در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | نگار امیری درباره نمایش تل‌خاب: یادداشتی بر نمایش «تلخاب» به کارگردانی «عباس اقسامی»: «تلخاب» روایت
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 16:18:23
یادداشتی بر نمایش «تلخاب» به کارگردانی «عباس اقسامی»:

«تلخاب» روایتی جاری در میان تاریخ، تصویر و رنج زنانه

امین کردبچه چنگی

نمایش «تلخاب» به نویسندگی رها پوررحمتی و کارگردانی عباس اقسامی این روزها در سالن اصلی تالار مولوی روی صحنه است؛ اجرایی که تلاش می‌کند از دل یک روایت تاریخی، به جهانی چندلایه از قدرت، رنج و روابط انسانی برسد و در این مسیر، میان واقعیت و ذهن، تاریخ و رؤیا در ... دیدن ادامه ›› رفت‌وآمد باشد.

در نگاه نخست، آنچه بیش از هر چیز در «تلخاب» به چشم می‌آید، زبان بصری و شیوه طراحی صحنه است. صحنه فاقد دکورهای رئالیستی است و تنها سه سکوی دایره‌ای بزرگ فلزی با میز و صندلی‌هایی بر فراز آن‌ها، ساختار اصلی فضا را شکل می‌دهند. این سکوهای متحرک که با مکانیزمی چرخ‌دار جابه‌جا می‌شوند، مدام فضا را تغییر می‌دهند و صحنه را از یک موقعیت ثابت درباری به موقعیتی سیال و ذهنی تبدیل می‌کنند. این انتخاب، به نوعی کل نمایش را در وضعیت ناپایداری و تعلیق نگه می‌دارد؛ جایی که هیچ چیز در جای ثابت خود باقی نمی‌ماند.

در سمت راست صحنه، تصویر ماهی بزرگ با دری در مرکز آن قرار دارد؛ عنصری که یکی از مهم‌ترین نشانه‌های بصری نمایش محسوب می‌شود. ورود و خروج بازیگران از دل این ماه، صرفاً یک راهکار اجرایی نیست، بلکه نوعی جهان‌سازی است که در آن مرز میان واقعیت، ذهن و خیال به‌سادگی قابل تشخیص نیست. همین عنصر، به نمایش حال و هوایی نمادین و تا حدی آیینی می‌دهد.

در کنار این ساختار، گروه حرکت با لباس‌های یکدست سیاه و گریم‌هایی خنثی‌شده از نظر جنسیت، تقریباً در تمام طول اجرا حضور دارد. این گروه نه صرفاً نقش مکمل، بلکه نقش یک نیروی دائمی را ایفا می‌کند که در لحظات مختلف، گاه به عنوان سایه‌های ذهنی شخصیت‌ها، گاه به عنوان فشار اجتماعی و گاه به عنوان بازتاب اضطراب درونی آن‌ها عمل می‌کند. این حضور مستمر، فضای نمایش را از حالت خطی خارج کرده و به آن کیفیتی ذهنی و کابوس‌گونه می‌دهد.

نورپردازی رنگی و استفاده گسترده از دود، از دیگر عناصر مهم اجرایی «تلخاب» است. نور در این نمایش صرفاً ابزار روشنایی نیست، بلکه بخشی از زبان روایت محسوب می‌شود؛ گاهی صحنه را به فضایی سرد و تهی تبدیل می‌کند و گاهی آن را به تصویری گرم و پرتنش از قدرت و دربار بدل می‌سازد. دود نیز در اغلب لحظات، به جای آنکه مزاحم دید باشد، به تکمیل فضای بصری کمک می‌کند و عمق و حجم بیشتری به صحنه می‌دهد، بدون اینکه ارتباط مخاطب با اجرا قطع شود.

در سطح روایی، «تلخاب» بر محور یک داستان تاریخی شکل گرفته اما به تدریج به لایه‌های روانی و اجتماعی نزدیک می‌شود. مسئله نازایی ملکه و بحران جانشینی، نقطه آغاز روایتی است که در ادامه به لایه‌هایی از فشار قدرت، ساختارهای درباری و به‌ویژه رنج زنانه می‌رسد. در این میان، موضوع زنان به عنوان یکی از محورهای مهم نمایش، کاملاً قابل توجه است؛ موضوعی که در این روزها نیز از جمله مسائل پررنگ در هنر و جامعه به شمار می‌رود و نمایش تلاش می‌کند از زاویه‌ای تاریخی به آن نزدیک شود.

در این میان، بازی سحر گل‌شیرازی در نقش اصلی بر پایه تسلط بدنی، کنترل بیان و درک دقیق از فضای متن شکل گرفته است. او تلاش می‌کند بار سنگین لحظات احساسی و دیالوگ‌های نمادین را بدون اغراق و در چارچوبی کنترل‌شده پیش ببرد. در کنار او، حضور نویسنده اثر در مقام یکی از بازیگران، لایه‌ای اضافه به اجرا می‌دهد؛ جایی که مرز میان خلق متن و زیستن آن در صحنه کم‌رنگ می‌شود و اثر، نوعی کیفیت خودارجاع پیدا می‌کند.

همچنین شخصیت‌هایی مانند ندیمه و فالگیر، در کنار سایر کاراکترهای زن، به نوعی لایه زنانه نمایش را کامل می‌کنند؛ هرکدام در موقعیتی متفاوت اما مرتبط با رنج، مراقبت، شهود یا همدلی. این تنوع در حضور زنانه، باعث شده نمایش از یک روایت صرفاً درباری فراتر برود و به حوزه روابط انسانی و اجتماعی نزدیک‌تر شود.

با وجود تمام این عناصر، «تلخاب» گاهی در مرز میان روایت و تصویر در نوسان است. حجم بالای نشانه‌های بصری، نور، دود و حرکت، در برخی لحظات ممکن است بر وضوح روایت غلبه کند و مخاطب را بیشتر در فضای زیبایی‌شناسانه نگه دارد تا در خط داستانی. با این حال، این ویژگی در کلیت اجرا به یک جهان یکپارچه تبدیل شده که تجربه دیداری آن را تقویت می‌کند.

در جمع‌بندی می‌توان گفت «تلخاب» تلاشی است برای ساختن یک تئاتر چندلایه؛ نمایشی که هم به تاریخ نگاه می‌کند، هم به قدرت و ساختارهای آن، و هم به مسئله زن و رنج او که در این روزها نیز همچنان یکی از موضوعات مهم و قابل توجه در هنر و جامعه محسوب می‌شود. اجرایی که با وجود برخی فراز و فرودها، موفق می‌شود جهانی تصویری و قابل‌تأمل روی صحنه بسازد و مخاطب را در فضای خود نگه دارد.

منبع: روزنامه سایه
امیرمسعود فدائی و سینا دهقان این را خواندند
مهدی حیدری این را دوست دارد
برای بهره بهتر از تیوال لطفا عضو یا وارد شوید