در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | مجتبی حیدری
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:31:57
 

سپاس که میخوانید

 ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۹
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
زدم به هر دری که بگویم
دلم کشیده برایت

(مجتبی حیدری) شنتیا🌷🌱
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
برای تولدم
اردیبعشق

به به از این آب انگوری که ساقی می دهد
پیک گبری و سبویم را به چاقی می دهد

آنقدر احساس نزدیکی به او دارم، مدام
حس یک همسنگر و یک هم اتاقی می دهد

از بهار اردیبهشتی در دل اردیبعشق
شامه ام را هدیه از عطر اقاقی می دهد

گاه گاهی آنقدر ابیات شعرم ... دیدن ادامه ›› خسته است
مزه ی یک جرعه ی تلخ عراقی می دهد

می رسد روزی که می آید به دنبالم اجل
هرچه باشد خاک من بر عمر باقی می دهد

روز هجده شنتیا را منتِ منت روا
زادروزش از کرامت اتفاقی می دهد


(مجتبی حیدری)شنتیا🌱🌷
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به ما روایِه بُخدا

پارتی بیچاره ها خودِ خدایه بُخدا
حساب ما از همه عالم سوایه بُخدا

عاشق جناب شهریار شعر پارسیوم
ولی سینه م خانقاهِ مولانایه بُخدا

اگه تشبیه نِبِشه، مثل حسین منزوی
غزلام گوشه ی دِنجِ اِنزوایه بُخدا

گاهی وقتا یک چیزایی روی کاغذ میاروم
که تو پنداری که مغزُم و ... دیدن ادامه ›› جابجایه بُخدا

دو تا از ابیات مارَم اگه گاهی بخوانِن
جای دوری نِمِره به ما روایه بُخدا

جایی دنبال کلام مُو نگردِن که هَمش
آخرش امضا به نام شنتیایه بُخدا


مجتبی حیدری(شنتیا)🌱🌷
حسین چیانی این را خواند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
اینان که به ظاهر نگرانند
سوگند کم از جانورانند


مجتبی حیدری(شنتیا)🌱🌷
حسین چیانی این را خواند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
#کارگرم

بر بدن باز پری خسته ام
پاشنه چوبی به دری خسته ام

شش زبر سی پس اردیبهشت
بین ادیبان پسری خسته ام

پله ی توفیق ترقی تان
کارگرم کارگری خسته ام

روی به رقص نوک شمشیر قهر
تیربلا خور سپری خسته ام

مبدا من تیره و مقصد سیاه
عازم ... دیدن ادامه ›› در یک سفری خسته ام

اشرف مخلوق خداوندگار؟
نی بخدا کآن بشری خسته ام

دلخوشی قند چغندر به کشت
کام تهی از شکری خسته ام

صبر بنتوان که وعیدم دهند
بر بن دندان جگری خسته ام

نام و تخلص شده در شنتیا
قافیه ی باروَری خسته ام

بین درختان نکرده گناه
دست قلم در تبری خسته ام

شنتیا🌱🌷
حسین چیانی این را خواند
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
عزم را جزم کنان آمده پیرم شده او
خون دل خورده وُ از میل اسیرم شده و

چون رسولانِ رسالت به مسیرم شده او
انبیا گونه ترین نوعِ دبیرم شده او

شنتیا🌷🌱

روز معلم رو به عموی عزیزم و همه معلمان گرانقدر تبریک میگم
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مو سپاس گزار لطف بی کران اَحدوم
که رگ خواب شماره یاد گرفتوم بِلَدوم

مو همو کارگرِ باغِ قانعِ ساده دلوم
تویی سیب سرخ لبنانیِ توی سِبَدوم

با تو شاد و سرخوشوم از تو بیفتوم اگه دور
دو تا چشمِ خیسِ آبشارِ تَهِ اَخلِمَدوم

با تو حُرُّم یا حبیبِ بن مظاهر، وهَبوم
بی تو شمر و عمرعاصوم خولیوم عَبدُوَدوُم

یِک زِمین ... دیدن ادامه ›› بی صاحابیُوُم که افتاده کنار
تویی شیش تا دُنگ پایِ مُهر و مومِ سِندوم

نِمِدِنوم که دقیقا اینا چیه می نویسوُم
غزله؟ قصیده یِ؟ مثنویه؟ مُرَدَدُوم!

