در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | حسین یاردل
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 07:24:09
 

- حسین یاردل با انتشار کتاب سیاه گیسو در سال ۱۳۸۰ فعالیت رسمی ادبی خود را آغاز کرد.
- لینک کتاب سیاه گیسو: https://ketab.ir/Book/EA1AF9EC-3147-4280-B8A8-D73A54F9715A

 ۰۸ مرداد ۱۳۵۱
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نوعی از #ادبیات هست که داستان بانامه نگاری طرفین ، پیش می رودکتاب #گزنددلبستگی(آشنایی های پرخطر/عنوان فرانسوی) برهمین اساس شاهکارنامه های عاشقانه عبرت آموزاست.رابطهء مرد وزن جوانی که...اهل فن بخوانید ویک نمایشنامه خلاقانهء دیدنی از آن بسازید لطفا !
لینک دانلود:
https://t.me/hosseinyardel_official
راستش نمیشه گفت چند درصد اهالی دنیای هنر از دوستدار تا سالارش این حس رو دارن ...من بهش میگم بازیابی روحی و شیفتگی نسبت به این که با نگاه به گذشته میشه آینده رو بهتر کرد.داشتم مجله فیلم دهه شصتی مو ورق می زدم نگاهم به این عکس افتاد.انگار همین چند وقت پیش فیلم کازابلانکا رو برای بار چندم دیده بودم به نظرم به عنوان یک شیفته ابدی فیلمهای شاهکارکلاسیک بادوبله فارسی بانوی بازیگری به معصومیت نگاه، تردید در لبخند عاشقانه و شک در اعتمادبه عاشق خود مثل اینگریدبرگمن نبوده است.
شهلاناظریان،ژاله کاظمی ونیکوخردمندزبان فارسی رادرچهره اوجاودانه کردند.
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمی دانم چرا در کشور ما به اندازه ای که شایستهء شخصیت ادبی مولانا است به او پرداخته نشده هر از گاهی فیلم مستند یا مجموعه گرایشمند به سویه خاصی در ایران یا ترکیه ساخته و دیده شده اما آشنایی ما با این روانشناس برجسته رفتارهای انسان وهفت جد پیش تر از فروید و یونگ و آدلر و...اروین دیالوم هابه ژرفای روان بشر رسیده ، محدود به اشعاری خاص وقصه شمس ومولاناست .دوستی هم که می فرمود قصه های مولانا به اندازه کافی امروزی ومدرن نیست !
البته من از دلیل فروش کتاب مثنوی معنوی شاعری که به رومی شهرت یافته در امریکا واروپای امروز بی خبرم !!
اما پاگشای این سخن باز خوانی رباعی اندیشه ورزانه ای از دیوان شمس بودو پندی به خودم و دوستان بسیار هنرمند که به یک عبارت در کار خویش فکر می کنند:
-رسیدن به اوج در آن هنر !
همه می دانیم که مولانا از شاعرانی است که ابیاتش نیازی به تعبیر وتفسیر زیاده ندارد در این نمونه رک وفشرده حرف می زند پس:
تا در طلب گوهر کانی کانی / تا در هوس لقمهٔ نانی نانی
این نکتهٔ رمز اگر بدانی دانی / هر چیزی که در جستن آنی آنی
( مولانا )
حسین چیانی، Heliya و امیرمسعود فدائی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همه از بدی های تنهایی میگن و یکی هم میشه گابریل گارسیا مارکز و صدسال تنهایی رو می نویسه ، به نظرم اگه منصفانه با اونایی که خلاء تنهایی شون رو با دوستی یا ازدواج پر کردن حرف بزنین به یه چیزایی هم اشاره می کنن که شما از اونا غافلید.
کاش فهرستی تهیه بشه از مزایا ومعایب تنهایی...و اگه نمایشنامه ای هم در این زمینه نوشته بشه تا همه ببینن چه بهتر..
به نظر اروین د یالوم،درکتاب «روان‌درمانی اگزیستانسیال»هیچ رابطه‌ای قادر به از میان بردن تنهایی نیست و ما در هستی تنها هستیم و این نکته‌ای است که باید دریابیم، ولی می‌توانیم در تنهایی یکدیگر شریک شویم همان‌طور که عشق درد تنهایی را جبران می‌کند
غزل سرای معاصر - روانشاد حسین منزوی - چنین تعبیری از تنهایی دارد
راز بزرگ تنهائی
بسر افکنده مرا سایه ای از تنهائی
چتر نیلوفر این باغچه بودائی
بین تنهائی و من راز بزرگی ست بزرگ .
هم از آنگونه که دربین تو و زیبائی
بارَش از غیرو خودی هر چه سبکتر؛ خوشتر
تا ... دیدن ادامه ›› به ساحل برسد رهسپُر ِ در یائی
آفتابا توو آن کهنه درنگت در روز
من شهابم من و این شیوه ی شب پیمائی
بو سه ای داد ی و تا بوسه ی دیگر مستم
کس شرابی نچشیداست بدین گیرائی
تا تو برگردی و از نو غزلی بنویسم
می گذارم که قلم پر شود از شیدائی

