در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | احسان پارسافرد درباره نمایش انگل‌های تابان: با درود و خسته‌نباشید 🌱 شب دوم اجرا به تماشای این اثر نشستم. تبریک ب
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 21:16:53
۳۰ شهریور ساعت ۱۸:۱۴
با درود و خسته‌نباشید 🌱
شب دوم اجرا به تماشای این اثر نشستم.
تبریک به کارگردان بخاطر این اجرا چون برای شخص من اصلا مشخص نبود که کار اولتون هستش 👌🏻
اجرا لحظه های جالبی داشت و یک سورپرایز خیلی جذاب در پایان.
نمایش با حضور گوی(بچه) قرمز و عبارت «تولد جهنمی» آغاز می‌شود.
سؤال اصلی از همین‌جا شکل می‌گیرد: چرا؟
بعد از آن، زن و شوهر را می‌بینیم که قرار است چرایی این اتفاق را برای ما روشن کنند.
اما یک مسئله‌ی مهم در منطق نوری گوی(بچه) در شروع کار وجود دارد: نور گوی(بچه) از قرمز به زرد تغییر می‌کند و بعد داستان روایت می‌شود.
ما ... دیدن ادامه ›› در ادامه‌ی نمایش به گذشته برنمی‌گردیم؛ یعنی زمان به عقب حرکت نمی‌کند. از طرفی، همان گوی (بچه‌ای) که در ابتدای نمایش دیده‌ایم، در طول نمایش حضور مستمر دارد.
بنابراین، اگر نور قرمز گوی نشانه‌ی وضعیت یا معنای مشخصی برای «بچه» در ابتدای نمایش است، منطقی به نظر می‌رسد که این نور قرمز تا زمانی که دوباره به نقطه‌ی آغاز برسیم، حفظ شود؛ مگر اینکه در طول نمایش اتفاقی رخ دهد که تغییر این وضعیت را توجیه کند. که ابدا همچین اتفاقی رخ نمی‌دهد.
به نظرم نور یکی از نقاط قوت این اجراست و به‌خوبی در خدمت متن و اجرا قرار گرفته است. نورپردازی صرفاً جنبه‌ی تزئینی ندارد و در بسیاری از لحظات توانسته به فضای اثر و روایت کمک کند.
اما در بخش بازی و شخصیت‌پردازی، به‌نظر می‌رسد اجرا با ضعف‌هایی جدی مواجه است. شخصیت‌ها به اندازه‌ی کافی شکل نگرفته‌اند.
بازیگر نقش «خانم» و همچنین نقش «دکتر دی» و «شب‌تاب» ــ که هر دو را یک بازیگر ایفا می‌کند ــ تلاش قابل‌توجهی برای ورود به شخصیت‌ها دارند و در بعضی لحظات می‌توان این تلاش را دید. با این حال، شخصیت «اولی» به شکل عجیبی شکل نگرفته است.
در بازی اولی، نه در حس، نه در بیان، نه در بدن و نه حتی در میمیک، تغییر و تنوع قابل‌توجهی دیده نمی‌شود؛ گویی یک مونوتون در تمام ابعاد شخصیت وجود دارد. مسئله اینجاست که این یکنواختی فقط یک انتخاب اجرایی نیست، بلکه باعث شده بخش مهمی از ماهیت و پیچیدگی شخصیت اصلی به مخاطب منتقل نشود.
با خواندن متن اصلی و سپس دیدن این اجرا، احتمالاً بهتر می‌توان متوجه منظور من شد؛ چرا که فاصله‌ای جدی میان آنچه در متن درباره‌ی شخصیت اولی وجود دارد و آنچه روی صحنه می‌بینیم، احساس می‌شود.
به همین دلیل، بخش قابل‌توجهی از این مسئله را متوجه کارگردانی می‌دانم. به نظرم شخصیت اصلی، که می‌توانست یکی از مهم‌ترین نقاط قوت این اجرا باشد، به اندازه‌ی کافی مورد توجه و پرداخت قرار نگرفته است.
باز هم خسته نباشید میگم به گروه و خیلی خوشحالم که در این شرایط اقتصادی روی صحنه هستید 🤝🏻