در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ویگن اوانسیان
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 03:21:47
 

ترانه سرا، خواننده و آهنگساز

 ۱۱ مرداد ۱۳۷۶
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
سوالات زیادی درباره‌ی پوستر دارم...
به مناسبت تولد تیوال، همه‌ی ما کاربران این سایت گرانقدر، دارای عناوین و القابی شدیم تا به دیگران نشان بدیم در هنر چند مرده حلاجیم.
از هنردوست تا هنرسالار.
این حرکت، من رو یاد زمانی که در چت‌روم‌ها فعالیت می‌نمودیم، انداخت.
اگر تازه عضو میشدیم، لقب «عضو» می‌گرفتیم و بعد با کمی فعالیت بیشتر، عضو ویژه می‌شدیم و اگر یه‌تنه گازشو می‌گرفتیم، کم‌کم به درجات متعالیِ معاونت روم می‌رسیدیم. (البته با پارتی بازی و دوست شدن با کله‌گنده‌ها هم میتونستیم صاحب چت‌روم شویم.)
اما در اینجا، تیوال جان حرکت خاصی زد و به کسانی که تولید محتوای هنری می نمایند، لقب هنرساز اعطا کرده که جالبه؛ یعنی هیچ هنرمندی بر آن یکی هنرمند ارجحیت نداشته و همگی صاحب تخت خدایی هستیم.
من از این تغییر استقبال میکنم ولی به نظرم لقب شمارو باید میذاشتن استاکرِ استاکرا 😅
شقایق مطیع
تولدت مبارک ویگن جان🤍🤍
ممنونم از پیام قشنگتون خانوم مطیع گرامی. ❤️🪷
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
غیر منتظره*
نه اوکیه
با لهجه بخونی درست میشه
۱۹ اردیبهشت
مرضيه عزيزي
مگه ایشون لال نبودن مگه کسی که لاله می تونه تائتر اجرا کنه🤐
از ماست که برماست...به اسم هنر و هنرمند گندشون کردیم و همچنان ملت مسخ شده...کلا خودش و زنش و خواهرزنش همه کاره پروژه هستن پدرزنش و فامیلشون و‌میاورد یه قندهار ناب میساخت(ناگفته نماند که سابق کاری از ایشون نبود که نرفته باشم ولی عجیب این قشر دستشون رو شد)
نه به عنوان یک کارشناس ،بلکه یک بیننده تئاتر خیلی محترمانه بخوام نظربدم ، افتضاح بود. نمایشنامه خوب بود ولی متاسفانه بازیها خصوصا بازی خانم حسینی خیلی ضعیف بود اصلا دیالوگ های خانم قابل فهم نبود واکت خوبی نداشتند بیشتر به نظر میرسید آقای محمد زاده تلاش کردند برای خانم حسینی رزومه بسازند تا یک نمایش ارزنده
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
صبر بر سوختن / در عین آرام بودن
کار یک اصله درخت است؛ نه کار هر بی‌ریشه‌ای

" حسنعلی فرهادی‌فرد"
فضای کار متفاوتی بود. تابه حال در این نوع نمایش ها حضور نداشتم و در حقیقت سلیقه‌ی من نیست اما خوشحالم به همراه بزرگواری که مهمانش بودم، این نمایش رو تجربه کردم. امیدوارم اگر قصد تمدید هست، در فضای بزرگتر و مناسب تری اجرا شود.
از دیدار شما مخاطب عزیز و گرامی خوشحالیم؛ با تشکر از محبت و توجه شما 🌹
۰۲ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
وقتی در آسمان / دروغ وزیدن می‌گیرد
دیگر چگونه می‌شود / به سوره‌های رسولانِ سرشکسته / پناه آورد؟

"فروغ فرخزاد"
من خیره به آینه و او گوش به من داشت / گفتم که چه سان حل کنی این مشکل ما را
بشکست و فغان کرد که از شرح غم خویش / ای زن چه بگویم که شکستی دل ما را

"فروغ فرخزاد"
عاقبت خط جاده پایان یافت / من، رسیدم ز ره غبارآلود
تشنه بر چشمه ره نبرد و دریغ / شهرِ من گور آرزویم بود

"فروغ فرخزاد"
دریا نهیب می‌زند و صخره‌های آب / کوبد به کوه کشتی گم کرده اختری
دندان نموده همچو نهنگان طعمه جوی / تا در کشد به کام سیه، خسته‌پیکری

"فرخ تمیمی"
پوستر و تصاویر جذابی دارید و کاش میشد فیلم رو تماشا کرد.
از آینه بپرس / نام نجات دهنده ات را
آیا زمین که زیر پای تو می لرزد / تنهاتر از تو نیست؟

