2"}
عجیب است که گاهی بیشتر از اسم خودمان، ایرادهای بدنمان را بلدیم.
انگار سالها وقت گذاشتهایم تا یاد بگیریم کدام قسمت باید کوچکتر باشد، کدام قسمت باید تغییر کند و کدام قسمت را نباید دوست داشته باشیم.
اما هیچکس به ما یاد نداد از بدنمان بپرسیم: «این همه سال چطور بار زندگی را برایم به دوش کشیدی؟»
این روزها، به واسطهی نمایش «بدن بینقص»، بیشتر از قبل به این سؤال فکر میکنم. اینکه شاید مشکل از بدنهای ما نبوده؛ از روایتهایی بوده
... دیدن ادامه ››
که دربارهشان شنیدهایم. روایتهایی که مدام میگفتند باید شبیه چیزی باشیم که واقعی نیست.
شاید وقتش رسیده به جای اینکه هر روز بدنمان را قضاوت کنیم، کمی بیشتر به آن احترام بگذاریم. نه چون کامل است، بلکه چون واقعی است.
و شاید «بینقص» بودن، از همان روزی شروع شود که دیگر خودمان را با خطکش دیگری اندازه گیری نکنیم