در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | ملیکا حبیب اللهی (مزدک میکاییل)
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 23:34:16
«تیوال» به عنوان شبکه اجتماعی هنر و فرهنگ، همچون دیواری‌است برای هنردوستان و هنرمندان برای نوشتن و گفت‌وگو درباره زمینه‌های علاقه‌مندی مشترک، خبررسانی برنامه‌های جالب به هم‌دیگر و پیش‌نهادن دیدگاه و آثار خود. برای فعالیت در تیوال به سیستم وارد شوید
من با «جهانگیر گلستانه» تا آخر سفرِ بی‌معنی و بی‌هدفش همراه شدم و با اینکه مطمئن بودم انتهای فیلم قراره چه اتفاقی بیفته، بدلیل فیلمبرداری خوب ... دیدن ادامه ›› این فیلم، خسته نشدم.

شخصیت‌پردازی ها و روایت داستانی ضعیف اند. در این سفر، ما علت آواره بودنِ کاراکتر اصلی رو می‌فهمیم اما نمی‌فهمیم تصمیم این کاراکتر برای آینده‌ش چیه. ما حتی خصوصیات و اوصول اخلاقی جهانگیر رو نمیفهمیم. ما توانایی سنجش سطح علاقه‌ی جهانگیر به همسر و فرزندش (که حضورش در فیلم واقعا مزاحمه) رو هم نداریم؛ آن هم در شرایطی که داستان، تمرکزش روی جنبه‌ی رمانتیک بودنِ رابطه‌ی بین جهانگیر و رعنا با وجودِ اختلاف سنی قابل توجه هست. کلیت فیلم، برای ما ایجاد پرسش میکنه و در تلاش نیست تا جوابی برای پرسش‌های احتمالی ما پیدا کنه. سکانس‌های آخر، داستان به‌شدت ضعیف تر از قبل پیش میره و در آخر، پایان بندی فیلم، خستگیِ سفر جهانگیر گلستانه رو روی شونه‌های ما میذاره. از تیتراژ آغازین (اگه بشه گفت تیتراژ) و پایانی و پوسترها هم چیزی نگم بهتره؛ درصورتیکه اگه فقط یک شات از فیلم به عنوان پوستر انتخاب میشد، بهتر از این آثار درمیومد.
باتوجه به اینکه چهره و بازی جناب «جلالی‌تبار»، ناخودآگاه، همگان رو یاد جناب «فریبرز عرب‌نیا» میندازه، ما در این فیلم، رفتار و چهره‌ی متفاوتی می‌بینیم. بازی ایشون و خانوم «شهرزاد کمال‌زاده» توانایی بهتر شدنِ بسیاری داشت. حضور جناب «حمیدرضا هدایتی راد» در نقش یک پدرِ مخالف، به فیلم کمی تا حدی کمک کرد اما این سفرِ دوگانه‌ی لعنتیِ بی‌دلیل، هیچ‌ جایی برای حضور در کالکشنِ فیلم‌های رمانتیک ایرانی، نداره؛ حتی با اینکه ایده‌ی کلیشه‌ای این فیلم، پتانسیل خوب شدن رو داشت. 🌵
حس میکنم یه شخص حقیقی بنام جهانگیر گلستانه داریم اما نمیتونم ثابتش کنم!
۴ روز پیش، دوشنبه
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
از سخت‌ترین نمایشنامه‌ها برای اجرا روی صحنه.
شخصیت‌پردازی، حرف اول رو میزنه. چهره و به طور کلی، ظاهر کاراکترها و مخصوصا لحن، خیلی مهمه. همه‌ی دیالوگ‌ها مهمند. آدمهای این نمایشنامه، در حالیکه بعضی اوقات نشستند و حرفی نمیزنند، بیکار نیستند و هرکسی مشغول به کار یا حرکتِ خاصی هست. مکث و سکوت به‌جا، به اجرا معنی واقعی و فوق‌العاده ای میده. میزانسن درست، توی اجرا برنده ست. شاید بخاطر همین شرایط و شرایط دیگه، ساخت فیلم از این اثر موفق‌تر خواهد بود تا یک نمایش.
به نظرم، این اجرا، نیاز به طراحی لباس و طراحی گریم قوی تر داشت تا روی صحنه، مخاطب توانایی متمایز کردن رو داشته باشه. لحن ها بعضا درست نبودند. کاراکتری که سنش بالاتر بود (شماره 3)، باید به شکل یک مرد جاافتاده و خشن تر درمیومد. کاراکتر شماره هشت باید متفاوت تر دیده میشد. جدای از این ها، بهتر بود تایپوگرافی عنوان نمایش، کمی خاص‌تر می بود.