"فروغ فرخزاد"
جای خالیتون خیلی حس میشد جناب،
همه دوستان تیوالی دلتنگ شما بودن
۱۹ فروردین
ویگن اوانسیان
عذر میخوام اگر شما دوستان تیوالی رو آزار دادم. من هم دلتنگ شما بودم و امیدوارم حضور مفیدی در کنار شما در اینجا داشته باشم.
برادر جان لطفا دیگه سنگر رو ترک نکن!
۱۹ فروردین
پیام بهرام
برادر جان لطفا دیگه سنگر رو ترک نکن!
به روی چشم پیام جان.
۱۹ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
کاش، بجای متهم نمودنِ یکدیگر به "خائن" و غیره و طعنه زدن با کلمه برادر(!) و دوست(!) و تخریب ساختن وجه‌ی همدیگر، یادمان باشد که ایران، ارث پدری یک به یکِ ماست. حالا اینکه شما من و امثالِ منِ ارمنی را در "ایرانی" خطاب شدن راه ندهید، برای من عیبی ندارد. چیزی نصیبمان نشده بود که از دستش بدهیم.
کاش یکم،
تنها ذره ای،
طورِ دیگری فکر کنیم و دنیا رو از دیدِ طرفِ مقابل ببینیم؛ شاید تو، امروز حقوقت برایت واریز شده باشد اما طرفِ مقابلت خیلی وقت‌است که شغلش را ازدست داده‌است.
هم وتنیم،
همه و ایرانیم بدون هیچ گونه برتری و تفاوتی در همه ی لحاظ
۱۸ فروردین
مهسا
دقیقا منم همیشه نوعی خاص بودن و اصالت رو در ارامنه عزیز حس کردم و به اسامی زیباشون غبطه خوردم شاید اولین تصویری که توی ذهنم میاد سریال شمسی و مادام هست که وقتی کودک بودم دوست داشتم منم شخصی ارمنی ...
ممنون از پیام قشنگتون خانوم مهسا عزیز. سریالی که فرمودید رو من هم خیلی دوست داشتم.
در این لحظه از نظرات شما و دیگر دوستان هم خجالت‌زده شدم و هم به ایرانی بودنم افتخار میکنم... 🙏
از تعریفتون از اسمم هم واقعا خوشحال شدم. ممنون که اسم بنده رو خاص خطاب فرمودید. البته، در میان شهدای ارمنی‌تبارِ جنگ ایران و عراق، فردی با نام و فامیلی من وجود دارد که در محله‌ی زرکش در تهران، کوچه‌ای به نام ایشون ثبت شده‌است.
۲۰ فروردین
ویگن اوانسیان
ممنون دوست عزیز. اسم من برای زیبا دوستان و مردمِ شریف، زیبا و آهنگین به نظر میاد. البته، فامیلی بنده «اُوانسیان» تلفظ میشه. همینکه کسی که از ایران و ایرانی متنفره، مجبور میشه خودش رو ایرانی ...
پس از قرنی چند مگر همین ملی گرایی ما را رهایی بخشد
۲۰ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
استاد کیمیایی و کاراکترهای کتک‌خورده و زخمی‌ش، کشش دارند تا هر فیلمشون رو تماشا کنیم. اما در «مرسدس» نه کاراکترها جذابیت دارند و نه علت کتک خوردنشون.
چیزی ... دیدن ادامه ›› که برام جالب بود، حضور دو کاراکتر دشمن بود؛ اسفندیار و رستم! فقط تفاوت در نحوه داستان سرایی بود؛
دراینجا، دشمنی این دو اسطوره برسر رخش بود...در آخر هم مقصر، رخشِ بنده خدا بود!
کاش میشد با جناب فردوسی مشورت کرد چون شک ندارم ایشون، مقصر رو هرکسی میدونست به جز اون مرسدسِ طفلک.
چیزی نمانده تا صبح مسیحا تولدی / ای مام زجر دیده، گیسوکمندِ من
ققنوس، با صدای تو بیدار می‌شود
لالایی‌ام بخوان

"محمدرضا تمیزی‌فر"
زیر پلکهایم آتش هست / و در چشم‌هایم غبار ابدیت
به آرامی روی مرزهای نور و تاریکی قدم می‌زنم
من از گرگ و میش متنفرم
یا نور,
یا فقط نور

