در روز
از روز
تا روز
آغاز از ساعت
پایان تا ساعت
دارای سانس فعال
آنلاین
کمدی
کودک و نوجوان
تیوال | آوا فیاض درباره نمایش تابوت عهد: نقد مارکتینگ نمایش «تابوت عهد» در مارکتینگ «تابوت عهد» با متریال و
SB > com/org | (HTTPS) localhost : 23:09:17
نقد مارکتینگ نمایش «تابوت عهد»

در مارکتینگ «تابوت عهد» با متریال و ایده‌های خوبی مواجهیم، اما چیزی که بیش از هر چیز به چشم من آمد، نبود یک مدیریت یک‌پارچه برای کنار هم قرار دادن و هدایت این ظرفیت‌هاست. انگار یک مسئول واحد وجود نداشته که مجموعه‌ی اقدامات مارکتینگ را از تولید محتوا تا انتشار و ارائه‌ی اطلاعات، در یک مسیر مشخص مدیریت و پیگیری کند. به همین دلیل، با وجود نکات مثبت متعدد یک مسیر منسجم و هدف‌مند را شکل نگرفته است.

تیزرها؛ نقطه قوت مارکتینگ نمایش
یکی از نقاط قوت مارکتینگ «تابوت عهد»، مجموعه تیزرهای ویدیویی آن است. این تیزرها علاوه بر کیفیت قابل‌قبول تولید، خط روایی و ایده‌ی مشخصی برای معرفی ... دیدن ادامه ›› نمایش دارند.
بخشی از تیزرها پیش از وقوع رخداد نمایش را نشان می‌دهند. این انتخاب جذاب است، چون پیش‌زمینه‌ای برای اتفاق اصلی نمایش می‌سازد.
در تیزر اصلی‌تر نیز بخشی از داستان معرفی می‌شود و فرم اجرایی اثر تا حدی به مخاطب منتقل می‌شود. شخصیت‌هایی که در تصویر ساکت‌اند ولی دیالوگ‌های‌شان روی تصویر با نریشن آمده است، فضای مینیمالیستی نمایش را نشان می‌دهد و دیالوگ‌های انتخاب‌شده نیز هوک‌های تبلیغاتی مناسبی هستند.
اما مسئله از همین‌جا خودش را نشان می‌دهد: این محتوای خوب کجا استفاده شده است؟
در صفحه‌ی نمایش در تیوال، که مرجع اصلی مخاطب برای دریافت اطلاعات و خرید بلیت است، هیچ‌کدام از این تیزرها وجود ندارند. من برای نوشتن این یادداشت سرچ کردم و ویدیوهای دیگر را در صفحه‌ی عوامل در اینستاگرام دیدم؛ اما چند درصد مخاطبین به صفحات شخصی عوامل مراجعه می‌کنند؟ این محتواست که باید از کانال و در زمان درست، خودش را به دست مخاطب برساند.

خلاصه داستان و تگ‌لاین
خلاصه‌ی داستان نمایش بسیار کوتاه و بیش از حد مبهم است:
«در یک صبح تاریک و طولانی، زن و مردی با خود و با یکدیگر مواجه می‌شوند.»
این جمله بیش‌تر یک توصیف فضاساز است و تقریبن هیچ اطلاعاتی درباره‌ی رابطه‌ی این دو نفر، موقعیت آن‌ها یا کشمکش اصلی نمایش به مخاطب نمی‌دهد.
در مقابل، تگ‌لاین نمایش بسیار جذاب‌تر عمل می‌کند:
«تو می‌خوای با رئیس خودت رابطه داشته باشی ولی نمی‌خوای باهاش دیده بشی!»
این جمله موقعیت اصلی داستان را معرفی می‌کند، رابطه‌ی دو شخصیت را توضیح می‌دهد و هم‌زمان کنجکاوی ایجاد می‌کند. مخاطب می‌فهمد با دو هم‌کار مواجه است و میان آن‌ها رابطه‌ای احتمالن مخفی شکل گرفته؛ اطلاعاتی که خلاصه‌ی داستان از انتقال آن بازمانده است.

