روایتی از بازیگر
کلادیوس، بیش از آنکه یک قاتل فرصتطلب باشد، نظمی است که زیر وزنِ انتخابهای خود فرومیپاشد؛ نظمی که برای بقا، نخست حقیقت را قربانی میکند و سرانجام، در آتش نفرتی که خود افروخته است، خویشتن را.
در مواجهه با این نقش، تلاش من نه برای ساختن یک شرور، بلکه برای یافتن کسی بود که با عواقب تصمیماتش مواجه میشود. برای من، کلادیوس از جنایت آغاز نمیشود؛ بلکه ترس آغاز میشود؛ ترسی ساکت و خاموش، در پس نقابی از خشونت که چون پیشگویی ای خودکامبخش، سرانجام براورده میشود.
هر بار که او را روی صحنه زندگی میکنم، بیش از آنکه نقش یک پادشاه را بازی کنم، وزن انتخابهایی را حمل میکنم که راه بازگشت را از میان بردهاند.
اطمینان بخش/ پارسا