- نونا بغوسیان
وقتی دیگه حنای زوج خوشبختِ آل احمد و دانشور رنگی نداشته باشه، این بی رنگی رو در آثارشون هم میشه دید. جدای از ایرادات دوربین، بازیگری، لهجه و کلیشه های تکراری سیاسی این رمان دیگه ارزشی نداره. با احترام، ارزشش تا اون روزی بود که نفهمیده بودیم دروغ های آقای آل احمد و کرده های خانم دانشور رو...که خداوند ببخشد همه مارا.
همیشه برام عجیب بوده چرا این رمان برای اکثر افراد یک اثر محبوب تلقی میشه ؛ به شخصه سال ها پیش که خوندمش به سختی تمومش کردم و ارتباط برقرار نکردم باهاش ؛ مخصوصا با این که میخواستن شخصیت اصلی کتاب رو تبدیل به یه قهرمان اسطوره ای مثل سیاوش کنن مشکل داشتم
۲۹ اسفند ۱۴۰۴
کوبیدن ادبیات خودمان ، مد این روزهای روشنفکر نماها شده است .
۱۹ ساعت پیش
زهره درویش
کوبیدن ادبیات خودمان ، مد این روزهای روشنفکر نماها شده است .
در دفاع خودم، من نه ادای روشنفکری درآوردم و نه ادبیات پارسی رو کوبیدم.
من نویسنده و همسرش رو کوبیدم.
موفق باشید.
۱۲ ساعت پیش
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
ما ارامنه سال های ساله که در ایران زندگی میکنیم. در همه زمینه ها به پیشرفت این کشور کمک کردیم چون خودمون رو جدا از ایران نمیدونیم و معتقدیم به هر روی، ما ایرانی هستیم و فقط اصالت و دین متفاوتی با اغلب مردم داریم.
به نظرم این واقعا بی انصافی و نهایت بی احترامیه که با گذشتِ بیش از صد سال از سکونت در این کشور، نهایت حضور ما در آثار تلویزیونی و سینمایی به ساقی مشروبات و کافه چی بودن ختم شه. زمانی که ترجیح داده میشه در سریال های تاریخیِ زمان پهلوی، شخصیت ها یه شرابی بخورند و عیش و نوشی کنند، حضور یه ارمنی رو به عنوان ساقی به تماشاچی ها نشون بدید. در همون دوران پهلوی، ساموئل خاچیکیان، کارگردان بود و آرمان، در فیلم ها بازیگری میکرد و ویگن از خواننده های مطرح بود. خیلی های دیگه هم در مشاغل دیگه فعالیت داشتند و دارند و فقط ساقی نبودند؛ البته که این شغل رو خیلی ها داشتند که به گمانم دینشون خیلی اهمیتی برای تصدی این مسئولیت نداشته!

از اول انقلاب، تنها و تنها در این سریال حرمت نگه داری شد؛ یک شخصیت ارمنی که دانشجوی پزشکیه و دوستیِ قدیمی و صمیمی با دوتا شخصیت اصلی داره و در نهایت، در جبهه ایران علیه عراق شهید میشه. یک داستان و روایت صحیح که حتی مراسم سوگواری ارامنه و کمی صحبت کردن به زبان ارمنی، آن هم توسط بازیگران ارمنی، رو "بالاخره" به تماشاچی ایرانی تحویل میده.
سه تا استاد در زندگیم داشتم که نگرش من را به زندگیم تغییر دادند و این آدمی که هستم را مدیون وجودشون و تلمذ در محضرشان میدونم
دو نفرشان ارمنی هستند و خدا را شکر هنوز در قید حیات هستند و سایشون امیدوارم هزاران سال بر سرم باشه
یکیشون مسلمان ؛ خدا رحمتشان کنه، سال 88 فوت کردند.
اون دو استاد ارمنی یکیشون فوق لیسانس زبان فرانسه هستند و هرچی سواد فرانسه دارم از ایشون دارم
یکیشون دکتری برق، کسی بود که باعث شد من فوق لیسانس اولم را به رفتار خوب او انتخاب کنم و برم
و البته سواد الکترونیکم را مدیون ایشونم
حقیقتا در سینما و تلویزیون با غرض ورزی با اقلیت های دینی برخورد میشه متاسفانه

۱۸ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
فضا، محتوا و کلیت کار فوق العاده بود. امیدوارم مجدد اجرای این تئاتر در سالن بزرگتر هم شاهد باشیم؛ چرا که ارزش سالن بهتر با تماشاگرهای بیشتر را داراست.
موفق باشید...
امیر ناصری، امیر مسعود و حمیدرضا طالبی این را خواندند
کتایون هاوستین این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
با متن نمایشنامه ارتباط نگرفتم. (شاید آقای ملکی درباره نمایشنامه "ببری خان" موفق تر عمل کرده اند.) اما اجرای دوستان جالب بود. امیدوارم در آینده این گروه موفق تر باشند ...
ویگن اوانسیان (vyguen)
درباره نمایشنامه‌خوانی ببری خان i
فضای شاد و کمدی برای عوام مردم ولو غیرتئاتری ها همیشه جذابه... مخصوصا اگه توی محیط مناسبش اجرا بشه. خانه هنر ایران سرایی فضای مناسبی برای اجراهای این چنینی هست اما متاسفانه کمبودهای فراوانی داره که امیدوارم در آینده این مشکلات حل شه.
ممنون از نظرات زیباتون دوست عزیز🌹🙏
۲۴ آذر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

موسیقی
سینما
شعر و ادبیات
تئاتر

تماس‌ها

Instagram
Telegram