۲۱ شهریور ساعت ۱۲:۵۹
ضحاک ، اژدهاک یا اژی دهاک
در کار کردن این متن ، متعهد بودن به نمایشنامه و در عین حال اجرا کردن به همراه جای گذاری های از پیش تعیین شده و استفاده ی درست از فضا کار دشواریست ، چرا که بیان کردن درست کلمات خود به تنهایی هنر است.
گرفتاری ، اسارت و بیچارگی در این روایت به قدری زیبا به نمایش گذاشته می شود که انگار با هر بار سقوط ضخاک ما هم سقوط می کنیم و با هربار سوزانندگی اش ما هم می سوزیم و یا شاید بگوییم کای کاش دو مار غریونده سیاه و سرخ بجای او بر شانه های من سر می زد ، شاید قبر تهی یا یامای خداوند او را می پذیرفتند .
و در پایان ، بندی که حتی قفس هم نیست و در تاریکی و تنگنای مطلق است ، مرا هم شکنجه کرد .