امیرمسعود فدائی، fateme soleimani و یاسین پازکیان این را خواندند
حسام? این را دوست دارد
به به، به به 😍

چقدر عالی نوشتید

روحم جلا گرفت
👏👏👏
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بچه ها را دریابید !
مدتی به بازگشایی مدارس انشالله اگر بشود باقیمانده ،می خواستم عنوان این نوشته را بگذارم (بچه ها نگاهمان می کنند) عنوانی که دوکارگردان فیلمهای کلاسیک ایتالیایی و فرانسوی _ ویتوریو دسیکا در سال ۱۹۴۳ و سرژ لوروا در سال ۱۹۷۸ با نگاه ونگره های مختلف درباره اش فیلم ساخته اند ویک نمونه میهنی /ایرانی هم به صورت سریال در سال 1390 در تلویزیون پخش شد اما پس از این مقدمه...
قرار نیست فقط وقتی بچه ها را با خودرو شخصی تا دم در مدرسه می رسانیم مراقب رفتارمان باشیم ،.پدر / مادر / راننده و یک خطا و خلاف ترافیکی نداشته باشیم اما با یک تصادف ، یا در پی یک تماس تلفنی از آن سوی خط دعوای لفظی مجازی وبعدا فیزیکی راه بیندازیم آن هم جلوی چشم وگوش حریص دیدن وشنیدن آنها
-امروز شرمنده شدم وقتی مردی با مرد دیگر مقابل دیدگان فرزندش دعوا می کرد وناسزاگویی و...
آقا / خانم عصبانی !...نمایش که بازی نمی کنید قضیه برای بچه ها شوخی نیست .داری قهرمان رویاهای آن کودک را نابود می کنی ، داری شخصیت آینده او را تباه می کنی...و چه پدر فاتحی که از پس دعوا برآمده به فرزندش درس انسانیت می دهد: «دیدی عزیزم !...آدم باید توی این جامعه گرگ باشه ».!
فقط روی قاب تلویزیون وگوشه پوسترهای نمایشنامه ها ننویسیم تماشا برای 7+ ممنوع لطفا !
امیرمسعود فدائی، رویا پاک سرشت و H.M.kiani2 این را خواندند
فریبا مهر و پیام بهرام این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هدف از تماشای تئاتر چیست ؟
آیا آنچه کارگردان وبازیگران به آن فکر می کنند صرفا از کار درآوردن یک اجرای بی نقص با رعایت بازیها وبیان دیالوگ هاست یا تماشاگر باید غرق دکور ونور پردازی وجلوه های ویژهء بصری این روزهای نمایش جهان باشد ؟
نمایش مترونوم خون من را به یاد یک چیز می اندازد: به سوی تئاتر بی چیز....!
نه ! لطفا زود قضاوت نکنید ! وقتی بازیها گیرا، شخصیت پردازیها متناسب و فضای اجرا در تسخیر نور رمانتیک شمع ها باشد ما به عنوان تماشاگر آنچه کارگردان / بازیگران مد نظر داشته اند را جلوی چشمهایمان تجربه می کنیم -بی ادا ، بی هیاهو واغراق....به همه دست اندرکاران این نمایش با وجود برخی کاستی های جزئی/ طبیعی تبریک باید گفت.
سالها پیش یرژی گروتفسکی این را دریافته بود اما ما نمایشگران آن را جدی نمی گرفتیم چون از دید تماشاگر به گمان ما فقط بازیگر کافی نبوداما...به قولی
گروتفسکی معتقد بودکه تئاتر بدون همه عناصر می تواند وجود داشته باشد ولی بدون بازیگر هرگز. او بیشتر عمر خود را بر سر این نهاد تا روش هایی را بیابد که با آن ها می توان بازیگری را تربیت کرد که با تمام وجود در اختیار هدف نمایش باشد. هدفی متافیزیکی و درونی که همگان نمی توانند به آن برسند. این ... دیدن ادامه ›› گونه کم کم به این سمت هدایت شد که از دکور، گریم، نور و عناصر دیگر کمترین استفاده را نماید و نقش محوری را به بازیگر دهد.

تئاتر بی چیز ظواهری را که هنرهای دیداری دیگر با آن درگیربودندرا رها کرده و تئاتری شد که فقط بر کنش های انسانی و ارتباط میان بازیگر و تماشاگر بنا شده بود وتمامی جلوه های قراردادی صحنه نظیر نورپردازی، موسیقی، صحنه آرایی، چهره پردازی، وسایل صحنه و جلوه های دیداری را تا حد ممکن کم کرد . از دید گروتفسکی تکنیک شخصی بازیگر، هسته تئاتر را تشکیل می دهد، برای او آموزش بازیگر به این معنا نیست که چیزی به او بیاموزند. بازیگران او سعی می کنند بر مقاومت های ارگانیک شان در برابر این فرایند فائق آیند. از نظر زمانی میان انگیزش درونی و واکنش بیرونی فاصله ای نیست. یعنی انگیزش وکنش باید بر یکدیگر منطبق شوند. انگیزش وکنش رقیب یکدیگرند. انعطاف بدن و تکنیک های بازیگری ،صدا ورفتار وکنش بازیگر مهم تر از ابزار در صحنه است.مهم ترین اتفاق در جریان کار تئاتر آزمایشگاهی ( لابراتوا ر) گروتفسکی زمانی رخ داد که با همت شاگرد گروتفسکی( باربا ) نظریه ها و روش های کاری گروتفسکی در کتابی به نام « به سوی تئاتر بی چیز» منتشر شد.
امیدوارم تجربه های سحرانگیز دیگری از این دست را شاهد باشیم.گرچه واکنش تماشاگر به معنای دسته های گل و کف زدن های بی پایان نبود، بلکه سکوت غریب که در آن شیفتگی بسیار، با کمی خشم و حتی دلزدگی وجود داشت. تماشاگر گروتفسکی تماشاگری خاص بود نه هر تماشاگری . مثل خود شما...
امیرمسعود فدائی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای چندمین بار و هر از گاهی نگاهی کتاب تمهیدات عین القضات همدانی را خواندم.این حسرت دوباره در من زنده شد که روزی اگر شد در حد بضاعت خردم نمایشنامه ای درباره او بنویسم .اما تا آن هنگام >..به قول مطلع آن شعر نیما یوشیج گرامی : «آی آدمها ....»...واین جا آی خردورزان و هنرشناسان نمایشنامه نویسی ، آیا وقت آن نرسیده که دستی بالا بزنید ونمایشنامه ء قابل اجرای فاخر در تراز هنر ایران وشخصیت عارف اسطوره ای وسیاوش شهید عرفان این مرز و بوم بنویسید؟....و چشم به راه می مانم/نیم !
با این همه گرونی کتاب این که کیفیت چاپ رو هم اوردن پایین واقعا بی انصافی به خواننده و خریدار کتابه + گرونی بلیت نمایشنامه
این طرز فکر میخواد کتاب و کتابخوان وکتاب خوانی رو به هر بهانه ای شده از دور خارج کنه....حالا به جان ظاهر چاپ و ناپسند جلوه دادن کتاب افتاده : انگار بگه برای این ! میخوای پول بدی ؟!...درست موازی با اتفاقی که برای دلالی بلیتها افتاد !
اما...ما تا ابد کتابخوان میمانیم و تئاتر می بینیم هر چند خوشایند برخی نباشد.
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
این که هنر تئاتر با آن همه پیشینه چند هزار ساله برای تماشا و به دلیل هزینه هایش ( ناگزیر) مختص به طبقات خاص ( توانمندان پرداخت پول بلیت ) باشد و آن چند درصد تماشاگر صاحب ذوق بین عامه مردم را از سالنهای نمایش دور نماید به هیچ وجه خوب نیست . باید کاری کرد : بخش دولتی یا خصوصی ، رسانه ها، تلویزیون (با پرداخت حق پخش به تهیه کننده و..) به هر حال روزگاری نگاه شیفته بازیگران کمدی وجدی این مرز و بوم فرصتی برای درک این هنر والا داشت .شما را به خدا آیندهء این هنر را به حراج تفاخر نگاه این و آن اهل تجمل و تاجر ادبیات وا مگذارید !
اکبر عبدی ابدی شد.