نِمخوام که من بُشُوم مُخوام که با تو ما بِشم
بِرء شنتیا شدن کنار تو در صَدَدُوم

خیلی گمنام تو خراسانوُم وُ شعر مُو تویی
شعرِ لهجه یِ غلیظِ شاعرایِ مَشهَدُوم

مجتبی حیدری(شنتیا)🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
مست مست از شوق دیدار رضایم چه کنم
سخت بیمارم و اینجاست دوایم چه کنم

آمدم دیر ولی زود بده حاجت من
من سراسیمه ترین نوع گدایم چه کنم

السلام و علیک یا معین الضعفا
دستگیرم تویی و از ضعفایم چه کنم

هر کسی عاشق چیزی است در این شهر و من
کشته ی عشق غریب الغربایم چه کنم

شکر لله که شدم بچه محلت اقا
و ... دیدن ادامه ›› صد افسوس که سربار شمایم چه کنم

با چه روی بنهم پای به این درگه لطف
خود طلب کرده، زدی باز صدایم چه کنم

هرگز از بام تو من قصد پریدن نکنم
جلد این خانه کمی سر به هوایم چه کنم

کار و بارم خانه م دار و ندارم اینجاست
بد گرفتار همین صحن و سرایم چه کنم

گه کنار پنجره فولاد و گه کنج ضریح
خاکم و روی به ایوان طلایم چه کنم

مستی ام دیده و این خلق فقط طعنه زدند
چشمشان کور شود مست رضایم چه کنم

شنتیا🌹
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ای ناد ای یاد ما، وی دست در امداد ما
بشنو دمی فریاد ما کی می رسی بر داد ما؟

ما در پناه بر رحیم، از شر شیطان رجیم
زآن شاهِ درِ عبدالعظیم وُ کور مادرزاد ما

یک سرو قد پا بود و پی، مانندشان کی بوده کی؟
هر ماه مان دی بود و دی، وآن روبرو جلاد ما

خونابه ها قرمز نشد؟ وآن نکته ی بارز نشد!
همسویمان هرگز نشد، در یک توافق باد ما

با ازدحام ... دیدن ادامه ›› و همهمه، در جنبشی بی واهمه
بودند جان برکف همه، این مردم آزاد ما

از شرح چند و چونمان، دنیا شود مجنونمان،
سیلابه گشت از خونمان، آنشب وکیل آباد ما

"زلف رها در بادمان، آخر کند آبادمان
نازی است در بنیادمان، کآن ناکَنَد بنیاد ما"

شنتیا🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
شنتیا سرت چرا پایینه بالا نِمِشه؟
چرا دیگه ایی تخلصت مُسمّا نِمشه؟

چرا گیری چرا حسرت چرا افسوس مُخوری؟
زندگی با شاید وُ ای کاش و اما نِمِشه

چرا پس مِزنی با دست وُ با پات پیش مِکِشی
باباجان شتر سواری دولا دولا نِمِشه


بالاخره آدمیزاد سر و همسری مِخه
تا جوونی فکری کن که دیگه فردا نِمِشه

همه مِگَن از خیالت اگه ... دیدن ادامه ›› پاکش نَکُنی
دیگه جا بِریِ یک یار جدید وا نِمِِشه

اخه ای بی خبر از عشق، مگه ایی دست مویه
هیچکسی غیر خودش توی دلوم جا نِمِشه

بُخدا او نِبِشه مخوام که دنیا نِبِشه
مِثل آغوش قشنگش برام هیجا نِمِشه

شنتیا🌱🌷
۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

مرحوم مادربزرگم همیشه می گفت و مادرم تکرار می کرد:

" به حُسنَت نَناز، به تبی بَند است"

وَ

" به مالَت نَناز، به شَبی بَند است"

🌲
من آن تاجم که افتاد از سرِ این امپراطوری
من آن انگشترم، بوده نگینم سنگ فیروزه


شنتیا🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
خوش آنکه مال و منال، نیاَندوخت، واقعا
شمعی برای مسیر خود افروخت، واقعا

چیزی برای عرضه ندارم غیر درد و دل
جبر زمانه همین به لب آموخت، واقعا

دیدم به گوشه ایی تک و تنها می زنم قدم
امشب دلم برای خودم سوخت، واقعا

چوب حراج به دو خط از شنتیا زدند
او هم به یکی پاپاسی ام فروخت واقعا

(مجتبی حیدری)شنتیا🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
روز دختر مبارک


