در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | رحمان خوب زاده
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 00:13:25
 

کارگردانی نمایش تابوت‌خانه خاموش/تالار حافظ
کارگردانی خرده جنایت های زناشوهری/تماشاخانه مهرگان
کارگردانی نمایش اسب سورمه ای/سالن استاد سیروس صابر کارگردانی نمایش ملکه چهارم آگوست/تئاتر فجر
کارگردانی تله فیلم وضعیت لایت
کارگردانی تله فیلم خواب برهنه برف
نویسنده و کارگردان نمایش دیگران/تماشاخانه ملک
کارگردانی نمایش رستاخیر تنهایی و جنون/سالن حسین پناهی
کارگردانی نمایش سه شب با مادوکس/سالن حسین پناهی

«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
نمایش مرگ یزدگرد نوشته استاد بهرام بیضایی و کارگردانی علیرضا چاوش هر شب ساعت ۲۰ تماشاخانه سنگلج
خوشحال میشیم تشریف بیارید
با سلام و احترام
نمایش خانه برناردا آلبا یکی از متون چالش‌برانگیز و چندلایه‌ی فدریکو گارسیا لورکا است؛ متنی که در ظاهر درباره‌ی یک خانه‌ی بسته و زنانی در حصار سنت و استبداد مادری سخت‌گیر است، اما در عمق، درباره‌ی میل، سرکوب، قدرت، و انفجار خاموشی است که دیر یا زود راهی برای بروز پیدا می‌کند.لورکا جهانی می‌سازد که در آن سکوت‌ها بلندتر از فریادها حرف می‌زنند و هر شخصیت، زخمی پنهان در دل دارد. همین پیچیدگی‌هاست که اجرای این متن را دشوار و البته جذاب می‌کند.
در این اجرا کارگردان فهم درستی از متن داشت، تلاش کرده لایه‌های زیرین متن را بیرون بکشد؛ همان لایه‌هایی که درباره‌ی فشار اجتماعی، میل‌های سرکوب‌شده و خشونت پنهان در روابط خانوادگی‌اند. انتخاب‌های میزانسن، ریتم صحنه‌ها و نحوه‌ی هدایت بازیگران نشان می‌داد که کارگردان به‌خوبی می‌داند خانه برنارد آلبا یک وضعیت است، نه فقط یک داستان. و او این وضعیت را با امکانات محدود اما هوشمندانه، به‌زیبایی روی صحنه زنده کرده. کارگردان با استفاده از نور، سکوت، فاصله‌گذاری‌ها و حتی نحوه‌ی ورود و خروج بازیگران، فضایی می‌سازد که مخاطب را از همان لحظه‌ی اول درون خانه‌ی برناردا می‌کشد. این خانه فقط یک مکان نیست؛ یک وضعیت روانی است. نورهای محدود و جهت‌دار که حس بسته‌بودن و خفقان را تشدید می‌کنند، حرکت‌های حساب‌شده‌ی بازیگران که نشان از نظم خشک و تحمیل‌شده‌ی برناردا دارد، سکوت‌هایی که از هر دیالوگی بلندتر حرف می‌زنند و ریتمی که گاهی عمداً کند می‌شود تا فشار روانی را به تماشاگر منتقل کند. یکی از نقاط قوت ارس راد توجه به جزئیات است؛ جزئیاتی که شاید در نگاه اول کوچک به نظر برسند، اما در مجموع، کیفیت اجرا را بالا می‌برند.
برای مثال: نحوه‌ی نشستن دختران در کنار هم، که سلسله‌مراتب قدرت را بدون حتی یک کلمه توضیح آشکار می‌کرد، فاصله‌ی فیزیکی برناردا با دیگران، که ... دیدن ادامه ›› اقتدار و سردی او را برجسته می‌کرد، استفاده‌ی هوشمندانه از سایه‌ها برای نشان‌دادن حضور پنهان و کنترل‌گر مادر. این‌ها همان چیزهایی هستند که یک کارگردان آگاه را از یک کارگردان صرفاً روایت‌گر جدا می‌کنند. نکته‌ی مهم اینجاست، این سطح از فضاسازی را با امکانات محدود خلق کرده. صحنه‌ی روایت عشق ندیمه؛ لحظه‌ای که در ذهن من همچنان باقی است، و بسیار دوست داشتم و یکی از ماندگارترین لحظات اجرا برای من است، صحنه‌ای بود که ندیمه برای دختران از عشق گذشته‌اش روایت می‌کرد. در این صحنه، کارگردان به اوج توانایی خود در خلق فضا می‌رسد. بازی کنترل‌شده‌ی ندیمه که میان خنده و بغض معلق است و واکنش دختران که هم کنجکاوی دارند و هم حسرت. زبان محاوره‌ای دختران؛ ایده‌ای جذاب که می‌توانست کامل‌تر شود؛ استفاده‌ی بازیگران دختر از زبان محاوره‌ای امروز، انتخابی جسورانه و جالب بود. این انتخاب می‌توانست پلی باشد میان جهان لورکا و جهان امروز ما؛ پلی که دخترانگی، صمیمیت و شور جوانی را پررنگ‌تر کند. اما اگر این خودمانی‌بودن در تمام لایه‌های بازی و روابط گسترش پیدا می‌کرد، اثرگذاری‌اش چند برابر می‌شد. ایده درست بود، اما ظرفیتش برای گسترش بیشتر از آن چیزی بود که روی صحنه دیده شد.
تلاش این گروه دوست داشتنی ستودنی بود. گروهی یک‌دست؛ نتیجه‌ی رهبری درست. هماهنگی بازیگران، انرژی یک‌پارچه‌ی گروه، و نبودن اختلاف سطح شدید میان بازی‌ها، همه نشان می‌دهد که کارگردان توانسته یک تیم واقعی بسازد. این یک‌دستی هیچ‌وقت اتفاقی نیست؛ نتیجه‌ی مدیریتی قدرتمند، ارتباط سالم و اعتماد متقابل است.
گروه پشت ارس راد ایستاده، و این ایستادن بی‌دلیل نیست. آینده‌ی این کارگردان روشن است و این گروه می‌تواند همراه او مسیرهای بزرگ‌تری را تجربه کند. با آرزوی موفقیت پی در پی این عزیزان. همواره بدرخشید.
خریدار
ارس راد (arassrad)
شما بزرگوار لطف دارید، ممنونم بابت نگاهتون. امیدوارم تونسته باشیم عنصر کوچکی باشیم🙏🏽
جناب آقای رحمان خوب زاده
کارگردان، نویسنده، بازیگر و فعال هنر نمایشی

