نمایش «بینام» برای من از آن اجراهایی بود که با وجود سادگی در فرم، توانست مخاطب را با خودش همراه کند. اجرای محمد کرمی، اجرایی جاندار و پرانرژی بود و متن نیز با ایدهای جذاب، یعنی روایت خلقت یک تعزیهخوان، مسیر متفاوتی را پیش روی مخاطب قرار میدهد. همین ایده باعث میشود نمایش از همان ابتدا سؤالهایی درباره انسان، ایمان، هنر و نسبت آدمی با آنچه قرار است باشد، ایجاد کند.
یکی از نقاط قوت کار، حضور بازیگر خانم در کنار بازیگر اصلی بود. این حضور به فضای اجرا کمک میکرد و در شکلگیری ارتباط میان عناصر نمایش مؤثر بود؛ با این حال به نظرم میشد از این ظرفیت بیشتر استفاده کرد و نقش او را در میزانسن و پیشبرد درام پررنگتر کرد.
در بخش طراحی صحنه و میزانسن نیز احساس کردم ظرفیتهای بیشتری وجود داشت. ایده و فضای متن این امکان را داشت که صحنه با خلاقیت بیشتری شکل بگیرد و میزانسنها از نظر بصری تنوع بیشتری پیدا کنند. شاید اگر این بخش با جسارت بیشتری طراحی میشد، ارتباط میان مخاطب و جهان نمایش نیز میتوانست عمیقتر شود.
با این حال، «بینام» در مجموع برای من تجربهای قابل توجه و دوستداشتنی بود؛ نمایشی که مهمترین سرمایهاش را در متن و انرژی اجرا پیدا میکند
... دیدن ادامه ››
و تلاش میکند درباره شکلگیری یک انسان و یک هنرمند حرف بزند.
در کنار خود نمایش، یک اتفاق ارزشمند دیگر هم وجود دارد که به نظرم باید دیده و از آن قدردانی کرد. اختصاص عواید فروش بلیت نمایش به آزادسازی زندانیان جرایم غیرعمد، اقدامی انسانی و قابل احترام است. تا جایی که می دانم آقای رادمنش تاکنون در این مسیر آزادی بیش از ۲۰ زندانی را رقم زدهاند؛ اتفاقی که بهعنوان یک شهروند، بابت آن از ایشان تشکر میکنم.
در نهایت به آقایان محمدحسن رادمنش، محمد کرمی، محمدحسن هاشمی و همه عوامل «بینام» که رفقای درجه یک من هستند، خستهنباشید میگویم.