نمیدونم چرا همیشه از زنها انتظار میره همزمان چند تا چیز متناقض باشن.
هم قوی باشن، هم لطیف.
هم به خودشون برسن، هم انگار اصلاً براشون مهم
نباشه.
هم بدنشون رو دوست داشته باشن، هم مدام در حال تغییر دادنش باشن.
راستش منم مثل خیلی از آدمها روزهایی داشتم که جلوی آینه فقط ایراد مید
یدم. اما کمکم فهمیدم بدن، پروژهای برای بینقص شدن نیست؛ خونهایه
... دیدن ادامه ››
که هر روز باهاش زندگی میکنیم.
شاید قرار نیست همیشه عاشق تکتک جزئیات خودمون باشیم، اما میتونیم یاد بگیریم با خودمون مهربونتر
باشیم. چون هیچ بدنی بدون داستان نیست؛ ردِ زندگی، تجربه، تغییر و رشد روی همهی ما دیده میشه.
کاش کمتر خودمون رو با استانداردهایی مقایسه کنیم که هر روز عوض میشن و بیشتر یادمون باشه ارزش ما خیلی فراتر از چیزیه که توی آینه یا عکسها میبینیم.
برای من، «بدن بینقص» بدنی نیست که هیچ ایرادی نداشته باشه؛ بدنیه که باهاش احساس صلح و آشتی داشته باشی