از طرف دیگر، در معرفی سبک نمایش نیز فقط به «اجتماعی» بودن آن اشاره شده؛ در حالی که نمایش، اثری رئالیستی و درام است و شیوه‌ی اجرایی آن نیز به‌شدت مینیمالیستی است. این اطلاعات می‌تواند در انتخاب مخاطب نقش مهمی داشته باشد.
بخشی از واکنش‌های منفی مخاطبان نیز می‌تواند از همین‌جا ناشی شود. نمایش، سکوت و سکون زیادی دارد و برای مخاطبی که به چنین فرم اجرایی علاقه ندارد، ممکن است تجربه‌ی مناسبی نباشد. اما موضوع فقط سلیقه نیست. افرادی که در شرایطی با اضطراب پنهان، استرس و تنش روانی بالایی قرار دارند ممکن است در مواجهه با یک اجرای بسیار ساکت، کم‌تحرک و مینیمالیستی، آزار جدی را تجربه کنند.
همان‌طور که وقتی اجرایی شامل صحنه‌های خشن، تیراندازی و خون‌ریزی شدید است، بهتر است به مخاطبانی مانند زنان باردار یا بیماران قلبی هشدار داده ‌شود، ذکر ویژگی‌های اجرایی که ممکن است برای بخشی از مخاطبانی که درگیر مشکلات روحی یا اضطراب هستند نیز می‌تواند بخشی از معرفی درست اثر باشد. اگر مخاطب از ابتدا بداند قرار است با چنین فرمی مواجه شود، می‌تواند آگاهانه انتخاب کند. در غیر این صورت، ممکن است فردی وارد سالن شود که این تجربه برای او مناسب نیست، دچار آزار شود و بعد نارضایتی خود را در قالب نظر منفی منتشر کند؛ اتفاقی که می‌تواند به ضدتبلیغ برای نمایش تبدیل شود.

اقتباس و تغییرات متن
نکته‌ی دیگری که باید در معرفی نمایش مورد توجه قرار می‌گرفت، اشاره به تغییرات و دراماتورژی متن نسبت به نمایش‌نامه‌ی اصلی «تابوت عهد» و برجسته کردن آن است.
مخاطبانی هستند که نمایش‌نامه را خوانده‌اند و با پیش‌زمینه‌ی ذهنی مشخصی وارد سالن می‌شوند. این مخاطب حق دارد بداند متنی که قرار است ببیند، با آن‌چه پیش‌تر خوانده متفاوت است.

هویت بصری؛ خوب، اما نه لزومن در خدمت معرفی اثر
لوگوتایپ نمایش از نظر طراحی قابل‌قبول و تمیز است و پوستر نیز از نظر اجرای گرافیکی کار باکیفیتی است؛ اما این کیفیت الزامن به معرفی نمایش کمک نمی‌کند.
پوستر اطلاعات مرتبطی درباره‌ی فضای داستان یا موقعیت شخصیت‌ها به مخاطب نمی‌دهد و مشخص نمی‌کند قرار است با چه جهانی مواجه شود. در نتیجه، با وجود کیفیت مناسب اجرای گرافیکی، این متریال در خدمت معرفی درست اثر قرار نگرفته است.
اگر از ابتدا یک مدیریت مشخص برای مارکتینگ نمایش وجود داشت، می‌شد از همین ظرفیت‌ها روایتی منسجم ساخت: معرفی رابطه‌ی شخصیت‌ها، تأکید بر مینیمالیستی و رئالیستی بودن اجرا، اشاره به تغییرات متن اصلی و مجموعه‌ای از اطلاعات که می‌توانست مخاطب هدف را دقیق‌تر به سمت نمایش هدایت کند و از ورود مخاطبی که اساسن انتخاب مناسبی برای این فرم اجرایی نیست نیز جلوگیری کند.

مشکل مارکتینگ «تابوت عهد» به نظر من نداشتن محتوای خوب نیست؛ نداشتن یک مدیریت واحد است برای این که این محتواهای خوب دقیقن چه چیزی را، به چه کسی، از چه کانالی و در چه زمانی منتقل کنند.

در پایان به مجتبا جدی، صادق برقعی (که همیشه از دیدن بازی‌اش لذت می‌برم) و تمامی عوامل نمایش خسته نباشید و خدا قوت می‌گویم.

پی‌نوشت: یادداشتی که خواندید نقد خودِ نمایش «تابوت عهد» نیست؛ تمرکز آن صرفن بر بخش مارکتینگ این اجراست. آگاهانه از نقد سایر جنبه‌های نمایش صرف‌نظر کرده‌ام تا تمرکز از موضوعی که بر اساس تجربه‌ی سالیانم در حوزه‌ی مارکتینگ هنر به آن می‌پردازم، برداشته نشود. «تابوت عهد» در این یادداشت می‌تواند یک کیس‌استادی باشد؛ چرا که بسیاری از نکاتی که درباره‌ی مارکتینگ این نمایش مطرح می‌کنم، در مورد نمایش‌های دیگر نیز صدق می‌کند.