در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | دیوار
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 12:17:42
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نشریاتی که مستقیم خود شعر نیما و شعر نو را رواج دادند:
آینده به مدیریت محمود افشار در سال ۱۳۰۴، ایرانشهر ،
شفق سرخ ، حیات ایران و از همه مهم تر مجله ی موسیقی
در سال ۱۳۱۸
پ.ن :
شعرهایی مانند:«ققنوس» ،«غراب» ، «مرغ غم» ، «پریان»،«گل مهتاب»،«اندوهناک شب» و «شمع کرجی»در مجله ی موسیقی چاپ شد . نیما ، هدایت ،نوشین و هشترودی از اعضای هئیت تحریریه بودند . در واقع " لحظه ی تولد شعر نو" در مجله ی موسیقی جشن گرفته شد .


پدرام عبدی و امیرمسعود فدائی این را خواندند
بالتازار و عباس الهی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود بر شما
کتاب " فریادهای عاصی آذرخش " منتشر نشده های شاملو ، دفتر اول شعر را به حضورتان معرفی می کنم . این کتاب به همت آیدا سرکیسیان همسر شاملو منتشر شده و اشعار منتشر نشده ی شاعر را در بر می گیرد . نشر چشمه منتشر کرده ، چاپ اول و دوم آن در زمستان ۱۴۰۴ بوده ، اما اکنون روانه ی بازار شده ، کتابی خواندنی و مثل همه ی اشعار شاملو جذاب و دل نشین است .
اما شعر یک سطری او :
وطنم را به نام کوچکش صدا می زنم .
امیرمسعود فدائی و مریم اسدی این را خواندند
شادی ناجی و بالتازار این را دوست دارند
او نوشت وطنم ♥️شما بخوان و«تَنَم» ♥️🥺
۲ روز پیش، یکشنبه
بالتازار
جناب کلانی بزرگوار مثل همیشه ، هر بار که مینویسید من به شخصه دست پر از خوندنش برمیگردم :) سپاس برای این معرفی بینهایت ارزشمند
درود بزرگوار
سپاس از لطف شما ، پاینده باشید .
امیرمسعود فدائی
والا معرف حضور هستن، پول نداریم که در حضور هم باشن😅😅
بله حق با شماست . در این گرانی کاغذ و کتاب ، سخت است . اما چه کنیم که باید به راهش برویم وُ طرحی نو دراندازیم . پیروز باشید .
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

امروزه سمپلرها و بانک‌های صوتی انقدر دقیق شدن که می‌تونن صدای یه پیانو ، ابوا یا یه ارکستر رو عین نسخه ی واقعیش شبیه سازی و بازسازی کنن .
اما مشکل اینجاست: وقتی همه‌چیز دقیقن روی ریل زمان بشینه، وقتی همه نت‌ها هم‌اندازه و هم‌فاصله باشن، یه چیزی ته داستان می‌میره.
به خاطر همینه که توی تولید موسیقی، یه مرحله به اسم «انسانی‌سازی» داریم: چند میلی‌ثانیه جا به جاییِ زمان‌بندی، یه کم تغییر در شدت نت‌ها، یه خورده نویز اتاق یا خش. اینا کثیفی نیستن؛ اینا انگشت‌نگارِ زندگی‌ان.

چارلز کیل که موسیقی‌شناسه، به این می‌گه «انحرافهای مشارکتی»؛ یعنی همون بی‌نظمیهای کوچیکی که بین نوازنده‌ها پیش میاد و باعث میشه موسیقی «گروو» بگیره و حالت جذاب تری پیدا کنه. اگه این انحرافها رو کامل حذف کنی، اجرا بینقص میشه، ولی دیگه ته دلت رو نمی‌لرزونه. دیگه روح نداره .
توی زیبایی‌شناسی ژاپنی، «وابی-سابی» یعنی همین ، یعنی زیبایی رو توی ناپایداری و ناقص‌بودن دیدن. یا «کینتسوگی» که ظرف شکسته رو با طلا ترمیم ... دیدن ادامه ›› می‌کنن؛ ترک رو پنهان نمی‌کنن، بلکه می‌ذارنش به درخشان‌ترین بخش ظرف تبدیل بشه.
حقیقتن شگفت انگیزه ، طوری که حتا الان که دارم مینویسمش بدنم لرزید و موی تنم سیخ شد .