عرض ادب؛
از نگاه دقیق و سخاوتمندانه‌تون بسیار سپاسگزارم.
با احترام فراوان، این‌که لایه‌های پنهان اثر رو با چنین ظرافتی دیدید و به جزئیات ... دیدن ادامه ›› اشاره کردید، برای ما ارزشمند و دلگرم‌کننده‌ست.

خانه‌ی برناردا آلبا برای ما صرفاً یک روایت نبود، تلاشی بود برای ساختن یک وضعیت؛ و اینکه این وضعیت به مخاطب منتقل شده، بزرگ‌ترین پاداش ماست.

دریافت چنین نگاهی از جنابعالی که خود در خلق هنر و تحلیل اثر هنری و نمایشی، صاحب‌نظر و دارای سبک منحصر به فرد هستید، برایمان افتخار بزرگی‌ست است.

از همراهی و تحلیل اندیشمندانه‌تون ممنونم.
۶ روز پیش، پنجشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایش «مادر کیو» ساخته جناب ‌اوجانی اجرایی‌ست شیرین و دلنشین؛ نمایشی که در تلاش برای ساختن لحظاتی خوش برای مخاطب، موفق عمل می‌کند. این اثر، با حفظ طراوت و جذابیت، به‌خوبی نشان می‌دهد که سرگرمی و اندیشه می‌توانند در کنار هم بنشینند و تماشاگر را هم‌زمان به خنده، تأمل و همراهی دعوت کنند. بازی‌ها در این اجرا، از جمله بازی تأثیرگذار محسن زرآبادی، نقطه قوتی چشمگیر بودند.
آن‌چه بیش از همه تحسین‌برانگیز است، تنوع رنگ‌های بازیگری‌ست؛ از نقش استاد گرفته تا شاگردان و دو بازیگر زن، هر کدام با بیان و رفتاری متفاوت و شخصیت‌پردازی منحصربه‌فرد، به غنای اجرایی نمایش افزوده‌اند. این تنوع نه‌تنها به باورپذیری موقعیت‌ها کمک کرده، بلکه مخاطب را درگیر لایه‌های انسانی و اخلاقی داستان کرده است.
نمایشنامه با تمرکز بر یک کلیت منسجم، در آغاز با فضاسازی دقیق، شناسه‌ای روشن از وضعیت، موقعیت و شخصیت‌ها ارائه می‌دهد. تعلیق حساب‌شده‌ای که در طول اجرا حفظ می‌شود، مخاطب را پیوسته با خود همراه نگه می‌دارد و اجازه نمی‌دهد لحظه‌ای از جریان روایت جدا شود. کارگردانی نیز در فضاسازی و ایده‌ی اجرا، موفق و هوشمندانه عمل کرده؛ فضایی تمیز، حساب‌شده و سرشار از جزئیات معنادار که به‌خوبی با مضمون اثر هم‌خوانی دارد.
در «مادر کیو»، ریتم نه‌فقط یک ویژگی اجرایی، بلکه ابزاری‌ست برای معناسازی. مکث‌ها، سکوت‌ها، شتاب‌ها و توقف‌ها، همگی در خدمت روایت‌اند؛ گویی خود زمان در این اجرا به بازی گرفته شده تا مخاطب را نه‌فقط در داستان، بلکه در تجربه‌ی زیستن آن ... دیدن ادامه ›› شریک کند.
این کنترل ریتم، به‌ویژه در هماهنگی میان بازیگران، طراحی صحنه و میزانسن‌ها، نشان از تمرین دقیق و هدایت هوشمندانه‌ی گروه دارد. نتیجه، اجرایی‌ست که نه‌تنها خوش‌ریتم است، بلکه ریتم آن حامل معنا، احساس و حفظ مخاطب است.
در کنار این نظم اجرایی، ترکیب رنگی جذاب و چشم‌نواز نمایش نیز به تجربه‌ی تماشاگر عمق و لذت افزوده است. رنگ‌ها نه‌تنها برای زیبایی، بلکه برای ساختن لحن، ایجاد تضاد، و تأکید بر موقعیت‌های احساسی و معنایی به‌کار رفته‌اند. لباس‌ها، نورپردازی، و عناصر صحنه با هارمونی خاصی در کنار هم نشسته‌اند؛ گویی هر رنگ، صدایی‌ست در ارکستر بصری نمایش.

