امین میری عزیز هنر شما، گروه اجرایی، بازیگران و صد البته آنالی عزیز ستودنی است. تلنگری که به جهان پیرامونتان زدید تا ابد فراموش نخواهد شد... هرگز آن تابستان گرم 92 را فراموش نخواهم کرد که نخستین بار احساس آبی مرگ را تجربه کردم. من اجرا را دیدم و برای فشردن دکمه پلی و تماشای آنلاین "این قساوتها و جفاهایی که در حق هم میکنیم" توان کافی دارم یا نه... اما این از هنر شماست که چنین تاثیرگزارید.درود بر همگی شما
یکی از بهترین آثار نمایشی که دیدم...
ادبیات فرمالیستی اثر نه فقط روایتِ تردید است و نه روایت انتخاب که تغزل است در مسیر شناخته شده ای از تاریکی... مرثیه نیست اما جه غمبارانه شعرگونه است... چون می دانیم چه خواهد شد پس در درونمان یک عجز پوچ انگارانه شکل میگیرد و رنجِ "رها نشدن" تا پایان ما را درهم خواهد شکست... این آن چیزیست که در مواجهه با اثر بر ما گذشت و آن را برای ما معنادار و هملت را به سنتز نویی از معنا بدل نمود.
اثری زیبا و قابل تامل؛ سینا عزیز مریم بانو نورمحمدی، حامد رسولی نازنین و سایر بازیگران همه و همه درخشان...
1385 یا 86 اولین بار این نمایش را در تئاتر شهر دیدم؛ خانم انصاری مدرس با سواد تئاتر این مرزو بوم هستند که با متانت و در سایه به یاری آثارشون تاثیر می گذارند و آموزش میدن. لذتِ بی حد و حصر بردم از تماشای این نمایش در آن دوره با حضور درخشان سیامک صفری و افسانه ماهیان این بار با بهرام افشاری و مینووش رحیمیان عزیز