در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | سحر دادفر
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:54:36
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
در مجموع، «وانیا و سونیا و ماشا و اسپایک» بازخوردهای خوبی داشته و به نظر میاد تونسته با مخاطب‌ها ارتباط خودش رو پیدا کنه. چیزی که بیشتر تکرار می‌شه، بامزه بودن کار، ارتباط گرفتن با شخصیت‌ها و فضای چخوفی نمایش بود. بعضی‌ها هم مشخصاً از این گفته بودن که با وجود سادگی اجرا، نمایش تونسته هم سرگرم‌کننده باشه و هم حرفی برای گفتن داشته باشه.

نمایشنامه‌ی کریستوفر دورنگ برنده‌ی جایزه‌ی تونی شده و با الهام از آثار چخوف نوشته شده؛ همین فضای چخوفی و ارجاع‌ها یکی از جذابیت‌های اصلی کاره.

علی فیروزی، کارگردان اثر، هم نزدیک به سه سال روی این نمایش تمرکز داشته و بخشی از این زمان صرف بازنویسی و تطبیق متن برای اجرای صحنه‌ای شده.

من خودم خیلی باهاش ارتباط گرفتم؛ یه کار مینیمال و بامزه بود که بدون شلوغ‌کاری و اضافه‌گویی، با تکیه روی متن و بازی‌ها تونسته بود فضای خودش ... دیدن ادامه ›› رو بسازه. همین سادگی و حال‌وهوای صمیمی کار باعث شد واقعاً از دیدنش لذت ببرم. به شخصه پوسترش رو هم خیلی دوست داشتم و به نظرم با حال‌وهوای نمایش خیلی خوب جور دراومده بود.
«دشمن خدا»؛ ساده، خنده‌دار و واقعاً خوش‌ساخت
چیزی که برای من در «دشمن خدا» جذاب بود، اینه که نمایش اصلاً برای خوب بودن به دکور عجیب، لباس خاص یا صحنه‌ی پرزرق‌وبرق احتیاج نداره. تقریباً همه‌چیز روی دوش نمایشنامه و بازی بازیگرهاست و اتفاقاً همین باعث شده کار خیلی خوب از آب دربیاد.
نمایشنامه واقعاً نقطه قوت کاره؛ یک موقعیت ساده رو تبدیل می‌کنه به داستانی که هم سرگرم‌کننده‌ست و هم درباره‌ی دروغ، قضاوت، قدرت و حقیقت حرف می‌زنه، بدون اینکه مدام شعار بده.
و مهم‌تر از همه: واقعاً خنده‌داره! 😂
از اون کمدی‌هایی نیست که صرفاً چند تا شوخی پشت سر هم داشته باشه؛ موقعیت‌ها، دیالوگ‌ها و واکنش شخصیت‌ها باعث خنده می‌شن و خیلی وقت‌ها خودِ موقعیت از هر جوکی بامزه‌تره.
بازی‌ها هم خیلی به این موضوع کمک می‌کنن. بازیگرها انرژی خوبی دارن و ریتم نمایش اجازه نمی‌ده حوصله‌تون سر بره. حتی با وجود سادگی طراحی صحنه، تمرکز کاملاً روی آدم‌ها و اتفاقات باقی می‌مونه.
به نظرم «دشمن خدا» نمونه‌ی خوبیه از اینکه برای ساختن یک نمایش جذاب، همیشه لازم نیست همه‌چیز بزرگ ... دیدن ادامه ›› و پرخرج باشه. وقتی متن خوب، بازی خوب و کارگردانی درست کنار هم قرار بگیرن، یک صحنه‌ی ساده هم می‌تونه تماشاگر رو تا آخر با خودش همراه کنه.
در نهایت، چیزی که من از «دشمن خدا» گرفتم این بود:
هم خندیدم، هم داستان برام جذاب بود، هم بعد از نمایش چندتا سؤال توی ذهنم موند.
یک کمدی ساده، بی‌ادعا و واقعاً سرگرم‌کننده که به نظرم ارزش دیدن داره. 👌🎭
اجرای «در انتظار گودو» برای من یکی از بهترین تجربه‌های تئاتری این مدت بود. اجرای چنین نمایشنامه‌ای کار ساده‌ای نیست؛ متنی که بیش از هر چیز بر بازی، ریتم، سکوت و حضور بازیگران تکیه دارد و به نظرم این گروه به بهترین شکل از پس آن برآمده بود.