‏می آیی عُنُق تر از عُنُق، می گزی پوست پوست گوزن ِ دستکشت را، می گویی: راستی، خبر داری؟دارم شوهر می کنم! بکن! به درک! خیال می کنی از پا در می آیم؟ چه باک! ببین، آرامم، آرام تر از نبض یک مرده.... تئاتر ‎#دیالکتیک خرید بلیت از سایت تیوال
امشب این اجرا رو دیدم خیلی جذاب بود.
خدا قوت آقای خوب زاده عزیز
تا حالا انقد وسط یه اجرا نبودم و اینکه فکر میکنم موضوع این اجرا دغدغه همه آدمهاست.
ممنونم
۲۶ شهریور
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از متن ویدیو: روایتی از تضادها و نگاه اشتباه به نقش زن و مرد.

«دیدگاه مخاطبان درباره اجرای چشم اندازی از پل»


https://www.aparat.com/v/wpl04gf
در اجرای تئاتر، اجرا می بایست برحسب زمان و جغرافیا همسو با دغدغه های مخاطب باشد تا جوهره تئاتر خودنمایی کند. اینکه در یک اجرای تئاتر چنین شگفتی نهفته است که شجاعت دارد و رسانه رنج مخاطب معاصرش است، قابل ستایش است.
وقتی نمایشی روی صحنه می رود، لازم است با دغدغه های مخاطب معاصر خود همسو باشد تا بین اجرا و مخاطب ارتباط بهتری برقرار شود. پس نمایشنامه «چشم اندازی از پل» بازنویسی شد و طی آن، رویداد هایی همسو با دغدغه‌ها و احساسات غالب مخاطب معاصر به نمایشنامه اضافه و یا از آن حذف شده است.

رحمان خوب زاده
آقا شما یه اجرایی سالن حافظ نداشتی چند سال پیش؟!
من اون اجرا رو دیدم و اسم شما مثل حکاکی قلم و چکش بر سنگ تو ذهنم ثبت شده...
فقط الآن برگه‌اش رو پیدا نمی‌کنم!
اسمش هم یادم نمیاد...
بعید می‌دونم این تابوت‌خانهٔ خاموش هم که تو پروفایلتون نوشتید بوده باشه... اسمش یه چیز دیگه بود به نظرم... شاید هم همین بود، ولی برگه‌اش کو؟!

پی‌نوشت: همیاری جان برگهٔ بعضی نمایش‌ها از بین میره؟!؟!

بی‌زحمت گزارش رو بزنید دوستان.
تنها اطلاعات در درسترس که خودتون هم ۱۳۹۶ کامنت گذاشتید
https://www.tiwall.com/wall/post/180063
۲۰ آبان ۱۴۰۳
امیرمسعود فدائی
😔😔😔🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️🤦🏻‍♂️ این خاطرات ما است که پاک میشه آقای تیوال...
وای من بیشتر از حمایت یا انتقال تجربه ، بیشتر به دلیل ثبت خاطرات شروع به نظر گذاشتن و امتیاز دادن به نمایشها کردم.

تیوال برام در تئاتر نقش IMDb رو در سینما و تلوزیون داره.
اگه واقعا تیوال برای کم کردن هزینه نگهداری ، برگه ها و کامنتهارو پاک میکنه جای اعتراض داره.
۲۶ آبان ۱۴۰۳
با سلام و احترام. پیشنهاد می کنم نمایش چشم اندازی از پل را تماشا کنید. بعد از اجرا باهم گفتگو دو نفره داشته باشیم. ارادت.
۰۵ آذر ۱۴۰۳
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
تئاتر

تماس‌ها

09122982253
Rahman_khoobzadeh