"چه ها در اندیشه بود و چه شد…"
از آخرین باری که تئاتر دیدم چندماهی میگذشت
از آخرین باری که توی مولوی اجرا دیده بودم چند سالی
... دیدن ادامه ››
میگذشت
و از آخرین باری که اجرای خوب دیده بودم مدت مدیدی میگذشت
تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که من دیروز چه حظ وافری بردم از تماشای یحتمل.
*نوشتن همچین متنی،که هم بتونه روزگار دیروزو به درستی توصیف کنه و هم بتونه مخاطب امروز رو روی صندلی مجذوب نگه داره،خیلی خیلی کار سختیه،و نشون از درک درست نویسنده از برههی تاریخی که انتخابش کرده داره
*کمدی اجرا واقعا مجذوبم کرد،کمدی درستی که تلاش نمیکنه به هر دری بزنه تا مخاطبو بخندونه،درست و بجاست.
*بازی تمام بازیگرا در تمام صحنه ها خیلی به اندازه و خوب بود،این نشون از تمرین زیاد گروه و علاقهایه که به کارشون دارن،دم همشون گرم.
*گریم شخصیت ها رو خیلی دوست داشتم مخصوصا میرغضب که واقعااا گریم جالبی داشت.
*نمیدونم از میزانسن بود،متن بود،کارگردانی بود،بازیهای خوب بود یا شاید ترکیبی از همشون که توی این قصهی شلوغ و پر از جزئیات لحظه ای گم نمیشدم و این حجم از کلمه و اتفاق که روی دور تند روایت میشد سردرگمم نمیکرد و با هر ثانیهی اجرا همون حسی رو داشتم که باید؛(برای خودمم عجیبه که وسط حرص و اضطرابِ محکمه، به "میزانسن مثلثی" خندیدم و دوباره برگشتم به ترس و تعلیق صحنه های حساس پایانی)
*ایدهی ویدیومپ رو خیلی دوست داشتم،فقط فکر میکنم باید چند صدم ثانیه از اخر ویدیومپ صحنهی قصهگویی قنبر حذف بشه که لینک سایت دانلودشو مینویسه.
در نهایت،دم تک تک اعضای این گروه گرم که توی چنین شرایطی،این ریسک رو پذیرفتن و اجراشونو روی صحنه بردن،شما برای یک ساعت از حالِ بد این روزامون کم کردید و از ته قلبم آرزو میکنم هر روزتون سولد اوت باشه،تا هر زمانی که دلتون میخواد تمدید بشید،و پشت هم اجراهای خوب روی صحنه ببرید و همیشه مشغول کاری باشید که دوستش دارید♥️