در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ملیکا حبیب اللهی (مزدک میکاییل) درباره فیلم اولین امضاء برای رعنا: من با «جهانگیر گلستانه» تا آخر سفرِ بی‌معنی و بی‌هدفش همراه شدم و با ا
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 14:58:47
من با «جهانگیر گلستانه» تا آخر سفرِ بی‌معنی و بی‌هدفش همراه شدم و با اینکه مطمئن بودم انتهای فیلم قراره چه اتفاقی بیفته، بدلیل فیلمبرداری خوب ... دیدن ادامه ›› این فیلم، خسته نشدم.

شخصیت‌پردازی ها و روایت داستانی ضعیف اند. در این سفر، ما علت آواره بودنِ کاراکتر اصلی رو می‌فهمیم اما نمی‌فهمیم تصمیم این کاراکتر برای آینده‌ش چیه. ما حتی خصوصیات و اوصول اخلاقی جهانگیر رو نمیفهمیم. ما توانایی سنجش سطح علاقه‌ی جهانگیر به همسر و فرزندش (که حضورش در فیلم واقعا مزاحمه) رو هم نداریم؛ آن هم در شرایطی که داستان، تمرکزش روی جنبه‌ی رمانتیک بودنِ رابطه‌ی بین جهانگیر و رعنا با وجودِ اختلاف سنی قابل توجه هست. کلیت فیلم، برای ما ایجاد پرسش میکنه و در تلاش نیست تا جوابی برای پرسش‌های احتمالی ما پیدا کنه. سکانس‌های آخر، داستان به‌شدت ضعیف تر از قبل پیش میره و در آخر، پایان بندی فیلم، خستگیِ سفر جهانگیر گلستانه رو روی شونه‌های ما میذاره. از تیتراژ آغازین (اگه بشه گفت تیتراژ) و پایانی و پوسترها هم چیزی نگم بهتره؛ درصورتیکه اگه فقط یک شات از فیلم به عنوان پوستر انتخاب میشد، بهتر از این آثار درمیومد.
باتوجه به اینکه چهره و بازی جناب «جلالی‌تبار»، ناخودآگاه، همگان رو یاد جناب «فریبرز عرب‌نیا» میندازه، ما در این فیلم، رفتار و چهره‌ی متفاوتی می‌بینیم. بازی ایشون و خانوم «شهرزاد کمال‌زاده» توانایی بهتر شدنِ بسیاری داشت. حضور جناب «حمیدرضا هدایتی راد» در نقش یک پدرِ مخالف، به فیلم کمی تا حدی کمک کرد اما این سفرِ دوگانه‌ی لعنتیِ بی‌دلیل، هیچ‌ جایی برای حضور در کالکشنِ فیلم‌های رمانتیک ایرانی، نداره؛ حتی با اینکه ایده‌ی کلیشه‌ای این فیلم، پتانسیل خوب شدن رو داشت. 🌵
حس میکنم یه شخص حقیقی بنام جهانگیر گلستانه داریم اما نمیتونم ثابتش کنم!
۵ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید