در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سید احسان هاشمی درباره نمایش تابوت عهد: درباره نمایش «تابوت عهد» به کارگردانی مجتبی جدی زندگی دوگانه عشاق و
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 22:56:35
درباره نمایش «تابوت عهد» به کارگردانی مجتبی جدی

زندگی دوگانه عشاق و سکوت جهان

محمدحسن خدایی: در جهان عشق‌های سیال و تنوع‌طلبی‌های بی‌حد و حصر دوران نئولیبرال، نمایشنامه «تابوت عهد» را می‌توان پیشنهادی برای خروج از این وضعیت مبهم به لحاظ اخلاقی دانست و از راه‌های بدیلی گفت که فاصله گرفتن از خودفریبی و دروغ به ارمغان می‌آورد. ماجرای نمایشنامه به مواجهه با امر نامنتظره می‌پردازد که چگونه ناگهان فرا می‌رسد و این بخت را فراهم می‌کند که انسان‌ معاصر، نقاب از صورت کنار زده و شجاعت اخلاقی زیستن را بار دیگر در رابطه با مفهوم عشق به دست آورد. کافی است به رابطه عجیب و تا حدودی ملال‌آور «بن هارکورت» و «اَبی پرسکات» نمایشنامه تابوت عهد رجوع کنیم تا این نکته آشکار شود که وقتی معیار زندگی «اخلاق خودآیین» باشد، نمی‌توان در عرصه عمومی ادعای مسئولانه زیستن داشت و در حوزه خصوصی، بدل به عشاقی شد که همه چیزشان بر مدار پنهان‌کاری است. نیل لَیبوت در مقام نمایشنامه‌نویس، به زندگی عاطفی زن و مردی می‌پردازد که رابطه پنهانی‌شان، تهدیدی است علیه بنیان اخلاقی جامعه. از این منظر، تنش‌هایی که مابین این دو نفر در طول گفت‌وگوهایشان آشکار می‌شود را می‌توان واکنشی دانست به یک دوراهی سخت: پایان دادن به عشقی پنهان‌کارانه یا تداوم‌بخشی ... دیدن ادامه ›› به آن. هر کدام از این انتخاب‌ها بی‌شک استلزاماتی برای طرفین خواهد داشت که نمی‌توان به راحتی از بار سنگین مسئولیتش شانه خالی کرد. توگویی بعد از وقوع فاجعه‌ای عظیم در دل کلان‌شهری چون نیویورک، وضعیت بعضی شهروندان چنان تغییر می‌کند که دیگر نمی‌توانند با پنهان‌کاری به زندگی ادامه داده و گرفتار وجدان معذب نشوند. صد البته در این مورد خاص و میان این دو انتخاب دشوار مابین پایان یا تداوم، با دو نوع اخلاق‌گرایی مواجه هستیم. یکی مبتنی است بر اخلاق فایده‌باورانه، که تداوم رابطه را تجویز می‌کند و زیستن در یک جهان مخفی را مجاز می‌شمارد. دومی اما اخلاق هنجاری را مد نظر دارد و بیش از آن‌که گرفتار منطق سود و زیان شود، این حقیقت را گوشزد می‌کند که عشق به صداقت احتیاج دارد و فقدان شفافیت، مقدمه تباهی است و زوال اخلاقی انسان. جالب آن‌که اخلاق‌گرایی در نمایشنامه تابوت عهد، ذیل آموزه‌های دینی کتاب مقدس معنا می‌یابد و موضعش را متعین می‌کند.
مجتبی جدی در آخرین پروژه کارگردانی‌اش، با توجه به زمان کوتاهی که در اختیار داشته، این فرصت را یافته تا خوانشی شخصی از نمایشنامه نیل لیبوت را بر صحنه آورد و زیبایی‌شناسی مورد پسندش را در قبال این اجرای چالش‌برانگیز به‌کار بندد. سالن سایه، میزبان این اجرا بوده و با توجه به تک‌اجرایی شدن تمامی سالن‌های مجموعه تئاتر شهر در دوران مدیریت کوروش سلیمانی، اجرای تابوت عهد توانسته به اتمسفری که مد نظر کارگردان است نزدیک شده و روابط پیدا و پنهان آدم‌های نمایش را رؤیت‌پذیر کند. متن نمایشنامه را سیدحسین رسولی به فارسی ترجمه کرده و در هماهنگی با کارگردان، دراماتورژی متن را هم به سرانجام رسانده است. زمان یک‌ساعته اجرا، به وضوح از حذف قسمت‌هایی از متن نمایشنامه خبر می‌دهد و ضرورت فشردگی روایت و فضاسازی را یادآور می‌شود. بنابراین پس از تماشای این اجرا، می‌توان این نکته را بیان کرد که