آدم‌هایی که با همه‌ی خط‌وخش‌ها و زخم‌هاشون از خودشون راضی‌ان و توی جامعه حاضر می‌شن، دقیقن مثل همون قطعه‌ی موسیقیِ انسانی‌سازی شده‌ن.
با بودنشون می‌گن: «من از جنس زندگی‌ام.»
چنین آدمی الهامبخشترینه ، موثرترین و انسان ترینِ شهر شاید ، چون به ما اجازه میده این شجاعت و پذیرش رو داشته باشیم که خودمون رو کمتر ویرایش کنیم.
کسی که همیشه نسخه‌ی تمیز و بدون نقص خودش رو نشون میده، مثل اون فایل صوتیِ بیش‌ازحد کوانتایزه‌ست: دقیق، اما سرد.
ولی کسی که زخم‌هاش رو با طلا ترمیم کرده، قابل لمسه؛ میشه بهش نزدیک شد، بهش گوش داد و باهاش همراه شد و ازش آموخت .

البته اینو هم بگم که پذیرشِ زخم، موندن توی درد یا قشنگ جلوه‌دادنش نیستا . نه، ما زخم رو انکار نمی‌کنیم، ولی هویتمون رو هم به اون تقلیل نمی‌دیم. درست مثل کینتسوگی، ترک با طلا پر می‌شه؛ یعنی شکستگی به بخشی از روایتِ زندگی تبدیل می‌شه، نه پایانش.

میدونی ؟ خودِ واقعیِ ما ( هر جوری که هستیم ) درسته که یه اجرای استریل و بی‌نقص نیست؛ اما از اون بهتر ، یه اجرای زنده‌ست، با نفسی که شنیده میشه، با یه خش ، با یه خطا یا خستگی و ...
و همینش قشنگه ، چون لمس میکنه ، شور داره ، احساس داره ، واقعیه .
همین :)



پ.ن :
راستش این متن قرار نبود اینجوری شه :))
وقتی داشتم اجرایی که اسکرین شاتش رو گذاشتم ، تماشا میکردم ، نگاهم افتاد به شخصی که با رنگ زرد مشخصش کردم .
عاشقش شدم :))
نگاه مهربونش ، متانت و آرامشش و احتمالن لحن موزون و ملایم و جهانبینی شورانگیزش ..
خلاصه اجرا رو متوقف کردم و فقط بهش نگاه میکردم و اینکه چطور میتونم هر طور شده پیداش کنم .چون کاملن ارزشش رو داره وقت بذاری و با یه همچین شخصیتی آشنا شی و معاشرت کنی .
بعد گفتم بیام و در ستایش از آدمهایی مثل این نوازنده که در همون نگاه اول به آدم حس خوب میدن بنویسم . آدمهایی که یه چیز الهی قطعن در جهانبینی و فکر و ذهن و رفتار روزمره شون وجود داره که اینطور درخشان در ظاهرشون منعکس میشه . گفتم بیام بنویسم شاید در حین نوشتن تونستم متوجه بشم اون چیه ( آخه من با نوشتن فکر میکنم یعنی وقتی موضوعی رو مینویسم در حین نوشتن خیلی راحت تر میتونم تمام ابعادش رو بررسی کنم و نکاتی که قبلن خوندم سریعتر به یادم میاد ، و خب برای همینم هست که بعد از نوشتن ، نوشته رو میندازم دور ، یا پاکش میکنم و ... چون هدفم فقط همون فکر کردنِ حین نوشتنه همیشه )
اما خب موقع نوشتن این متن ، همه چی کامل تغییر جهت داد و اصلن تبدیل به یه چیز دیگه شد . نمیدونمم چرا :))
خلاصه نشد که بفهمم اون چیز چیه ، اگر شما قبلن به این موضوع فکر کردین خوشحال میشم به منم بگید :)

متاسفانه چون حجم اسکرین شات بالاتر از یک مگ بود ، نشد بذارمش اینجا
نوشتن چند وقتی میشه که به من حس خوبی میده . تجربه و زخم عمیق ترین دستاورد زندگیه و دوست داشتن زخم و ترمیم کردن یعنی انسان باور کرده و پذیرفته باید میشد،باید اتفاق می افتاد که شاید از من انسانی بهتر( در قالب هر نقش شخصیتی خواهر،همسر ،مادر،پدر ،یا حتی رفیق) انسانها بازخم هاشون قشنگ تر و جاافتاده‌ترن... منی که نه ماه دارم می‌جنگم بهتون میگم هر زمان تونستید زخمتون و مسبب زخمتون رو دوست داشته باشید و ببخشید و بگذرید اون موقع از پس هر چیزی بر میآید.... حتی اگه مسبب خودتون باشید 🍃
۲ روز پیش، یکشنبه
بسیار زیبا
نکات بسیار ارزشمندی رو گوشزد کردین ، ازتون سپاسگزارم
۲۱ ساعت پیش
بالتازار
بسیار زیبا نکات بسیار ارزشمندی رو گوشزد کردین ، ازتون سپاسگزارم
🙏🎁
۱۹ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
+ عباس! عباس ! عباس!
+ کاش مترسک بودی با تو درد و دل می کردم
+ که جوانی زیر پاهای فیل ها پر پر شد!

