میهمان «هتل» بودم و راه رفتم و تماشا.
در ابتدا تک تک دختر ها و پسرهای نمایش خدا قوت بهتون و همیشه پرتوان باشید.
درمورد متن و پی اِس باید بگم که خب این که هر انسان چه روزگاری از سر میگذرونه در زمانِ زیستش و ما بی خبر و به راحتی از کنار این آدم ها میگذریم. هتل گوشه ای از زیست انسان هایی است که میهمان چند روز یا چند ساعت اطاق های یک هتل هستن.
مطمئنا پشت هر نقش و هر لباس و هر گریم و هر کلمه تفکر زیادی بوده و تمرین های مستمر.
بهتون پیشنهاد میکنم
واقعا کی میدونه «کدوم آخرین عکسیه که میگیریم».
پرتوان باشین گروه عزیز و دوستای خوبم، اول از همه به خاطر اجرا رفتن توی همچین شرایطی که شوربختانه توی یک خفقانی مبهم هستیم و تو شهر و خاک خودمون انگاری غریبیم.
با داشتن سرزمینی به قدمت تاریخ ما وارثان درد های بی شماریم و چه ها که بر سر ما نگذشت!
پیشنهاد میکنم خودتون به تماشا بشینید، انرژی زیادی برای به صحنه رسیدن نمایش گذاشته شده و ارزش تماشا داره.
خدا قوت به هنرپیشه ها و همه ی عوامل این اجرای خفن.
بازی ها رو دوست داشتم و قدرت بیان و دیالوگ گویی محمد صدیقی مهر ستودنیه.
موفقیت های بیشتر توشه ی راهتون باشه آرتی های دوست داشتنی