تابوت عهد مجتبی جدی، ترجیح می‌دهد در حد امکان از جهان مابعد یازده سپتامبری نیل لیبوت فاصله گرفته و با کاستن از امور انضمامی، حال و هوایی جهان‌شمول خلق کند که با سبک زندگی مردمان طبقه متوسط شهری در گوشه و کنار جهان هم‌راستا است. در این بین، فضای نمایش، متأثر از رویکردهای هارولد پینتر است با تمامی آن سکوت‌ها، لکنت‌ها، وقفه‌ها و سوءتفاهم‌های بی‌پایان. یک ایستایی جذاب در میزانسن‌ها که تحمل‌ناپذیر می‌نماید و تماشایش صبر و حوصله می‌طلبد. نتیجه این ملاقات با اجرا در انتهای نمایش، حس خوب دوری از ابتذال زمانه است. اجرایی کمینه‌گرا که کوچک‌ترین کنش‌های کلامی شخصیت‌هایش، به همراه کنترل‌شده‌ترین حرکات بدنی بازیگرانش، و صد البته نسبتی که بدن‌ها با صحنه برقرار می‌کند، به مثابه یک نظم ریاضیاتی عمل کرده، دقت و تمرکز بالایی را از تماشاگران مطالبه می‌کند. این شیوه اجرایی که از طریق ریتم آهسته، مکالمات چالشی کنترل‌شده، همچنین خالی بودن فضای صحنه از اشیای زندگی آپارتمانیِ زندگی روزمره ساخته می‌شود، همان رویکرد اجرایی است که در این سال‌ها مجتبی جدی تلاش کرده اجراپذیرش کند. یادآور جهان تئاتری امیررضا کوهستانی در دهه هشتاد شمسی و اوایل دهه نود. از قضا در دوران شتاب‌گرایی سرمایه‌داری متأخر، مواجهه تماشاگران با پدیده‌های هنری چون اجرای تئاتر، می‌تواند مشمول مصرف محصول هنری با سرعت بالا و دقت پایین باشد. این‌که یک اجرا تلاش دارد خلاف‌آمد این روال غالب باشد، امری است پسندیده که در این اجرا یک بار دیگر تلاش شده آزموده شود. اجرایی که مقهور شتاب زمانه نمی‌شود و با تکیه بر آهستگی عناصر، فرآیند ویرانی یا رستگاری انسان معاصر را به تماشا می‌نشیند.
با توجه به سیاست اجرایی کارگردان در حذف زوائد و حواشی، صحنه از اشیا تهی شده تا استقرار یک تخت‌خواب دونفره، استعاره‌ای باشد از یک فضای خصوصی که گویا زیر نگاه خیره دیگران در حال تلاشی است. نازنین حشمدار نقش زنی را بازی می‌کند که با رویکردی تهاجمی، خواستار تعیین تکلیف و خروج از بلاتکلیفی است. در مقابل صادق برقعی، حتی با جوش و خروش‌های مقطعی‌اش، مردی است همراه و با طمانینه که قدم به قدم عقب می‌نشیند و منفعلانه، از پس شجاعانه تصمیم گرفتن این روزهایش برنمی‌آید. ماحصل گفت‌وگوی طولانی‌مدت این دو نفر، که تلاقی عواطف، احساسات و آشکار شدن رازهای پنهانی است، اعلام به پایان یک دوره و ورود به دوره‌ای تازه است. از عدم قطعیتی تحمل‌ناپذیر به عدم قطعیتی پر از ابهام.
از نقاط مثبت اجرا، بی‌شک حضور بازیگرانی است که توانسته‌اند با مهارت، رویدادهای کوچک حسی و تلاطمات سهمگین عاطفی را حس‌پذیر کنند. ترکیبی از تهاجم و تدافع توأمان، گفت‌و‌شنودی که قرار نیست کسی را قانع یا حقیقت ماجرا را به تمامی آشکار کند.
در نهایت می‌توان گفت خوانش مینیمالیستی مجتبی جدی از جهان بسیط نیل لیبوت، ارزش‌افزوده‌ای خلق کرده که به‌کار مناسبات تولید در تئاتر این روزهای ما می‌آید. کاستن از هزینه‌ها، خالی کردن صحنه از اشیایی که نالازم می‌نماید، کمک رساندن به ساختن یک جهان پرتنش عاطفی که میان دو نظام اخلاقی سرگردان مانده است. در همان دقایق سکوت و پرسش‌های بی‌پاسخ. میان سروکله‌زدن‌های بی‌وقفه با امر سپری‌نشده. در نقشی که مدت‌هاست نمی‌توان دوباره بازی‌اش کرد. اما ضرورتش احساس می‌شود.

چهارشنبه ۲۴ تیر ۱۴۰۵ | دیروز

    
   

سینا دهقان، امیر مسعود، Amirhosein Bakhshi و امید این را خواندند
سامان سهیلی زاده این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید