گاهی بعضی تجربهها فقط برای این نیستند که چیزی را به ما یاد بدهند؛ بعضی تجربهها میآیند تا ثابت کنند چرا باید از همان ابتدا به نشانهها اعتماد میکردیم.
آدمها، موقعیتها و انتخابهایی هستند که یکبار امتحان کردنشان کافی است. وقتی چیزی یکبار طعم تلخیاش را نشان داده، برگشتن و دوباره آزمودنش بیشتر از آنکه نشانهی امید باشد، تکرار یک اشتباه است.
میگویند «آزموده را آزمودن خطاست»؛ چون بعضی حقیقتها را نه با گذشت زمان، نه با فرصت دوباره، و نه با توجیههای تازه نمیتوان تغییر داد. گاهی چیزی که یکبار ما را شکست، اگر دوباره وارد زندگیمان شود، فقط زخم قدیمی را عمیقتر
... دیدن ادامه ››
میکند.
تجربههای بد، هرچقدر هم دردناک باشند، یک هدیه پنهان دارند: به ما یاد میدهند کجا بایستیم، به چه چیزی اعتماد کنیم و برای چه چیزهایی دیگر نجنگیم. بلوغ یعنی از تجربهها درس بگیریم، نه اینکه مدام خودمان را در همان مسیر اشتباه قرار دهیم و انتظار نتیجهای متفاوت داشته باشیم.
گاهی قویترین تصمیم، دوباره امتحان نکردن است؛ نه از روی کینه، بلکه از روی احترام به آرامشی که با سختی به دست آوردهایم.