در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نسیم حسینی درباره نمایش آتش‌سوزی‌ها: آتش‌سوزی‌هایی که دوباره زخم را باز کردند بعضی داستان‌ها را فقط نمی‌
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:04:21
آتش‌سوزی‌هایی که دوباره زخم را باز کردند

بعضی داستان‌ها را فقط نمی‌بینیم؛ با آن‌ها زندگی می‌کنیم، زخمی می‌شویم و مدت‌ها بعد هم هنوز بخشی از آن‌ها در ذهنمان باقی می‌ماند. برای من، «Incendies» دقیقاً از همین جنس بود؛ فیلمی که بعد از تماشایش، آن شوک ویران‌کننده‌ی پایانش روزها رهایم نمی‌کرد.

حالا دیدن «آتش‌سوزی‌ها» به کارگردانی مرتضی میرمنتظمی، دوباره همان زخم را باز کرد؛ اما این بار نه روی پرده‌ی سینما، بلکه روی صحنه، زنده و نفس‌به‌نفس با تماشاگر.

این اثر که بر اساس نمایشنامه‌ی وجدی معوض شکل گرفته و فیلم Incendies دنی ویلنوو نیز اقتباسی از همین نمایشنامه است، روایتی‌ست درباره جنگ، ... دیدن ادامه ›› خشونت، هویت، خانواده و رازهایی که گاهی حقیقت‌شان از خودِ مرگ هم سنگین‌تر است.

اما ارزش اجرای میرمنتظمی فقط در وفاداری به یک داستان قدرتمند نیست؛ در این است که توانسته این جهان پیچیده و چندلایه را به زبان تئاتر ترجمه کند و از دل آن، اجرایی بسازد که تماشاگر را صرفاً شاهد ماجرا نمی‌کند، بلکه او را در دل فاجعه قرار می‌دهد. خودِ میرمنتظمی نیز درباره این اثر از علاقه‌اش به خطر کردن در تئاتر گفته است؛ و به‌نظر می‌رسد این جسارت، یکی از نقاط قوت اجرای اوست.

و در میان این همه، ریما رامین‌فر برای من یکی از درخشان‌ترین نقاط اجراست. بازی او از آن جنس بازی‌هایی نیست که صرفاً دیده شوند؛ حس می‌شوند. در لحظه‌هایی که باید سکوت کند، سکوتش حرف می‌زند و وقتی درد را به تماشاگر منتقل می‌کند، دیگر مرزی میان بازیگر و شخصیت باقی نمی‌ماند.

یکی از مهم‌ترین دشواری‌های این اثر، تبدیل روایتی‌ست که پیش از این برای بسیاری از ما با تصاویر سینمایی قدرتمند دنی ویلنوو گره خورده است. اما این گروه توانسته‌اند بدون گرفتار شدن در سایه‌ی فیلم، روایت را دوباره روی صحنه زنده کنند؛ با میزانسن، بازی‌ها، ریتم و فضایی که اجازه می‌دهد تراژدی دوباره و از نو اتفاق بیفتد.

و شاید مهم‌ترین ویژگی «آتش‌سوزی‌ها» همین باشد:
این نمایش درباره آتش نیست؛ خودش آتش است.

آتشِ جنگ، آتشِ نفرت، آتشِ گذشته و آتشی که نسل به نسل منتقل می‌شود و آدم‌ها را می‌سوزاند، بی‌آنکه حتی خودشان بدانند چرا در میان این همه خاکستر ایستاده‌اند.

من فیلم Incendies را دیده بودم و فکر می‌کردم شوک پایانش دیگر نمی‌تواند تکرار شود. اما «آتش‌سوزی‌ها» نشان داد بعضی زخم‌ها حتی اگر سال‌ها از آن‌ها گذشته باشد، با یک روایت درست، یک بازی درخشان و یک اجرای قدرتمند دوباره باز می‌شوند.

تبریک به مرتضی میرمنتظمی و تمام گروه «آتش‌سوزی‌ها»؛ برای اینکه توانستند یکی از سنگین‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین روایت‌های معاصر را با چنین جسارتی به صحنه بیاورند.

بعضی نمایش‌ها وقتی تمام می‌شوند، تمام می‌شوند.
اما بعضی‌ها تازه بعد از خاموش شدن چراغ‌های سالن شروع می‌شوند.

«آتش‌سوزی‌ها» برای من از همان‌ها بود.