تقابل سنت و مدرنیته در آینهی چخوف
نقدی بر «عشقهای زودگذرِ ماندگار»
نمایش «عشقهای زودگذر ماندگار» به نویسندگی و کارگردانی وحید منتظری، تلاشی جسورانه برای بازخوانی مدرن و بومیشدهی «مرغ دریایی» آنتون چخوف در بستر جامعهی امروز ایران است. منتظری در این اثر، با هوشمندی فضای ملتهب یک ویلای خارج از شهر را به مثابهی جهان کوچک اختلافات فکری دو برادر کارگردان قرار داده است که هرکدام نمایندهی یک جریان غالب در سینمای ایران (سینمای گیشه در برابر سینمای اجتماعی) هستند. نقطهی قوت بیچونوچرای نمایش، تیم بازیگری منسجم و هدایت دقیق کارگردان است. وحید رهبانی، وحید آقاپور، فاطیما بهارمست و درخشش سحر لطفی، در کنار سایر اعضای گروه که با تمرکز و انرژی بالایی در صحنه حضور داشتند، توانستهاند تضادهای درونی شخصیتها را باورپذیر جلوه دهند. همافزایی و اجرای درست این گروه، یکی از ارکان اصلی است که باعث میشود مخاطب با وجود افتوخیزهای دراماتیک، همچنان با روایت همراه باقی بماند.
با این حال، زمانی که به «متن» میرسیم، اثر با چالش مواجه میشود. نمایش در بخشهایی از «نمایشیبودن» فاصله گرفته و به تریبونی برای صدور بیانیههای انتلکتوئل تبدیل میشود؛ گویی نویسنده نگران بوده است که اگر دیالوگها صریح نباشند، عمق تحلیلهای اجتماعیاش دریافت نشود. این رویکرد، لایههای
... دیدن ادامه ››
زیرین و بلاتکلیف داستان را نه تنها پنهان نمیکند، بلکه نمایانتر میسازد. همچنین، ناهماهنگی در نورپردازی تراس، مانع از دیدن میمیک بازیگران در لحظات حساس شد.
در نهایت، گرچه پایان باز نمایش، وفاداری فرمی به سنت چخوفی را حفظ کرده است، اما برای مخاطبی که با حجم سنگینی از دیالوگهای شعارگونه مواجه بوده، این پایان بیش از آنکه تعلیق ایجاد کند، نوعی سردرگمی به جا میگذارد. با این وجود، «عشقهای زودگذر ماندگار» را به عنوان تجربهای دیدنی پیشنهاد میکنم؛ چرا که تماشای تلاش تمام بازیگران برای جان بخشیدن به متن، در کنار طراحی صحنهی گیرا، فرصتی است که برای علاقهمندان به تئاتر، علیرغم کاستیهای متنی، همچنان ارزش وقت گذاشتن دارد.