«خورش فسنجان یلدا» روایتی چندنسلی از یک خانوادهی ایرانی است. همهچیز از یک شب یلدا در خانهی جدید مجید آغاز میشود؛ شبی که قرار بود فقط یک جشن ساده باشد، اما به نقطهی شروع فصل تازهای در زندگی این خانواده تبدیل میشود.
سالها میگذرند، فرزندان بزرگ میشوند، عشق و اختلاف، امید و سرخوردگی، دوری و دلتنگی راهشان را در این خانواده باز میکنند. هرکس به دنبال جای خود میگردد و پیوندهایی که زمانی محکم به نظر میرسیدند، آزمونهای سختی را پشت سر میگذارند.
داستانی دربارهی خانه، تعلق، غرور، بخشش و جستوجوی آرامش؛ جایی که گذشته رها نمیکند و آینده منتظر نمیماند.