در کل، امیدوارم هنرمندانِ این اجرا، بعد از این همه سال، به موفقیتی که میخواستند، رسیده باشند. 🌱
وقتی ماوس روی عنوان فیلم‌تئاتره، پوستر متفاوتی با صفحه‌ی خودش میاره!
۰۶ اردیبهشت
نوید عسکری فراهانی
درود فیلمش که ساخته سیدنی لومت هست را حتما ببینید
اون فیلم شاهکاره واقعاً👌🏻👌🏻👍🏻👍🏻🌹🌹
۰۶ اردیبهشت
امیرمسعود فدائی
اون فیلم شاهکاره واقعاً👌🏻👌🏻👍🏻👍🏻🌹🌹
بدون شک
۰۶ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
- متولد چندم برج ثور/اردیبهشتی؟
+ اول
- چه روز فرخنده‌ای
+ چطور؟
- اول این ماه، زمین نفسی تازه می‌کند و با بازدم آن نفس، درخت‌ها فصل جدیدی از زندگی رو شروع میکنند. حیوانات، در این روز، به نهایت امیدواری برای بقای خود میرسند و انسان‌ها، بدون اینکه متوجه شوند، صاحب تیلیاردها سلول جدید درون خود میشوند. این روز، آغاز زندگی دوباره‌ست.

دیالوگی از رمان اوکراینی «و خدا یخ‌زده است»
آغاز ماه اردیبهشت رو به متولدین این ماه (امروز تولدمه) و تمام عاشقان هنر و زندگی تبریک میگم 🪴🌳🤍
تولدت مبارک رفیق شفیق اردیبهشتی‌م. 🌺 🌺
۰۱ اردیبهشت
ماکان بابکی
به خرسندی و خفنی در سال پیش رو بهترینا و آرزوهایی که خاطره بشن براتون
ممنون آقای بابکی برای آرزوی قشنگتون🪴🌿
۰۱ اردیبهشت
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
«معادله‌ای که جانسون توانایی حل آن را نداشت، باعث شده بود که پرخاشگر شود؛ به طوریکه همسرش را مقصر غیرقابلِ حل‌شدنِ آن معادله میدانست. کاش کسی آنجا بود تا به جانسون بگوید که اویلر چند قرن زودتر آن معادله را حل نموده بود.»
این فیلم، من رو یاد نقل قولی از اندرو وایلز انداخت.
فیلم رو دوست داشتم...کوتاه اما کامل بود. 🪴
Adults in the Room (2019) | بالغان در جلسه/ جلسه‌ی بزرگان (2019)

بحران اقتصادیِ یونان، کشور را به ورطه نابودی رسانده است. چیزی به فروپاشی نمانده است و تنها، یک نفر میتواند ناجی باشد؛ نخست وزیر آینده.
انتخابات برگزار و مردی از جناح چپ، برگزیده میشود. او، بهترین فردی که میشناسد، "یانیس واروفاکیس" را به عنوان وزیر مالی و اقتصاد انتخاب و به اتحادیه اروپا معرفی می نماید.
آنها می دانند خروج از اتحادیه به نفع‌شان است. پس، تصمیم میگیرند اول اتحادیه اروپا را تحت فشار بگذارند تا بتوانند زمان برای پرداخت بدهی هایشان کسب کنند و بعد، با اجرای همه پرسی در یونان، از مردم میخواهند تا آنها برای آینده خودشان تصمیم بگیرند که از اتحادیه خارج شوند و یا تفاهم نامه ی چندین صفحه ایِ اتحادیه اروپا امضا شود؛ تفاهم نامه ای که علیه سیاست های آینده ی یونان و در راستای رساندن ضرر هنگفتی به مردم است. کشورهای اتحادیه به ظاهر موافقت میکنند.
در همه پرسی، مردم به خروج رای میدهند اما در لحظات آخرِ فیلم، مشخص میشود که کشورهایی که به یونان دستِ دوستی دراز کرده بودند، همه خائن بودند ... دیدن ادامه ›› و همه چی در واقعیت یک تله بود.
در آخر، یونان به امضای توافق نامه مجبور و واروفاکیس اخراج میشود؛ مردی که ذاتِ سیاستِ کشورهای عضو در اتحادیه را شناخته بود.
سکانس پایانی، با نشان دادن تصویرِ چهره ناراضی، خشمگین، نگران و ناراحتِ نخست وزیرِ یونان، در بین نخست وزیرانِ اروپایی، یکی از بدترین پایان های فیلم های سیاسی را رقم میزند...
فکر کنم الان حسی که دارمو فهمیدم
۱۹ فروردین
کلاریس
تو فضای جنگ جهانی دوم اتفاق میفته. تو کشور هلند وقتی به اشغال نازی‌ها دراومده
پس حتما دانلود میکنم مرسیی از شما عزیزم
۱۹ فروردین
سالار ناجی
من متأسفانه یا خوشبختانه به دلیل انزجارم از این حرکت ناجوانمردانه که در حق یونان کردند این فیلم رو نگاه نکردم اما هر روز که اقتصاد آلمان کوچکتر و رکودش عمیق تر میشه به موازات اون من کیفورتر میشم
همینطور که شما گفتین یونان وطن دوم شماست.حس میکنم بهترین کارو کردین که این فیلم رو ندیدین چون زمانیکه من این فیلمو دیدم بخاطر سکانس اخرش قلب درد گرفتم قطعا شما هم غمگین میشین
۱۹ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
همیاری گرامی؛
من قصد تماشای این فیلم رو دارم اما قبل از تماشا، مثل همیشه، اول پوسترهای منتشر شده رو نگاه کردم و متوجه اسم بازیگران شدم. گویا اشتباهی شده چون بجای آقای "حمیدرضا هدایتی"، آقای محمدرضا هدایتی نوشته شده. اگر اسم آقای "نادر نادرپور" و "محسن عبداللهیان" هم درج شه، بهتره.

