بشر از معاشرتها، مهمانیها و ملاقاتهای حضوری خانوادگی و دوستانۀ پرشور و نشاط به تماسهای صوتی و نهایتاً تصویریِ سرد و حتی پیامکهای بی احساس و از سر وظیفه پناه برده و یک تنهائی محتوم را در آپارتمانهای لانه زنبوری کوچک برگزیده، عطا عمرانی هوشمندانه در اجرای اثر خود، احساسات رقیق را از بازی ، بازیگران حذف و انگار ما با رباتهای سخنگو طرفیم و این بازیها در میزانسنهای عجیب و غیرمعمول، فرمی سرگیجه آور را برای اجرا بوجود می آورد که مرا بسیار به وجد آورد و از دقیقه سه نمایش، به دنیای نمایش پرتاب شدم.
حتی اگر عطا را از نزدیک نمی شناختم و با او کار نکرده بودم، آن چه
... دیدن ادامه ››
بر صحنه رفته نشان می دهد که بازیگران ماههای متمادی تمرینات سخت و طاقت فرسا را پشت سرگذاشته اند تا به این ریتم اجرایی برسند و از آنجائی که در (( میکروچیپ )) به مثابه آثار تئاتر بی چیز گروتفسکی، بسیاری از عناصر نمایشی همچون گریم و لباس و طراحی صحنه و ... حذف و یا در مینی مال ترین شکل ممکن ارائه شده، یک پرفورمنس دقیق، متره و تماشایی از بازیگران را شاهدیم که چند بار دلم می خواست وسط نمایش برخیزم و برایشان دست بزنم .
از صمیم قلب به عطای عزیزم و مجید خانلری مقدم همچنین تک تک بازیگران که همگی از دوستان عزیزم هستند و عوامل این نمایش شریف، دغدغه مند و پیشرو تبریک و خسته نباشید میگم . دمتون گرم رفقا !