برای هنرهای نمایشی/. راستش من بدون تئاتر دوام نمیارم؛ یا باید وول بخورم توو یه سالنی واسه دیدنش یا بشم بخشی از یه نمایش. برای همین تئاتر واسم نه شغل هست، نه تفریح یا وقتگذرونی. شاید یه جور موندن و تاب آوری. یه لجبازیِ نجیب با زندگی. برای همین روز تئاتر واسه من، هم مبارک است و هم لازم. پس، به امید روشنیِ صحنهها!