🎈
یاسین پازکیان و محمد فروزنده این را خواندند
شادی ناجی این را دوست دارد
و
کفتارها گل ها را دریدند
تصور می‌توانی کرد یک دشت بی گل را؟

🌱
۳ روز پیش، شنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید


در مجموعه اشعار سیمین بهبهانی بیش تر سخن از وطن ، زن و جدایی ست . اما او از عشق رنج ها کشیده و از بی وفایی و هجران حرف می زند .


رغبت به آب تنی دارم
ای عشق ، چشمه ی روشن باش
سیمین _ نواده ی شیرین _ ام
منت پذیر و فروتن باش .
و
دوران عشق و شور گذشت
ای ، دل هوای یار مکن
بر دوش عشق های کهن
اندوه ِ نو ... دیدن ادامه ›› سوار مکن

پ.ن : به مناسبت ۲۸ مرداد ، روز درگذشت شاعر .
او توانست غزل را با مضامین امروزی به سراید ، بسیار شجاع بود و تغییراتی در موسیقی و وزن ِ غزل به وجود آورد . غزل را
به درون جامعه بُرد و از آزادی نیز گفت . یادش گرامی باد.
امیرمسعود فدائی این را خواند
سیدمهدی، سپهر، مریم اسدی، بامداد و عباس الهی این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غم که از راه رسید در این خانه بر او باز مکن
تا خدا یک رگ گردن باقی ست
تا خدا مانده، به غم وعده این خانه مده
کیوان شاهبداغی 🍃
شادی ناجی
درود بهت کژال مهربونم ♥️ بابت توضیحات کاملتر و شفاف سازی ازت ممنونم و خوشحالم که تو محیط تیوال بعد از گذشت سال‌ها شعری که. حالم رو خوب کرده بود متوجه شدم سراینده اصلی شعر چه کسی هست ✨🙏
انجام وظیفه بود و امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه... ⛅ 🎈

ممنونم از مهر شما ⛅🌻
۵ روز پیش، پنجشنبه
کژال
انجام وظیفه بود و امیدوارم حال دلتون همیشه خوب باشه... ⛅ 🎈 ممنونم از مهر شما ⛅🌻
♥️💞🎀🎁
۴ روز پیش، جمعه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
+ برق که نباشد شب تاریک است
_ شب همیشه تاریک است

🎈
شادی ناجی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نه آن هزاران
که بر دیوار رفت آراممان کرد
نه این چند
چه باید کرد
که هزار هزار بیارزد
که هزار هزار بی ارزش است اینجا

🎈
حسام? و شادی ناجی این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چون درختی در میان برف، من ایمان دارم
که بهار از زیرِ این خاکستر، سر دارد هنوز
#نزارـقبانی
امیرمسعود فدائی و حسام? این را خواندند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
در این بن بست،
روزنهی امیدی نیست
مگر به مرگ.
و این آخرین چارهی ماست.
در این بنبست،
تنها صدای پای باران را شنیدن
و بوی تر شدن خاک را...
«شاملو»
امیرمسعود فدائی این را خواند
حسام? و علیرضا راشکی قلعه نو این را دوست دارند
حسام?
آیدا چیکار کرد با این مرد 😓
شاملو بیچاره چشمهایی شد که بزرگ علوی راجبش نوشته بود.... چشمهایش.... البته عقیده منه 🖤چون تنها چشم ها هستند که میتونند مرگ یا زندگی رو تزریق کنند. قلب و عقل و لبها برای گفتن و داشتن و تحلیل کردن بهانه ان
۱۸ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شب،
با همه‌یِ تاریکیِ خود،
از من کوچک‌تر است،
چون من،
در خود،
چاهی پر از فریاد دارم،
که هیچ سقفی
نمی‌تواند
آن را بپوشاند.
«شاملو»
امیرمسعود فدائی این را خواند
سپهر، حسام? و علیرضا راشکی قلعه نو این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای این همه قوی بودن
ما زیادی ضعیف بودیم...
نهنگی دید مرگش را ولی،دل را به ساحل زد.... من از پایان خود آگاهم اما... دوستت دارم
امیرمسعود فدائی و حسام? این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید


