پیشنهاد میکنم حتما این اجرارو ببینید
آن شب بازیگری روی صحنه شعر میشد به گلدانی میافتاد،ریشه میکرد رشد میکرد گیاهی،پروانه میشد به دور خودش میگشت،نقاش میشد رنگ میپاشید به چشماش.بینی.لب.گونه.....قوزک پاش.چشماش.چشماش.بالهاش... و دوباره بازیگری که شعر میشد؛
خداقوت و خسته نباشید
دمتون گرم