خطرنج: تولد یک ضد قهرمان کامویی
به نظرم خطرنج یک درام روانشناختی قدرتمند و با کیفیت است که حتما ارزش تماشا دارد.
با توجه به ارتباط خیلی
... دیدن ادامه ››
خوبی که با رمان "تصرف عدوانی" وقتی 5 یا 6 سال پیش خوانده بودمش گرفته بودم به تماشای این نمایش نشستم و از این تجربه بسیار راضی بودم.
به نظرم در وهله اول با یک طراحی صحنه و طراحی نور بسیار بسیار هوشمندانه مواجه بودیم که به شدت در خدمت درام است، به نظرم قرار گیری هوشنگ در فضایی مرتفع تر از ستاره به نوعی تقویت کننده حس بیننده در مورد خواستن و تمنای ستاره و همچنین نماینده قلمرو شخصی و هویت هنری تیره و مخدوش هوشنگ است که ستاره به ندرت به آن دسترسی دارد.
در کنار آن در مرکزیت قرار گرفتن تخت خواب در این فضای شبه خانه به عنوان چیزی که احتمالا در معماری مرسوم نباشد، اشارهای مداوم به مرجع سوالات مرکزی نمایش در مورد عشق و صمیمت و همچنین میل و آسیب پذیری انسان در آن فضاها دارد؛ یا شاید در واقع اشاره به جایی که در آن هوشنگ وارد "حریم" ستاره شده است و از آن به بعد بوده است که همه چیز تغییر کرده است. هر چه بوده است به نظرم هوشمندانه بوده است!
اما به نظرم شیمی بازیها، حداقل برای من، کاملا اثرگذار بود و همانطور که فروپاشی تدریجی هوشنگ در گذر زمان نمایش را به خوبی حس کردم و به آن متصل شدم، آسیب پذیری ستاره و ضعیف شدن او نسبت به آن چه در آغاز نمایش از او دیدم نیز کاملا برای من محسوس بود.
به نظرم هم عباس جمالی و هم مهتاب ثروتی در این نمایش انعطاف پذیری خود در بازیگری را نشان دادند که این موضوع بسیار برای من قابل توجه بود.
همچنین بازی شادی ضیایی در نقش لیلی را نمیتوان نادیده گرفت چرا که اتفاقا به نظر من تکمیل کننده این نمایش بود با وجود اینکه بار دراماتیک نمایش بیشتر بر دوش دو بازیگر دیگر بود.
به نظر من، خطرنج بیش از آنکه تعریفی برای عشق ارائه دهد، مرز باریک میان مسئولیت و آزادی فردی را برای ما نشان میکند و یاد آور میشود که شاید عشق (همانطور که در طول نمایش برای شخصیت ها مورد سوال است) قابل تعریف نباشد؛ اما نا معین بودن آن به هیچ عنوان توجیهی برای تعلیق یا آسیب وارد آوردن به دیگری نیست.
هوشنگ در قلمرو آزادی شخصی در مورد تنهاییاش رویاپردازی میکند اما انتخاب او برای تنهایی پس از آسیب به ستاره، دیگر یک انتخاب شخصی نیست، بلکه به قلمرو مسئولیت اخلاقی او وارد میشود و شاید به جرئت بتوانم بگویم که هوشنگ نمونه بارز یک ضد-قهرمان کامویی است؛ شخصیتی که مدام از آزادی سخن میگوید، اما بهای این آزادی را دیگری میپردازد، از ابهام به جای صداقت بهره میگیرد و با معلق نگاه داشتن دیگری، از پذیرش مسئولیت اخلاقی انتخاب های خود میگریزد.
امتیاز من به این نمایش کمی کمتر از 5 ستاره ولی بیشتر از 4 ستاره است.
خسته نباشید.