[پس از تماشا، نظرم رو درج میکنم و این کامنت، پاک خواهد شد]
پس منتظر پیشنهاد تماشا یا عدم پیشنهاد باشیم؟
۱۶ فروردین
پیام بهرام
پس منتظر پیشنهاد تماشا یا عدم پیشنهاد باشیم؟
بعید میدونم پیشنهادش بدم. بیشتر بخاطر پروژه‌م میخوام ببینمش.
۱۶ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
آنچه "جان براون" در پی آن بود، دکور صحنه، نورپردازی و انتخاب موسیقی بی نظیر به خصوص موسیقی پایانی کار، به تماشاگر هدیه داد.
به اُمید اجرای دوباره‌ی «دیوآب» و دیگر نمایش‌های اساطیری
لب را می‌گشایم به شرح ایرادات و عیوبِ این اثر و سوالات مطرح شده در سرم ... ولیکن دیگر دلیلی نیست.
تنها دلیلی که توانستم به‌خاطرش تا انتهای این اثر را تماشا کنم، موسیقی متن بود؛ بغض داشت و محزون بود که گویی، تراژدی بزرگمرد تاریخی به تصویر کشیده شده ... حال که این چنین نبود ... هرگز.


روانت شاد باد، جناب استاد بابک بیات 🌿🌿
الان که فیلم رو دیدم، حدس میزنم موسیقیِ استاد بیات، با توجه به احساسات ایشون درباره‌ی «اسفندیار» افسانه‌ای ساخته شده.
۱۶ فروردین
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
امیدوارم در آینده صحنه تئاتر باز هم شاهد نمایش‌هایی با برداشت از نمایشنامه «هنر» باشه؛ توسط تیم قوی شما یا هنرمندان دیگر.
دسترسی به جهان خارج قطع است و این، یکی از دلایلیه که باعث گشت زنی من در تیوال شده و هر بار به صفحه‌های مختلفی از نمایش‌های برگزار شده سری میزنم تا کمی به دانسته‌های خودم اضافه کنم وحال، اتفاقی، به نمایشی برخوردم که هم اسم و هم پوستر اون برام ایجاد سوال کرده که چرا «ط…» و چرا به روایت جناب تاراج، گوشت انسانی که هربار قربانی میشود؟ از کامنتها دستگیرم شد که روایت درباره “طیب حاج‌رضایی” ست و ازش سوال میشه که اگر الان، در زمان حال بود بین «آن دو شخص» چه انتخابی میکرد؟
چه پرسش مهمی! «براستی اگر مبارزان و انسانهایی که براساس عقایدشون کشته شدند اگر در اکنون زنده بودند، باز همان راه را انتخاب می نمودند؟» بارها این سوال رو از خودم پرسیدم؛ یک ماه پیش پرسیدم، شش ماه پیش پرسیدم، سه سال پیش هم پرسیدم. برام سوال بود که آیا “گلسرخی” اگر زنده میموند، هنوز هم پایبند به اصول حزبی خودش بود؟ هنوز هم معتقد می‌بود مارکسیسم پاسخ مشکلاته؟ یا تصمیم میگرفت به سرعت از راهی که داره میره، برگرده؟
شاید همه اون آدمها اگر زنده میموندند، به عقایدشون پشت میکردند و فکر میکردند راهشون اشتباهه. شاید هم برعکس، فکر میکردند کار درستی میکنند که همچین عقیده ای دارند و همچنان پایبند میموندند و شاید حتی دست به حرکتی بزرگ میزدند که عواقب خوب یا بدی برای آیندگان میداشت. هرچی که هست، این پرسش، از اون پرسش‌های عظیمِ ذهن مغشوش‌کنِ من و خیلی از انسانها هست که یحتمل هرگز به پاسخی روشن برای اون نخواهیم رسید…
در آخر، امیدوارم اجرای جدیدی از این نمایشنامه‌ی جناب تاراج با همین تیم محترم رو روی صحنه تئاتر شاهد باشیم.
اصلا نمیدونم میتونیم باز هم شاهد اجرای تئاتری باشیم یا نه
۲۲ اسفند ۱۴۰۴
درود.

اگر اجازه بدید، من دو تا مطلب خدمتتون عرض میکنم. اگر مایل بودید این دوتا رو بذارید کنار هم و بعد اون پرسشی رو که مطرح کردید، دوباره از خودتون بپرسید. شاید به جوابی برسید یا حداقل بهتون کمک کنه از یه منظر دیگه به سؤالتون نگاه ... دیدن ادامه ›› کنید:

یک) مارکوس اورلیوس تو کتاب تأملات یه برداشت عجیب و غریب در باب مرگ و زندگی داره با این مضمون: «انسان نمیتونه غیر از زندگی‌ای که از دست میده، زندگی دیگه‌ای داشته باشه.»

دو) سنکا (یکی دیگه از فیلسوفهای رواقی) مطلبی در همین زمینه داره با این فحوا: «اشتباه بزرگی که انسان مرتکب میشه اینه که فکر میکنه مرگ، پدیده‌ایه متعلق به آینده که قراره در طول مسیر باهاش مواجه بشه، در صورتی که بخش عمده‌ی مرگ، سپری شده و پشت سر گذاشته شده.»

امیدوارم به دردتون بخوره.

بدرود –
۲۳ اسفند ۱۴۰۴
سامان حسنی
درود. اگر اجازه بدید، من دو تا مطلب خدمتتون عرض میکنم. اگر مایل بودید این دوتا رو بذارید کنار هم و بعد اون پرسشی رو که مطرح کردید، دوباره از خودتون بپرسید. شاید به جوابی برسید یا حداقل بهتون ...
سپاس از نظر شما
۲۳ اسفند ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
نمایشی مخصوص کودکان اما با فضایی جذاب حتی برای مخاطبین بزرگسال.
با امید موفقیت برای تک تک بازیگران کوچولوی با استعدادی که نقش آفرینی نمودند...🌱
ممنونم ازثبت نظرات زیباتون هنرمند عزیز🌹🙏وسپاس از اینکه به تماشای اجرای ما نشستید.
۱۹ بهمن ۱۴۰۴
یه اجرای خوب عالی مثل همیشه کارگردان وتهیه کننده خانم شیرین یاهو خسته نباشید عزیزم وبازی عالی شیوا خسرو مهر عزیز وبچه های گروه کودک ونوجوان همیشه بدرخشید وافتخار بود در کنار تمام اعضای گروه طراح اجرای گریم وعکاسی فیلمبرداری از گریم بچه هارو داشتم موفق باشید
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
لیلا خدابخشی
یه اجرای خوب عالی مثل همیشه کارگردان وتهیه کننده خانم شیرین یاهو خسته نباشید عزیزم وبازی عالی شیوا خسرو مهر عزیز وبچه های گروه کودک ونوجوان همیشه بدرخشید وافتخار بود در کنار تمام اعضای گروه طراح ...
ممنونم از نظرات زیباتون هنرمند عزیز وخسته نباشید به همگی عزیزان وعوامل پروژه🌹🎭🌹❤️
۲۳ بهمن ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
درود بر هنرمندانی که این نمایش را روی صحنه آوردند. حکایتشان را چنان در تار و پود ساز و نوای موسیقی اصیل ایرانی تنیده بودند که آدمی گمان می‌کرد داستان و موسیقی از یک مادر زاده شده‌اند. با این همه، گویی افسون قصه بیشتر از رهگذر همان نغمه‌های دل‌انگیز کارگر می‌افتاد و اگر موسیقی را از آن جدا می‌کردی، داستان بی‌آنکه بی‌نمک شود، چندان شیرین‌کاری نمی‌کرد.