شکر ایزد که به یک شب زده اختر بدهد
یک نظر بر کُلوخی خاکه کند، زر بدهد


هرکسی قرعه ی فردوس به نامش افتاد
وی بر ایشان ببخشاید و دختر بدهد


شنتیا🌱🌷
با اینکه هنوز ازدواج نکردم اما امیدوارم قرعه‌ی فردوس یک روز به نامم بیفته.
۳۰ فروردین
پیام بهرام
با اینکه هنوز ازدواج نکردم اما امیدوارم قرعه‌ی فردوس یک روز به نامم بیفته.
درود و احترام پیام جان🌱🌷 امید به خدا میفته🙏 چرا که نه

البته به نوبت

گفت:
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هرچیزی به جای خویش نیکوست

۳۱ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
چی میشه به همدیگه ما حرفای خوب بزنیم؟
پیشنهاد خوب بدیم، نفوس مطلوب بزنیم؟

اون که بینمون نفاق میندازه رو ادب کنیم
دستای فلک رو بسته پاشو چارچوب بزنیم

بیا پشت هم باشیم مثل دو جوجه ی لجوج
با نوک لجبازیمون حتی به دارکوب بزنیم

لب دریا بریم و یه خورده آفتاب بگیریم
روی پوست خشکمون دستمال مرطوب بزنیم

یه کمی یاد قدیم خرس ... دیدن ادامه ›› وسط بازی کنیم
همه اون میون بجنبن من و تو توپ بزنیم

یا که لی لی کنیم و بریم سر زندیگمون
الک و دولک کنان بدخواهارو چوب بزنیم

رو دیواره ی دل قاب طلاکوب بزنیم
چی میشه بازم به هم ما حرفای خوب بزنیم؟


شنتیا🌱🌷

۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

چه قشنگ به من می گفتی تو دروغ
باورم شد چه قشنگ حرفای تو

ولی با این همه بالا و پایین
نیومد کسی هنوزم جای تو

شنتیا🌱🌷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
هق هق گریه ی ابرم،
به تو بر می گردم

صاد قبل از بِ یِ صبرم،
به تو بر می گردم

وقت دفنم اگر آیی تو به بالای سرم
از سرایزیِ قبرم به تو بر می گردم


شنتیا🌱🌷


۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید

ما که از جونیمان خیری ندیدِم بُخدا
غیر تو کسی نبود غیری ندیدم بُخدا

شنتیا🌱🌷
ویگن اوانسیان، مهسا و سامان حسنی این را امتیاز داده‌اند
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کرده پیش رو غمش بد قد علم
کاش می شد پای رفتن ها قلم

او که می کرد ادعا در عاشقی
آری آن پر مدعا در عاشقی

دیدی آخر خنده زد بر اشک ما
شد خود او باعث در رشک ما

دیدی آخر جایمان بگذاشت رفت؟
وه به زیر پایمان بگذاشت رفت؟

بعد او دیگر دل ما دل نشد
رفت اما به درک واصل نشد

شنتیا را کسوت خاری مده
از ترحم پند و دلداری مده


شنتیا🌱🌷

۱ نفر این را امتیاز داده‌است
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
گذرگاه شعر

واژه بس پیله به ما کرد و قلم بود مُصّر
گذر افتاده مرا باز به پس کوچه ی شعر

کیست آنکس که شوم منقلب اندر بغلش؟
کو کسی تا متحول کُنَدَم مثل زهیر؟

دارم امید به بخشنده ی بخشایشگر
جز بر ایشان نسپارم دل وامانده بغیر

این دعا ورد لبم هست تماما همه عمر
شنتیا عاقبتت کاش شود ختم بخیر


شنتیا🌹
۲ نفر این را امتیاز داده‌اند
درود و سپاس

در مصراع اول "پیله به ما کرد" مشکل زبانی شعر رو بدون خدشه به وزن حل می‌کنه.

و اینکه: "علیکم بالقافیه"🙈
۱۹ فروردین
fateme soleimani
درود و سپاس در مصراع اول "پیله به ما کرد" مشکل زبانی شعر رو بدون خدشه به وزن حل می‌کنه. و اینکه: "علیکم بالقافیه"🙈
درود بر شما کاملا درسته🙏🌹 اطاعت امر
۲۷ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

شعر و ادبیات

تماس‌ها

mojtabaheydari708@gmail.com
09304016120