بزرگ‌ترین نقطه قوت نمایش، بدون شک بازی بازیگران بود. از ابتدا تا پایان، هماهنگی و تسلط آن‌ها کاملاً به چشم می‌آمد و مشخص بود که گروه به درک مشترکی از جهان نمایش رسیده‌اند. حتی ساده‌ترین حرکت‌ها، نگاه‌ها، مکث‌ها و تغییر لحنشان هم حساب‌شده بود و هیچ چیز اضافه یا بی‌دلیل به نظر نمی‌رسید. همین هماهنگی باعث شده بود دیالوگ‌ها، سکوت‌ها و لحظات طنز و تأمل کاملاً طبیعی و باورپذیر باشند و مخاطب تا پایان با نمایش همراه بماند.

طراحی لباس نیز کاملاً متناسب با فضای نمایش بود و در عین سادگی، به شخصیت‌پردازی و جهان اثر کمک می‌کرد. طراحی صحنه، نور و میزانسن‌ها هم دقیق و فکرشده بودند و بدون اینکه بخواهند خودنمایی کنند، در خدمت فضای نمایش قرار داشتند. همه عناصر کنار هم باعث شده بودند اجرا یکدست، منسجم و حرفه‌ای به نظر برسد.

در مجموع، این اجرا برای من نمونه‌ای از یک اجرای باکیفیت و خوش‌فکر از «در انتظار گودو» بود.
«یخ‌بستگی» از آن نمایش‌هایی نیست که همه چیز را از ابتدا برای مخاطب توضیح بدهد. نقطه قوت اصلی اثر برای من روایت غیرخطی آن بود؛ روایتی که به‌جای سردرگم کردن، به مخاطب فرصت می‌دهد خودش گذشته و حال شخصیت‌ها را کنار هم بگذارد و هر صحنه معنای تازه‌ای پیدا کند. این ساختار باعث شده تعلیق نمایش تا پایان حفظ شود و مخاطب صرفاً تماشاگر نباشد، بلکه در بازسازی روایت مشارکت کند.

در کنار این، فضای روان‌شناختی نمایش و طراحی مینیمال صحنه باعث شده تمرکز روی رابطه شخصیت‌ها و بازی بازیگران باشد. نمایش بیش از آنکه دنبال اتفاقات بیرونی باشد، به لایه‌های پنهان عشق، جدایی، خاطره و زخم‌های عاطفی می‌پردازد. به نظرم اگر کسی انتظار یک قصه خطی و پاسخ‌های روشن داشته باشد، شاید ارتباط گرفتن با اثر برایش سخت باشد؛ اما اگر از نمایش‌هایی با روایت چندلایه و ساختارشکن لذت می‌برد، «یخ‌بستگی» تجربه قابل تأملی است.
تئاتر «فقط خدا / Only God» 🎭
با اینکه با امکانات محدود اجرا شد، اما تلاش و حضور تک‌بازیگر روی صحنه واقعاً قابل توجه بود.
این اجرا برای من یادآور این بود که هنر حتی در سخت‌ترین شرایط هم می‌تواند زنده بماند ✨

بازی بازیگر، با وجود سادگی اجرا، امضای خودش را داشت و حس صداقتی که در کار بود، نمایش را دیدنی‌تر کرد 🌿

برای گروه اجرایی آرزوی موفقیت‌های بیشتر دارم و امیدوارم در آینده در شرایط بهتر بدرخشند 💫
امیر مسعود و Amirhosein Bakhshi این را خواندند
mahmud rashidi، امیر لقمان و شاهین بامداد این را دوست دارند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

تئاتر
موسیقی
سینما

تماس‌ها

dadfar_s@yahoo.com
0936820139