هدف از تماشای تئاتر چیست ؟
آیا آنچه کارگردان وبازیگران به آن فکر می کنند صرفا از کار درآوردن یک اجرای بی نقص با رعایت بازیها وبیان دیالوگ هاست یا تماشاگر باید غرق دکور ونور پردازی وجلوه های ویژهء بصری این روزهای نمایش جهان باشد ؟
نمایش مترونوم خون من را به یاد یک چیز می اندازد: به سوی تئاتر بی چیز....!
نه ! لطفا زود قضاوت نکنید ! وقتی بازیها گیرا، شخصیت پردازیها متناسب و فضای اجرا در تسخیر نور رمانتیک شمع ها باشد ما به عنوان تماشاگر آنچه کارگردان / بازیگران مد نظر داشته اند را جلوی چشمهایمان تجربه می کنیم -بی ادا ، بی هیاهو واغراق....به همه دست اندرکاران این نمایش با وجود برخی کاستی های جزئی/ طبیعی تبریک باید گفت.
سالها پیش یرژی گروتفسکی این را دریافته بود اما ما نمایشگران آن را جدی نمی گرفتیم چون از دید تماشاگر به گمان ما فقط بازیگر کافی نبوداما...به قولی
گروتفسکی معتقد بودکه تئاتر بدون همه عناصر می تواند وجود داشته باشد ولی بدون بازیگر هرگز. او بیشتر عمر خود را بر سر این نهاد تا روش هایی را بیابد که با آن ها می توان بازیگری را تربیت کرد که با تمام وجود در اختیار هدف نمایش باشد. هدفی متافیزیکی و درونی که همگان نمی توانند به آن برسند. این
... دیدن ادامه ››
گونه کم کم به این سمت هدایت شد که از دکور، گریم، نور و عناصر دیگر کمترین استفاده را نماید و نقش محوری را به بازیگر دهد.
تئاتر بی چیز ظواهری را که هنرهای دیداری دیگر با آن درگیربودندرا رها کرده و تئاتری شد که فقط بر کنش های انسانی و ارتباط میان بازیگر و تماشاگر بنا شده بود وتمامی جلوه های قراردادی صحنه نظیر نورپردازی، موسیقی، صحنه آرایی، چهره پردازی، وسایل صحنه و جلوه های دیداری را تا حد ممکن کم کرد . از دید گروتفسکی تکنیک شخصی بازیگر، هسته تئاتر را تشکیل می دهد، برای او آموزش بازیگر به این معنا نیست که چیزی به او بیاموزند. بازیگران او سعی می کنند بر مقاومت های ارگانیک شان در برابر این فرایند فائق آیند. از نظر زمانی میان انگیزش درونی و واکنش بیرونی فاصله ای نیست. یعنی انگیزش وکنش باید بر یکدیگر منطبق شوند. انگیزش وکنش رقیب یکدیگرند. انعطاف بدن و تکنیک های بازیگری ،صدا ورفتار وکنش بازیگر مهم تر از ابزار در صحنه است.مهم ترین اتفاق در جریان کار تئاتر آزمایشگاهی ( لابراتوا ر) گروتفسکی زمانی رخ داد که با همت شاگرد گروتفسکی( باربا ) نظریه ها و روش های کاری گروتفسکی در کتابی به نام « به سوی تئاتر بی چیز» منتشر شد.
امیدوارم تجربه های سحرانگیز دیگری از این دست را شاهد باشیم.گرچه واکنش تماشاگر به معنای دسته های گل و کف زدن های بی پایان نبود، بلکه سکوت غریب که در آن شیفتگی بسیار، با کمی خشم و حتی دلزدگی وجود داشت. تماشاگر گروتفسکی تماشاگری خاص بود نه هر تماشاگری . مثل خود شما...