۲ روز پیش، شنبه ساعت ۱۳:۴۳
نفس میگیره تو خونه
ببین خونه یه زندونه
بدون گرمی دستات
تنم غرق زمستونه
من و پاییز بعد تو
هم آغوشیم و درگیریم
دوتایی مون ابرا رو
توی آغوش میگیریم
لبام از وقتیکه رفتی
یه گلبرگه که یخ بسته
نگاهم بعد تو دیگه
درارو رو همه بسته
دوباره دختر
... دیدن ادامه ››
پاییز
پریشون کرده موهاشو
پوشونده زردی و تلخی
تن خشک درختاشو
داره میگذره هرروزش
پر از تلخی و دلگیری
انگاری باز فهمیده
که دستامو نمیگیری
دیگه نارنج و خرمالو
سر ذوقم نمیاره
بدون شال نارنجیت
بازم صدام خش داره
ببین تب دارو بیمارم
شبا تا صبح بیدارم
نگم از حال بعد تو
تورو بدجور کم دارم
تو رو کم دارمو نیستی
مث آذر که بارونو
کدوم نفرین جدامون کرد
من و تو ابر و بارونو
....
...