در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | بیتا برنا: می‌خواهم درباره تحفه نطنز بنویسم که نه طنز بود ! نه تحفه ! از آغاز با
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 08:13:47
می‌خواهم درباره تحفه نطنز بنویسم که نه طنز بود ! نه تحفه !
از آغاز بازشدن در سالن ، با دست و کِل و اداهای زیبای عروسی‌نما مورد استقبال و دعوت به همنوایی با برگزارکنندگان نمایش قرارگرفتیم و چه شاد شدیم ، چقدر دست و کل زدیم !
نمایش هم با فضای شاد پشت صحنه یک عقدوعروسی شروع شد ، چه شوخی های زنانه بامزه‌ای ... اما ... کم کم زشتی‌ها چون دودسیاه یک ماشین اسقاطی ، صحنه را سیاه و سیاه و سیاهتر کرد ... زشتی‌های متن و کلام ، رفتار و پیام ، و اشارات و عبارات ، آنقدر تلخ و سیاه و سرتاپا توهین شد که تهوع‌آور گردید !
اهانت به همه چیز
اهانت به همه کس
اهانت به همه زوایای فرهنگی و اجتماعی و انسانی یک ملت !
انگار چند نوجوان عاصی بدبخت و تیره‌روز ، ازشدت خشم و نومیدی ، تیزی دست گرفته‌اند و دائم دارند بر سروروی خود تیزی می‌کشند ، زخم پشت زخم ... دیدن ادامه ›› ، فحش پشت فحش ، مست و پریشان ، مشغول پایمال کردن همه چیز خود شدند تاجایی که هیچ عرصه ای از هویت خود را خالی از زخم و فحش و مشت و لگد نگذاشتند !

راستی چرا ؟!

چرا آنقدر توانمندی و قدرت اجرای نمایش را صرف "اهانت" کردند ، اهانتی کور و بی‌ثمر !؟

اما انصافا یک چیز نمایش خیلی حرفه‌ای و زیبا اجراشد ، بخش نواختن برسرصحنه ! هرچند آن را هم به سخیف‌ترین ترانه‌های روحوضی آلوده کرده‌بودند !

نمیدانم چرا در چنین روزهای تلخی ، از تاریخ خونبار ایران زمین ، پنجره‌های کوچک خوشی و شادی فرهنگی بروی مردم خودمان را ، چنین سیاه و تار می‌کنیم ؟!

مگر مرض داریم ؟!؟!

من یک پزشکم و این نمایش را نماد آشکاری برای تشخیص غم‌انگیز "بیماری‌های روانی بسیار خطرناک صف و ستاد فرهنگی هنری ایران۱۴۰۴ " می بینم !

اگر نهادهای اورژانس اجتماعی کشور بیدارند ، این یک اخطار جدی است ! خودکشی و حتی دیگرکشی ، آینده نزدیک این بیمار است !

دکتر بیتا برنا ، ۱۴ بهمن ۱۴۰۴
امیر مسعود این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید