یه جایی وسط «ناریا» فهمیدم دارم نمایش نمیبینم؛ دارم خودمونو میبینم.
ایرانِ امروز، زندگیِ امروز، رفتارهایی که شاید هر روز از کنارشون رد میشیم و دیگه حتی عجیب به نظر نمیان. «ناریا» کاری کرد که هم خندیدیم، هم شاد شدیم، هم یه جاهایی خندهمون تبدیل شد به بغض و گریه؛ چون پشت خیلی از اون خندهها، یه حقیقت تلخ از خودمون بود.
به کارگردان عزیز حسین فردوسی خستهنباشید میگم برای اینکه تونست اینقدر صادقانه و بیادعا چیزی از حال امروز ما رو روی صحنه بیاره؛ کاری که فقط دیده نمیشه، یه جایی توی آدم میمونه.
و دستمریزاد به تکتک بازیگرهای «ناریا»؛ واقعاً همهتون عالی بودید. هرکدومتون به اندازهای حضورتون زنده و باورپذیر بود که نمیشد فقط بازیگر
... دیدن ادامه ››
دیدتون؛ انگار هرکدوم بخشی از همین زندگیای بودید که داشتیم تماشاش میکردیم.
ممنون برای شبی که هم خندوندینمون، هم به فکر فرو بردینمون، هم یه جاهایی بغضمون رو درآوردین.
«ناریا» از اون نمایشهاست که وقتی تموم میشه، تازه یه چیزی توی آدم شروع میشه.
از نقش (معتاد،دیجی،رپر، راضیه) خیلی خوشم امد خیلی حال کردم خسته نباشید میگم بهتون