سخت است در این زمانه که با کوله باری سنگین از تجربه باز سبکبار باشی ...خداحافظ کمدین بی ادعا ، سفر جادویی ات به دیار جاودانه ها همنشین آرامش باد !
رویا پاک سرشت این را خواند
سالار ناجی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بازیگران مشغول کارند !
با دیدن برخی نمایشها ونه همهء آنها گاهی به این فکر می افتم که فلان کاراکتر جای کاربیشتری داشت اما گرچه بازیگر آن نقش همهء تلاشش را کرد تا خودِخودِ شخصیت مدنظر کارگردان را ارائه نماید والبته از خلاقیت خود هم مایه بگذارد اما...
موقع تماشای ایفای نقش (او) و دیگران من در ذهنم سراغ بازیگران از دنیا وگاهی زنده اما از یاد رفته توانمندی می افتم که اجرا برایشان حرکات بدن صرف نبود میمیک عالی چهره هم بود ، حرکات عصبی و البته لحن ،نه فقط فن بیان...چون دوست دارم یک صدای خاص بشنوم حتی شده با ته لهجه ، اما چنین شخصیتی یک نوع فرهنگ وفلسفه خاص پشت اجرایش بود حتی نگرشی نو مثل کی ؟...مثل حسین پناهی ، داریوش مودبیان ، احمد آقالو ، سیروس ابراهیم زاده ، خسرو شکیبایی و بانوان هنرمندی چون :
جمیله شیخی ، فهیمه راستکار ، آزیتا لاچینی ، هما روستا ، بیتا فرهی ، ثریا قاسمی ، رویا نونهالی ، گلاب آدینه ، گلچهره سجادیه ، رویا نونهالی و....
برای این که شبی به یاد ماندنی از دیدن یک شاهکارنمایشی در ذهنمان داشته باشیم به همراه همهء عوامل به سرانجام رساندن یک تئاتر خاص ، به بازیگری فکر می کنم که پس از پایان نمایش ،بازی اش را در ذهنم امتداد داده ام و در دنیای ذهن او سیر می کنم تا این که کسی و دستی برشانه ام بخورد وبگوید:
- آقا ! نمایش تمام شده نمی خواهید سالن را ترک کنید ؟!
دنیای این روزا رو بهتر از این نمی شد معرفی کرد مثل آغاز رمان پیشگویانهء داستان دوشهر نوشته چارلز دیکنز:
بهترین روزگار و بدترین ایام بود
دوران عقل وزمان جهل بود.
روزگار اعتقاد و عصر بی باوری بود.
موسم نور و ایام ظلمت بود.
بهارامید بود و زمستان ناامیدی،
همه چیز در پیش روی گسترده بود و چیزی در پیش روی نبود
همه به سوی بهشت می شتافتیم و همه در جهت عکس ره می سپردیم
داستان دوشهر /چارلز دیکنز
من با حسرت این شبه چالش رو توی ذهنم دارم: #کاش_ نویسندهء_ این متن_ من بودم !
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
بسم الله الرحمن الرحیم
مدتهاست مجبور به سکوت و در مدارای با آنچه برخی فرآورده های هنری این مرز پرگهر خوانده و دیده وشنیده ام بودم وچشم به راه آینده که نمونه های بهتر حتما دیدگاهم را دگرگون خواهد کرد اما این اواخر با این حجم عظیم ساختنها از هر نوع و چپاندن ها در رسانه ها یعنی این است سلیقهء مردم ! تاب نیاوردم تا نه از خود بی مقدار که از نویسنده وکارگردانی چون ابراهیم گلستان وام بگیرم تا بگویم:
«فقط هوش کافی نیست. از هوش باید شعور بیاید. شعور با تمرین و تربیتِ فکر می آید.
حتی در پدرسوخته بودن هم، برای دزدی هم محتاج هوش و فکر و شعوری. فکر را ول نکن که اگر کردی، ول معطلی دیگر.
نگاه کن... ببین... بدان... بسنج... بخوان. .. اما هر چه را که میخوانی قبول نکن یک هو.

بسنج ... یادگرفتن نه یعنی ازبر کردن، نه یعنی قبول کردن. گاهی یاد گرفتن، یعنی قبول نکردن.

ابراهیم گلستان
صندوقی در سرداب خانه قدیمی ما »
تانگرهء صاحب نظران چه باشد !
امیر مسعود و سپهر این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات

تماس‌ها

09124283002 (تلفن همراه)