من شخصاً از اینکه حسن علیشیری، مستقیم و غیرمستقیم، ردّ قلم خود را از «آرش» و «شاه لیر» و دیگر آثارش در این متن هم امتداد داده، بسیار لذت بردم. به نظرم نگار نیکدل فراتر از انتظار ظاهر شد؛ بهخوبی در نقش نشسته بود و احساساتی که بهعنوان یک تماشاگر معمولی از او دریافت میکردم، برایم باورپذیر و قابلپذیرش بود.
تنها بخشی که به نظرم کمی از قوت کار فاصله داشت، ویدئوهای ارسالشده از سوی چهرههای سرشناس بود. حضور آنها بیش از آنکه در خدمت پیشبرد روایت باشد، کارکردی تجاری و تبلیغاتی پیدا کرده بود. ایکاش در لایهی دوم زندگی رضا، بهجای این چهرهها، سراغ آدمهای مهمی میرفتند که بخشی از گذشته و هویت او را ساخته بودند؛ کسانی که میتوانستند به او یادآوری کنند چه کسی بوده و از کجا آمده است.
و در نهایت، به گمان من، نقش اول این نمایش نه رضا جان بود و نه خانم نیکدل. بسیار امیدوارم نویسنده، بازیگران و همهی دستاندرکاران این برنامه این نکته را از یاد نبرند که قهرمان اصلی این نمایش، آرش بود؛ پزشکی که شبی، برای کمک به مردم، مهمترین تصمیم زندگیاش را گرفت و پس از آن، برای همیشه، در خیابانهای همین شهر گم شد.