اما الحق و الانصاف، بازی آن دو کاراکتر جاهل چنان جان‌دار و پخته از کار درآمده بود که تماشاگر را، خواه‌ناخواه، به تحسین وامی‌داشت. امید که این گروه هنرمند را در آینده نیز بر صحنه تماشا کنیم.
درود.دو روی سکه نمایشی تلفیقی از موسیقی، سنت و هنرنمایی بازیگران بود و شجاعت کارگردان و دیگر عوامل قابل تحسین بود که در میان تئاتر هایی با فضای دارک و موضوعاتی که درد و افسردگی و ... را به نمایش می‌گذارند، این نمایش با رنگ و موسیقی و فرهنگ قدیمی ایرانی بسیار دلنشین بود
۱۰ آذر ۱۴۰۴
درود و خسته نباشید به کارگردان و عوامل کار خوبی بود و حال و هوای نمایش رو دوست داشتم
به امید اجراهای بیشتر ♥️♥️
۱۲ آذر ۱۴۰۴
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
رفیق خوبم، ملیکا جان.
موفقیت روزافزونت را از ته قلبم آرزو دارم.
امیر مسعود این را خواند
ملیکا حبیب اللهی (مزدک میکاییل) این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید
به نظرم، به نسبت فیلمهای این چند ماه اخیر، فیلم قابل قبولی بود و انتخاب بازیگران و گریم قوی ای داشت. اما در عین حال، نکات قابل توجهی هم وجود ... دیدن ادامه ›› دارد.

کاراکتر "احمد پیران" جزو کاراکترهایی هست که کمابیش خیلیا از ما، حداقل یک نمونه از اینجور افراد را دیده ایم. اما اینکه ما چه برداشتی از رفتار امثال احمد پیران داریم، قطعا متفاوت خواهد بود و در این فیلم، ما فقط برداشت کاراکتر "آیهان" از احمد پیران رو شنیدیم و شاید بهتر بود برداشت های دیگه رو هم درک میکردیم.
کاراکتری که آقای سعید آقاخانی بازی کرد، ورود قشنگی داشت اما قوی ادامه دار نشد و در نهایت، جایی که انتظار داشتم نقطه اوج تنش وی با احمد پیران باشد، یخ زده شدم! میشد بیشتر عمق به این کاراکتر داد چراکه فیلم رو جذابتر می نمود.
جدای از اینها، برام سوال بود چرا به مادر "یسنا" پرداخته نشد؟ در هر رخداد تلخی که کودکان را شامل میشود، اولین مهره اصلی برای به تصویر کشیده شدن، مادر اون کودک است. چرا که نشان دهنده درد به مخاطب است اما در این فیلم، مادر کنار گذاشته شد و فقط دوبار وی را دیدیم که دومین تصویر، بازیگر نقش ایشان، گویا خیلی هم ناراحت دخترش نبود.
کاراکتر آیهان از نظرم، قوی تر از بقیه بود اما درباره او هم باگ هایی وجود دارد که به اندازه کاراکترهای دیگر نبود. کاراکتر احمد پیران به آقای حجازی فر نشسته بود.
از گریم و بازیگری آقای علی مصفا در نقش کاراکتر بایرام نباید گذشت. نقش متفاوتی با دیگر نقش های ایشان بود و آنقدر قوی و متناسب بود که در دقایق اول نتوانستم ایشان را تشخیص بدم.
در کل، امیدوارم همیشه موفقیت این تیم را شاهد باشیم. 🌻
طراحی صحنه، طراحی گریم بازیگران، طراحی لباس، موسیقی، نور و اجرای قابل باور بازیگران فراتر از یک اجرای دانشجویی از نظر من بود.
انتقال درد داستان اونقدر قشنگ انجام شد که گذشت زمان رو احساس نکردم.
امیدوارم این تیم رو در کارهای آینده با موفقیت بیشتر ببینیم.🪴
 

زمینه‌های فعالیت

سینما
شعر و ادبیات
تئاتر
موسیقی

تماس‌ها

melykillem
octavuslupus