در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مهدی خادمی درباره نمایش آدم‌ها مکان‌ها چیزها: نمایشنامه "People, Places and Things"دانکن مک میلان سال قبل
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 04:39:22
نمایشنامه "People, Places and Things"دانکن مک میلان سال قبل هم روی صحنه رفته بود که من متاسفانه آن اجرا را از دست دادم.اما اجرای فعلی به طراحی و کارگردانی معصومه بیگی برای القا حس متن اصلی نهایت تلاش را میکند و تا حد زیادی موفق عمل میکند. تم یا بن مایه نمایشنامه مساله مواجه یا پذیرش یک مساله یا مشکل توسط انسان است. جمله ی معروفی هست که میگوید آخرین شخصی که متوجه اعتیادش میشود خود شخص معتاد است. این همان چیزی است که در نمایشنامه و نمایش به درستی به اجرا در می آید. موضوع پذیرش ( اینجا مشکل اعتیاد) مساله کلان تری است که همواره مورد علاقه و کنکاش نویسندگان بوده است. انسانها بدلیل الگوریتم مغزی پیچیده , همواره در نگاه به مشکل یا درد دچار دیرفهمی یا نقض در فهم میشوند و همین درک نادرست موجب میشود که برای درمان یک درد به یک درد(مشکل بزرگتر) دچار شوند. مثلا در این نمایشنامه لوسی(سارا- مینا...) برای فرار از رنج زیستن و فراموشی اندیشیدن به چگونگی و چرایی زندگی خود را در الکل و مخدر غرق میکند اما همین تسکین خود بعدها میشود درد بزرگتر. دریافت این پیام اصلی و تبدیل آن از طریق صحنه و اجرا نیاز به طراحی و دراماتورژی دقیقی دارد که تماشاگر را در قالب کلی( و نه در جزییات کم اهمیت تر) درگیر کند و آن پیام را در پایان در خورجین تماشاگر بگذارد. کاش میتوانستم مقایسه ای بین اجرای قبلی و فعلی داشته باشم تا بتوانم قضاوت کنم چه میزان از اجرای فعلی حاصل خلاقیت تیم طراحی و کارگردانی بوده و چقدر احتمالا با پیش زمینه(شما بخوانید الهام گرفته از اجرای قبلی) بوده است.اما با فرض اینکه این اجرا به هیچ وجه شبیه هیچ اجرایی نباشد باید اذعان کرد که بیگی به خوبی به همراه تیم خود توانسته با عناصر ساده (از دکور تا لباس و حتی موسیقی و نورپردازی) همراهمی تام و کمال تماشاگران را گام به گام در استحاله شخصیت اصلی ایجاد کند. خصوصا بازی بازیگران اصلی (خود بیگی و ایمان صیاد برهانی) کمک شایانی به پیشبرد داستان داشته اند. در نهایت حفظ تمپوی اجرا با چرخش نقشها(مارک در دو نقش- دکتر در دو نقش) و موجز گویی و انتخاب خوب و درست دیالوگها( که باز حاصل خلاقیت مترجم-کارگردان) است تاثیر دوچندانی بر زیبایی اجرا گذاشته است. برای شخص خودم گل کار پرده اول و پرده آخر و پیوستگی این دو پرده در تحلیل نهایی نمایش بود. جهت گریز از اسپویل کردن قصه فقط میتوانم به این نکته اشاره کنم که آن درب خروجی با چراغهای نئون قرمز(EXIT) بسیار هوشمندان در همه اجرا جانمایی شده و به این موضوع را یادآور میکرد که گاهی شاید نتوان از آدمها- مکانها - چیزها برای همیشه اجتناب کرد و هنر این ... دیدن ادامه ›› است که بدون خروج از درب بتوانی در همان محیط (آدمها- مکانها و چیزها) به زندگی ادامه بدهی یعنی همان دیدگاه اگزیستنزیالیستی مد نظر نویسنده.
خسته نباشید به گروه خوب اجرا خصوصا ایمان صیاد برهانی درخشان.
پی نوشت- برای خودم عجیبه در یک سال اخیر بهترین اجراهای اخیری که دیدم همه در این سالن کاخ هنر بوده.پس دم بچه های کاخ هنر هم گرم.

امتیاز4 از 5

فیبی این را دوست دارد
جناب خادمی عرض درود
سپاسگزارم برای متن های دقیقتان
نقدی از سر جسارت خدمتتان دارم، بسیار قدردان میشوم اگر بخش اسپویل را هنگام نگارش نظرتان فعال کنین چرا که با خواندن متن کمی جهان این نمایش برایم مشخص شد و این امکان وجود دارد که از لذت آن در زمان دیدن بکاهد.

استدعا دارم جسارت بنده را عفو کنین.
۲ روز پیش، چهارشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید