درود
در روزگاری که گفتوگو میان انسانها اغلب به بنبست میرسد، نمایش The Sure Thing اثر دیوید ایوز، با سادگی ظاهری و پیچیدگی درونیاش، یادآور لحظهای است که «کلمه» میتواند جهان را دوباره آغاز کند. این اثر برای من نه صرفاً یک کمدی کوتاه، بلکه تمرینی فلسفی درباره انتخاب، تکرار، و امکان دوباره گفتن است. ایوز، نویسندهای است که زبان را به میدان بازی تبدیل میکند. در The Sure Thing، هر زنگ روی میز، فرصتی تازه برای بازنویسی سرنوشت است. این نمایش، در ظاهر گفتوگویی ساده میان دو انسان است، اما در عمق خود، پرسشی درباره ماهیت زمان و آزادی مطرح میکند. در مواجهه با این متن، من به عنوان کارگردان، تلاش کردهام ریتم درونی زبان را به تصویر تبدیل کنم؛ جایی که هر جمله، هر مکث، و هر زنگ، نه فقط بخشی از دیالوگ، بلکه ضربان قلب نمایش است. صحنه ما در شهریور، یک کافه مینیمال است؛ دو صندلی، یک میز، و زنگی که جهان را تغییر میدهد. نور، از سرد به گرم حرکت میکند، همانگونه که گفتوگو از تردید به یقین میرسد. در طراحی میزانسن، هر تکرار نه بازگشت، بلکه تغییر زاویه نگاه است. بازیگران در هر زنگ، اندکی متفاوت مینشینند، اندکی متفاوت نفس میکشند، تا مخاطب حس کند جهان در حال بازنویسی است. بت و بیل، دو انسان معمولیاند که در گفتوگویی ظاهراً روزمره، به فلسفه انتخاب میرسند. در اجرای من، این دو شخصیت نه تیپ، بلکه دو قطب از ذهن انساناند یکی میل به ثبات، دیگری عطش تجربه. در تمرینها، از بازیگران خواستهام هر تکرار را با حافظه تازهای بازی کنند؛ گویی هیچکدام از نسخههای قبلی وجود نداشتهاند. این رویکرد، به بازیها کیفیتی زنده و غیرقابل پیشبینی میدهد. در زیر طنز و ریتم سریع دیالوگها، پرسشی جدی نهفته است: آیا انسان میتواند با تکرار، به حقیقت برسد؟ زنگ روی میز، استعارهای از لحظه بازنشانی جهان است از فرصت دوباره برای گفتن «بله» یا «نه». در این اجرا، تلاش کردهام این مفهوم را با نور، سکوت، و فاصله فیزیکی بازیگران برجسته کنم؛ تا مخاطب حس کند هر انتخاب، جهانی تازه میسازد. من این اثر را نه برای نمایش مهارت، بلکه برای تجربه گفتوگو ساختهام. در جهانی پر از صدا، شاید سکوت میان دو جمله، همان جایی باشد که تئاتر زنده میشود. امید دارم اجرای مرداد و شهریور،
... دیدن ادامه ››
فرصتی باشد برای گفتوگو میان ما و مخاطبان، نه درباره درست یا غلط، بلکه درباره امکان دوباره گفتن. The Sure Thing برای من تمرینی است در فروتنی زبان و جسارت انتخاب. هر زنگ، یادآور این است که هیچ گفتوگویی تمام نمیشود، مگر آنکه ما بخواهیم دوباره آغازش کنیم.