📌درباره نمایش «نا گه آن»
نمایش «نا گه آن» درباره آدمهاییه که کنار هم نایستادن چون انتخاب کردن، بلکه چون زندگیشون اونجوری بوده و چارهای
... دیدن ادامه ››
نداشتن. همین موندن ناخواسته موتور اصلی داستانه. «ناگهان» زنیه که سبزی پاک میکنه و خونهش بوی ریحون میده؛ خودش میگه «بوی زندگیه»، اما وقتی دقیق نگاه میکنیم، این بوی زندگی بیشتر نشونه دوام آوردنه تا رضایت واقعی. «ناگهان» سالها با وصال مونده، ساخته و زندگیشون رو نگه داشته، نه از سر عشق رمانتیک، بلکه از سر ناچاری و نداشتن گزینهی دیگه.
رابطه «ناگهان» و وصال پر از کشمکشه. «ناگهان» مرتب به وصال سرکوفت میزنه، از چشمهای قرمزش میپرسه و انتقاد میکنه که «تو فقط رویاپردازی میکنی». این رفتارها هم عصبانیت و خستگی خودش رو نشون میده، هم بازتاب فشار طولانی زندگیه. وصال هم مردیه که مدام دنبال جای پایی برای خودش بوده، شغلهاش رو عوض کرده و دنبال دیده شدن و ارزش پیدا کردن بوده. خیانتش هم از سر فراره، نه از سر شرارت؛ فرار از تحقیر و فشار زندگی و رفتن سمت کسی که حس میکنه اونجا دیده میشه.
مرگ وصال و رسیدن قلبش به رویا، مهمترین لحظه نمایش هست. «ناگهان» خیانت رو فهمیده، اما نمیتونه رویا رو پس بزنه چون قلب وصال هنوز تو بدن دختره میزنه. این لحظه خودش به اندازه کافی تعارض و پیچیدگی ایجاد میکنه و نیازی به توضیح اضافه نداره.
از نظر اجرا، دکور ساده اما کاربردیه: یه سکو و یه در که وصال ازش میاد و میره. ایدهی خوبی داره، اما ظرفیت نمادینش کامل استفاده نشده. نورپردازی هم ضعف داشت؛ تغییرهای ناگهانی و نبود گذار نرم، ریتم روان صحنهها رو میشکنه و حس جابهجایی بین واقعیت و خیال رو خراب میکنه. ویدیو پروجکشن هم بعضی جاها بیشتر توضیح اضافه میده تا عمق بده؛ مثلا وقتی میگه «تو دریاییم» و روی پرده دریا نشون میده، تخیل تماشاگر محدود میشه. این نوع تصویرسازی، گاهی حس طبیعی صحنه رو کم میکنه و بهجای تقویت روایت، صرفاً تاکید میکنه.
نماد موش هم یکی از چیزهاییست که اضافه به نظر میرسه. اگر قرار بوده تحقیر یا فشار اجتماعی رو نشون بده، قبلتر با دیالوگها منتقل شده، پس آوردنش دوباره فقط تکرار همون معناست.
در نهایت، نمایش بیشتر از هر چیز روی قصهی زندگی روزمره و فشارهای ناشی از ناچاری تمرکز داره. شخصیتها واقعی و چندلایهان، موقعیتها روانشناسی و اجتماعیشون درست پرداخته شده، اما گاهی نمایش وسوسه میشه که معنی یا پیام رو مستقیم توضیح بده، مثل صحنه اهدای عضو و پایان. همین کار باعث میشه پیچیدگی و قدرت داستان کمی کم بشه و نمایش رو ببره سمت شعاری بودن.
با این حال، «نا گه آن» نمایشیست انسانی و ملموس که روابط زخمی، فشارهای اجتماعی و روانی و زندگی روزمره رو به شکل طبیعی نشون میده. ضعفهای نور، دکور و توضیح بیش از حد، تاثیرش رو کم کرده، اما در کل نمایش تونسته حس واقعی و پیچیده زندگی آدمهای معمولی رو به تماشاگر منتقل کنه و اونها رو وارد جهان انسانی و واقعی شخصیتها بکنه.