نمایش نامه در دو پرده

داستان در زمان انقلاب مشروطه و در شهر تبریز اتفاق افتاده

در مورد ادبیات جدید ایران رسم است که مشروطیت را مبدا بدانند . اما طبیعی است که این ادبیات خود مرهون ادبیات اصلاح طلب و هشدار دهنده سال های قبلی باشد. بدین ترتیب ریشه های نظم و نثر فارسی دوره مشروطیت در تمام عرصه هااز گذشته آب می خورد، گذشته ای که در آن آثار آخوندزاده ـ ملکم خان ـ مجدالملک سینَکی و میرزا آقاخان-کرمانی شاخص است....
پ.ن : این نمایش بام و زیر بام ها از زنده یاد غلامحسین ساعدی ( گوهر مراد ) است ، نمایشی فوق العاده که در ... دیدن ادامه ›› دهه ی چهل و پنجاه خورشیدی در تئاتر شهر به اجرا در آمد .
"ساعدی در این نمایش، انقلاب را از نگاه قهرمانان رسمی روایت نمی‌کند؛ بلکه از منظر مردمی که در خانه‌ها، زیرزمین‌ها، بام‌ها و کوچه‌ها برای زنده ماندن و حفظ آرمان آزادی می‌جنگند. به همین دلیل، نمایش هنوز هم پس از چند دهه تازگی خود را حفظ کرده است".

حسام? و امیرمسعود فدائی این را خواندند
بامداد این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
سطر سرایی در شعر

در ایستگاه مترو
ظهور این چهره ها در ازدحام
گلبرگ هائی خیس بر شاخه ای سیاه
#ازرا_پاوند

پ.ن : سطر سرایی که از دوران مدرنیسم ودر شعرهای پاوند و کارلوس ویلیامز مطرح بوده ، اکنون دوباره رواج پیدا کرده.
حتا کوتاه تر از شعر هایکوی ... دیدن ادامه ›› ژاپنی و یا همان "شعرک" خودمان.
اکنون شعر به زبان متکی ست و از این طریق جوهر خود را نشان می دهد . در شعر های کلاسیک فارسی نیز گاه یک مصرع را به عنوان یک شعر کامل می توان در نظر گرفت .مثل:
دل ِ من ارزنی عشق تو کوهی
که از رودکی ست . البته یک تفاوت مهم در شعر کلاسیک و مدرن برای سطر سرایی وجود دارد . در شعر کلاسیک شاعران شعرشان را می گفتند حالا یا به شکل غزل یا قصیده ، قطعه و رباعی .اما از درون آن می توانیم یک مصرع یا بیت را بیرون بکشیم که خودش به تنهایی یک شعر باشد . مثل این بیت از شعر حافظ :
مزرعه سبز فلک دیدم وُ داس مه ِ نو
یادم آمد از کِشته ی خویش به هنگام درو
در شعر مدرن این سطر سرایی آگاهانه صورت می گیرد مثل همان شعر ایستگاه مترو ِ ازرا پاوند . او در هوای بارانی منتظر قطار بود و بوی نم ِ باران او را به گفتن این شعر کشاند .
چهاردهم مرداد
چارصدوُپنج
مرتضی کلانی
آن‌ نَخلِ ناخَلَف که تَبَر شُد زِ ما نَبود
ما را زمانه گَر شِکَنَد ، ساز میشَویم 🙃

#قرابت


نیست در خشک و ترِ بیشه‌ٔ من کوتاهی
چوب هر نخل که منبر نشود، دار کنم

#نظیری_نیشابوری



درخت توت تبر دید، بید شد لرزید
خبر ... دیدن ادامه ›› نداشت پس از مرگ، ساز خواهد شد

#سعید_بیابانکی



آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
ما را زمانه چون شکند، ساز می‌شویم

#مصطفی_قاضی_نظام_اراکی



آن نخل ناخلف که قفس شد ز ما نبود
ما را زمانه چون شکند، ساز می‌کند

#پریش_شهرضایی

صبا صالحیان
نظرتون رو روی نوشته‌ی جابه‌جا نوشتین، نوشته‌ی بامداد توی صفحه‌ی یادگاری بالای این نوشته قرار داره.
درود و سپاس از شما🙏🏼
مرتضی کلانی
درود مرسی از یادآوری . از بس که از حضور بامداد ذوق زده شدم .
درود و ارادت
شاد باشید🙏🏼
۱۵ مرداد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از شوری بسیار شوریدند
شوریده شوریدند
این برکه رو خونین پسندیدند

🎈
حسام? و کژال این را خواندند
شادی ناجی این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آزمودم عقل دور اندیش را
بعد از این دیوانه سازم‌ خویش را 🙃
عاطفه جعفری
حسام? این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خجسته باد چنین روزی
بی خبر از همه چیز
چندی
را
چندی
شادمان کردم

🎈🎂