با سلام و احترام به مخاطبان تیوال و فعالان تئاتری
جهان پینتر، جایی است که سکوت از دیالوگ بلندتر حرف میزند، پینتر همیشه برای من نویسندهای بوده که جهان را در کوچکترین فضاها خلاصه میکند. «پیشخدمت» هم از همین جنس است، اتاقی بسته، دو مرد، یک دستگاه و سکوتهایی که مثل تیغ، هوا را میبرند. در مواجهه با این متن، اولین چالش من وفاداری به ریتم پینتری بود؛ ریتمی که نه با اتفاقهای بیرونی، بلکه با لرزشهای کوچک رابطهی دو شخصیت شکل میگیرد. گاس و بن، در ظاهر دو کارگر یک سیستم خشونتاند، اما پینتر هیچوقت شخصیتها را تکلایه نمینویسد. در خوانش من گاس نمایندهی پرسش، تردید و انسانیتیست که هنوز کامل سرکوب نشده. بن نمایندهی اطاعت، انضباط و زبان سیستم است. در تمرینها، تلاش کردم بازیگران فقط «تیپ» نسازند، بلکه به لحظههایی برسند که گاس خشن میشود، بن میلرزد، و هر دو زیر فشار یک دستور نامرئی، از خودشان دور میشوند. این همان نقطهایست که پینتر جذاب میشود، هیچکس کاملاً بیگناه نیست، هیچکس کاملاً هیولا نیست. در «پیشخدمت»، قدرت هرگز روی صحنه ظاهر نمیشود، فقط اثرش را میبینیم. این برای من فرصتی بود تا دربارهی شکلهای امروزین قدرت در جامعهی خودمان فکر کنم، قدرتی که گاهی در یک پیام، یک دستور، یک قرارداد یا حتی یک نگاه، بدنها را تنظیم میکند. خشونت در این متن، خشونت زبان است، شوخیهای خشن، تهدیدهای نیمهگفته، و جملههایی که در ظاهر عادیاند اما در عمق، حامل حذف و تحقیرند. در اجرا، تلاش کردم این خشونت را بدون اغراق، فقط با دقت در لحن و مکثها برجسته کنم. تماشاگر در این اجرا «مصرفکنندهی داستان» نیست، شاهد است. شاهد دو آدمی که زیر فشار یک سیستم نامرئی، آرامآرام از خودشان دور میشوند.